شهید منوچهر (صادق) عطایی

 


زندگینامه


شهید صادق عطایی در سال ۱۳۴۴ در یک خانواده مذهبی چشم به جهان گشود او در دوران نوجوانی بسیار صبور و متین بود و هرگز در رفتار با پدر و مادر از محدوده ادب و احترام خارج نمی شد از همان نوجوانی برای نزدیکی به خدا نماز را در اول وقت می خواند ، هیچ وقت پیوند خود را با خدای خویش نگسست و هیچ امر بیهوده ای توجه او را جلب نکرد و همیشه از فکر و گفتار و کردار بیهوده پرهیز می کرد . در اکثر جلسات دینی شرکت می کرد و به دعا و مجالس مذهبی اهمیت زیادی می داد و نظرش این بود این جلسات انسان را از نظر معنوی تقویت می کند و برای یافتن صراط مستقیم مدد رسان می باشد.
دوران نوجوانی او همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی بود و مانند دیگر یاران صدیق امام در راهپیمایی و تظاهرات شرکت می کرد. جهاد در راه اسلام هدف او بود و با عزمی راسخ در این راه قدم بر می داشت. با شروع جنگ تحمیلی در جبه ها حاضر شد و با رشادت تمام به نبردی جانانه با دشمنان اسلام پرداخت . بارها در مناطق عملیاتی مجروح شد ولی هیچگاه خانواده را از مجروحیت خود آگاه نمی ساخت و در جواب خانواده که از او می خواستند مدت بیشتری در کنار آنان بماند می گفت : منزل برای استراحت جسم است ولی استراحت روح در پرتوی مسجد، جبه و جنگ است تا اینکه سعادت با او یار شد و در سال ۶۵ در سن ۲۱ سالگی شربت شهادت نوشید و به حق پیوست.

 


وصیتنامه


اللهم اجعل محیا ی محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد
خداوندا زندگی مرا مانند محمد (ص) و خاندانش و مرگم را نیز مانند محمد (ص) و خاندانش شها دت در راه خودت قرار بده.
پروردگارا گناهانم را ببخش و مرا لایق همجواری شهدا قرار بده ، پدر و مادر صبور و استوار باشید که دشمنان ما از این صبر به ستوه آمده اند، ای عزیزان به خودتان غم و اندوه راه ندهید،فرزندان شما راهی را رفته اند که امام حسین (ع) و یاران با وفای او رفتند.
ای پدر و مادر آگاه باشید که فرزندنتان امانتی بود که آنرا با افتخار به خداوند پس دادید. مادر جان از تو میخواهم در صورت شهادتم گریه نکنی تا باعث ناراحتی خود و شادی دشمنان اسلام و قرآن نشوی و هر وقت به یاد من افتادی برای مظلومیت امام حسین (ع) گریه کن. از برادران عزیزم می خواهم که همیشه و در همه حال پایبند به دین اسلام باشند و سعی کنند از حامیان این راه بوده و هیچگاه امام را تنها نگذارند زیرا این امام بود که این انقلاب را به ثمر رساند.
از خواهرم می خواهم که حجابش را حفظ کند تا مشت محکمی باشد بر دهان دشمنان اسلام ، که حجاب پاسدار خون شهدا است.
نماز اول وقت ، نماز جماعت ، نماز جمعه ، زیارت عاشورا و دعای توسل از یادتان نرود.
ای عزیزان از شما می خواهم مرا حلال کنید و در این بیاندیشید که ما برای چه شهید شدیم و چه راهی را برای رسیدن به این مقصود برگزیدیم. انشاا… که خداوند متعال از گناهانم بگذرد.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
التماس دعا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.