شهید محمود زارع بنادکوکی

 


زندگینامه


در سرتاسر سنت مرسوم محمدی (ص) این سیلاب خون شهید است که همه ذهنیت‌های عافیت طلبانه را لایروبی می‌کند و زمینه تحقیق آرمان‌های والای انساین را فراهم می‌سازد.

براستی ردای زیبای شهادت برازنده است بر کاروان بی کران عزیزانی که قامتشان همه مردانگی، شرف و غیرت بود، آنانکه بر شط خون شناور گشته و از میادین مین مردانه گذشتند تا مسیر عزت و آزادگی را در پیچ پیچ تاریخ انسانیت با لاله و شقایق زینت بخشند. آنانکه در راه خدا خون دادند و در غم محرومان و ستمدیدگان از ظلم ظالمان تاریخ خون دل خوردند و فریاد عدالتخواهیشان در گلو شکست، آن دوستان پاک بسیجی که در خطوط مقدم جبهه به هنگام مجروحیت با دست و پای قطع شده لبخند رضایت می‌زدند تا همسنگران تضعیف روحیه نشوند، این رادمردان به پیامبرشان حضرت محمد (ص) اقتدا کردند که طی کمتر از ده سال حدود هشتاد بار در راه خدا و تحقق دین او جنگید و در این راه زخم‌های بسیاری برداشت تاریخ هیچ کجای بدن پیغمبر (ص) را سراغ ندارد که در مسیر تحقق احکام الهی مجروح نشده باشد.

سبکبالان عاشقی که مولایشان حضرت علی (ع) است او که امیر مومنان و خصم ستمگران است. او که حاضر نشد به ناحق دانه جوی را از دهان مورچه‌ای بگیرد اما در برابر ریاکاران و زورگویان همانند یک جنگجوی قهرمان شمشیر روی سر می‌چرخاند و سر مزدور و ظالم می‌پراند.

آری شهیدان ما امام و مقتدایشان حضرت حسین ابن علی (ع) است که سخاوتمندانه خون خود و تمامی عزیزانش را در جهت نجات اسلام از انحراف هدیه نمود و رهبرشان خمینی کبیر (ره) است که تمام عمر شریف خویش را در مسیر مبارزه با مستکبران و احیاء اسلام ناب وقف نمود. تاریخ ۱۴۰۰ ساله شیعه همواره با درخشش لاله‌های خونین پیکر و مرغان آغشته به خون منور است.

و جانباز شهید محمود زارع یکی از این رهروان راستین بود. از خیل رهروانی که پس از چند سال همچنان نمازهای عاشقانه در بازی دراز و خلصه‌های مجاهدانه در هورالهویزه، راز و نیاز و نیایش‌های شب هنگامش بر خاک‌های گرم جنوب و کوه‌های یخ زده غرب به همراه ایثارگریها و شجاعت‌های مردانه‌اش در عملیات‌های بدون بازگشت گروه القارعه طنین انداز گوش عاشقان و همسنگران است.

شهید جانباز محمود زارع در سال ۱۳۴۰ در یک خانواده مذهبی کارگری چشم به دنیا گشود و از نخستین روزهای شکل گیری انقلاب به همراه برادر شهیدش (کاظم) در تمامی صحنه‌ها و میادین مبارزاتی حضوری فعال داشت و با درکی صحیح و تیزهوشی خاصی همواره خار چشم کج اندیشان بود. او از نخستین گروه‌هایی بود که به منظور جهاد و مقابله با ضد انقلاب داخلی بطور داوطلب عازم کردستان گردید و با آغاز جنگ تحمیلی در کنار برادرش کاظم به مصاف با دژخیمان بعثی پرداخت، در آبان ماه ۶۱ پس از دو سال جهاد بی امان هنگامی که کاظم در یک عملیات نفوذی در شهر مندلی عراق به فیض شهادت نائل گشت، محمود نیز در ارتفاعات الله اکبر مشغول جهاد با متجاوزین بعثی بود و پس از اینکه تلاش‌های بی وقفه‌اش جهت یافتن پیکر مطهر برادر در منطقه مندلی بجائی نرسید با دلی پر درد خبر شهادت جانگداز کاظم را به خانواده رساند.

جانباز شهید محمود زارع آن عزیزی که خود از خانواده معظم شهداء بود و بعنوان یکی از بسیجیان قهرمان لشکر ۱۰ حضرت سید الشهداء (ع) در طول شش سال در خطوط مقدم جبهه حضوری مستمر و فعال داشت و با شرکت در اغلب عملیات از جمله والفجر مقدماتی – والفجر یک – والفجر دو و سه – خیبر – رمضان بیش از ۶ بار از نواحی مختلف سر، گردن، حنجره، پهلو، شکم، دست و کتف راست مجروح گردید و سرانجام در عملیات پیروزمندانه والفجر ۸ در حالی که مسئولیت هدایت گردان همیشه پیروز حضرت علی اکبر (ع) را عهده دار بود از نواحی شکم کمر و پاها به شدت مجروح و ضایعه نخاعی گردید. عارضه نخاعی شدن او درد ناشناخته و جانکاهی بود که تا هنگام شهادت لحظه‌ای او را رها نکرد.

شهید محمود زارع پس از مجروحین با توجه به تحمل انواع جراحات وارده و درد جانکاه نخاعی در صحنه‌های اجتماعی – سیاسی حضوری موثر داشت و در مسئولیت‌های احداث ستاد مقر تبوک لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) معاونت بسیج مرکزی سپاه ناحیه کرج، معاونت و سرپرست بهداشت و درمان بنیاد جانبازان کرج انجام وظیفه نمود.

شهید محمود پس از انجام چندین عمل جراحی در داخل و خارج کشور و تحمل انواع دردها و رنج‌هایی که قلم قادر به توصیف آن نیست، دردی که در طول هفت سال حتی دمی او را آسوده نگذاشت و این شهید بزرگوار با روحیه‌ای مقاوم و استوار و با صبر و سکوت آن درد مزمن را تحمل می‌کرد بگونه‌ای که درد را نیز شرمنده می‌ساخت و سرانجام در شامگاه پنجشنبه دوازدهم دی ماه ۱۳۷۰ به خیل شهیدان پیوست و روح پاکش فارغ از آن درد جانکاه و جسم پژمرده و تب دار به دیدار معبود شتافت.

شهید زارع طی هفت سال مجروحیت همواره با ذکر خدا و توسل به ائمه اطهار (ع) با صبر و استقامت آن دردهای جانکاه و طاقت فرسا را تحمل نمود و همانند شمع به پای نهال انقلاب ذوب گردید. او با روحیه‌ای وصف ناپذیر همیشه راضی بود به رضای دولت یار، او همیشه سنگ صبور عزیزان جانباز بود و این عزیزان را به استقامت و شکیبایی دعوت می نمود.

تاریخ تولد: ۱۳۴۰

تاریخ مجروحیت: ۶۴/۱۱/۲۱ عملیات فاو

تاریخ شهادت: ۱۳۷۰/۱۰/۱۲

 


وصیتنامه


 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.