عملیات والفجر ۸ – ام الرصاص


عملیات والفجر ۸ در بیستم بهمن ماه سال ۱۳۶۴ در دو قسمت انجام گرفت: تک اصلی و تک پشتیبان

ابتدا تک پشتیبان در جزیره ام الرصاص انجام گرفت. ام الرصاص به شهر مهم بصره بسیار نزدیک بود و دشمن که احساس خطر کرد، تمام قوای خود را به آن منطقه گسیل کرد. رزمندگان اسلام هم از فرصت استفاده کرده و عملیات اصلی را در فاو انجام دادند و توانستند منطقه ی حساس و استراتژیک فاو را تصرف کنند و به این ترتیب دست عراق را از خلیج فارس کوتاه کنند.

بنابراین گردان علی اکبر از تیپ ۱۰سیدالشهداء به همراه یگان های دیگر در یک حمله ایذایی به جزیره ام الرصاص، رو به روی بندر خرمشهر، وظیفه منحرف کردن توجه عراق را به عهده گرفت که نقش قابل توجهی را در تضمین پیروزی رزمندگان در محور اصلی داشت.

در این عملیات گردان حضرت علی اکبر (ع) بصورت آبی ـ خاکی عمل نمود و حدود ۴۰ شهید تقدیم کرد. گروهان های جهاد، شهادت و ایثار به ترتیب توسط قایق به جزیره ام الرصاص منتقل و به دشمن حمله نمودند. از شهدای شاخص گردان در این عملیات می توان به شهید سرافراز علی معروف خانی، شهید سید محمود اعتصامی، شهید دکامی، شهید حیدری بلوری و… اشاره کرد. محمد ملکی نیز در این عملیات به اسارت نیروهای بعثی درآمد.

 

عملیات والفجر ۸ اولین عملیات آفندی بود که گردان علی اکبر پس از تشکیل مجدد در آن شرکت می کرد. نیروهای گردان برای این عملیات ماهها آموزش های سخت آبی-خاکی دیده بودند.

وقتی گردان علی اکبر از پدافندی جزیره مجنون در اواسط پاییز ۶۴ برگشت، در اردوگاه شهید گلکار واقع در روبروی دوکوهه مستقر شد. در همین زمان حاج علی فضلی فرمانده تیپ سیدالشهدا به اردوگاه رفت اعلام آماده باش ۱۰۰% کرد و وعده ی عملیات قریب الوقوع داد. لذا مانورهای در همین ارتباط صورت گرفت و نیروها از زیر آتش سنگین دوشکا و تیربار و ضدهوایی عبور کردند و راهپیمایی طولانی و سنگینی انجام دادند و حمله به خط دشمن فرضی را تمرین نمودند.

بعد از آن گردان به کنار رود دز نقل مکان کرد و آموزشها آبی-خاکی شد. در رود دز، تمرین شنا و عبور در آب و قایق سواری در دستور کار قرار گرفت.

در ۶ صبح روز جمعه  ۲۹/۹/۶۴ گردان از کنار دز جا کن شد و به اردوگاه ام نوشه (یکی از روستاهای دارخوئین، داخل نخلستانها،‌ کنار کارون) نقل مکان کرد. عبور از رودخانه خروشان کارون با آب خیلی سرد، بلم سواری و پاروکشی، حمله به ساحل، باتلاق پیمایی در گل ها از جمله آموزش هایی بود که در این منطقه انجام می گرفت. آموزش ها بسیار سخت بود و در سرمای وحشتناک آن فصل از سال، بچه ها بیشتر وقتشان را در آب و گِل می گذراندند و گاهی تا ۱۸ ساعت در شبانه روز تمرین می کردند ولی هیچکس اعتراض نمی کرد. نیروها رفته رفته با هم آشنا و صمیمی می شدند و از روحیه بسیار خوبی برخوردار بودند.

در این زمان مرخصی ۱۰ روزه ای به نیروها داده شد و پس از بازگشت از مرخصی، گردان در اردوگاه کوثر مستقر گردید. همزمان نیروهای جدید هم به گردان اضافه شدند و حاج ابوذر خدابین هم به عنوان فرمانده گردان علی اکبر معرفی شد و به ترتیب حمید تقی زاده و عباس رنجی، معاون اول و دوم شدند. حالا دیگر گردان علی اکبر پر از نیرو و کادر قوی و با تجربه شده بود. محمود زارع، تقی دلیلی هم به کمک آمده بودند و حاج علی گروسی هم که از همان ابتدای تشکیل مجدد گردان، با وجود آنکه گفته بود مسئولیت نمی پذیرد ولی به عنوان نیروی آزاد به کمک گردان آمده بود تا خالصانه تجربیاتش را در اختیار بگذارد.

دهم بهمن گردان برای تکمیل آموزش ها دوباره به ام نوشه رفت و تخریب و اتاق گاز هم آموزش داده شد. دوباره مانورهایی در جزایر کوچک کارون برگزار شد.

بعد از ظهر شانزدهم بهمن نیروهای گردان با اتوبوس از ام نوشه به بیمارستان متروکی در خرمشهر منتقل شدند تا به منطقه عملیات اعزام شوند.

به دلیل اشکالی که در غذا وجود داشت تمام نیروهای تیپ ۱۰ سیدالشهدا مسموم شده و همه شان اسهال شدند.

حضور در بیمارستان سه چهار روز به طول انجامید. نیروها در این فاصله نامه و وصیتنامه می نوشتند و از یکدیگر طلب حلالیت و شفاعت می نمودند. جشن حنابندان هم توسط تعدادی از بچه ها برگزار شد.

سرانجام روز ۲۰ بهمن مهمات به نیروها تحویل شد. ساعت ۱۴ همه در محوطه بیمارستان جمع شدند و علی فضلی برایشان سخنرانی کرد و سید جمال قریشی و کویتی پور مداحی کردند.

بعد از مراسم نحوه ی عملیات از روی نقشه برای نیروها توضیح داده شد، هرچند که بعدها مشخص شد برآوردهای اطلاعاتی از آن منطقه دقیق نبوده است.

اذان مغرب نیروها سوار بر اتوبوس شده به سمت پل آهنی در غرب خرمشهر رفته و از آنجا به بعد پیاده به سمت اسکله راه افتادند.

غواصان زودتر رفته بودند تا خط را بشکنند و معبرهایی را برای ورود نیروها به جزیره ام الرصاص باز کنند.

همان اول کار، بر اثر خمپاره، فرمانده گردان؛ ابوذر خدابین دچار موج گرفتگی شدید شد و هدایت کار را معاون اول او حمید تقی زاده به عهده گرفت.

حاج علی گروسی در اسکله ایستاده بود و با آرامش و تجربه نیروها را روانه کرد. ساعت ۱۲ شب بچه‌ها در قایقها مستقر شدند و عملیات با رمز مقدس یا زهرا (س) شروع شد. باران باریدن گرفت و روحیه ی مضاعفی به نیروها داد.

حرکت قایق ها به سمت جزیره آغاز شد ولی بر اثر اصابت خمپاره به تعدادی از قایق ها، عده ای شهید و مجروح شدند. چند قایق هم میانه ی اروند خاموش شدند و از بقیه عقب ماندند. ۳۰/۱ بامداد گروهانها یکی یکی به جزیره رسیدند ولی از جایی که قرار بود پیاده شوند فاصله داشتند. تشابه اسمی گروهان های گردان علی اکبر با گروهان های گردان های دیگر نیز بیشتر باعث شد همه چیز قاطی شود و مدتی طول کشید تا دوباره نیروها جمع شوند.

۳ صبح گروهان جهاد خط اول را پاکسازی کرد و با تیپ امام رضا (ع) الحاق کرد.

گروهان ایثار و گروهان شهادت مستقیم عرض جزیره را به سمت جنوب رفتند و دسته ویژه از وسط جزیره به سمت راست جدا شد تا مقر فرماندهی آنجا را تصرف کند.

کار در جزیره، کنار پل ام البابی گره خورد. عراق شدیدا آتش می ریخت و نیروی کماندو و تانک و تجهیزات وارد جزیره می کرد. مقر فرماندهی دشمن چند بار دست به دست شد ولی تعداد زیادی از بچه ها به شهادت رسیدند و تعداد زیادی هم به شدت مجروح شدند.

۶ صبح حاج کلهر خود به جنوب جزیره رفت تا اوضاع را از نزدیک بررسی کند.

۹ صبح گروهان ویژه به مسئولیت شهید کریم آخوندی به کمک آمد ولی همان ابتدای کار، آنها هم از جمله خود آخوندی به شهادت رسیدند.

۱۰ صبح دستور رسید مجروحان و شهداء را از جزیره تخلیه کنند. بعد از ظهر هم دستور ترک جزیره ابلاغ شد.

ساعت ۱۷ نیروها از جزیره خارج شدند و به همان بیمارستان متروکه در خرمشهر بازگشتند، در حالی که بسیار ناراحت بودند از شکست عملیات و عقب نشینی. پیکرهای مطهر بسیاری از شهدا در جزیره جا ماند و امکان عقب آوردنشان به هیچ وجه میسر نبود. آب اروند هم تعدادی از شهدا را با خود برد.

همه از وضعیتی که پیش آمده بود ناراحت بودند تا آنکه صبح روز بعد، حمیده تقی زاده که برای اطلاع از وضعیت منطقه رفته بود، با خبرهای خوبی بازگشت. او به بچه ها گفت که عملیات والفجر ۸ در دو جبهه بوده و جبهه اصلی یعنی فاو به شدت موفقیت داشته است. درواقع نیروهایی که در ام الرصاص عمل کرده بودند به خوبی توانسته بودند قوای دشمن را به سمت خود متمرکز کنند تا نهایتا دشمن در فاو غافلگیر شود و شکست بخورد.

در مراسمی، برادر فضلی ضمن تقدیر از رزمندگان اظهار داشت که این عملیات ایضایی بوده و عملیات اصلی از محور فاو با موفقیت انجام شده است.

۲۴/۱۱/۶۴ گردان از خرمشهر برای برداشتن وسایل به ام نوشه و سپس کوثر رفت تا آماده شود برای پدافند و دفاع به فاو اعزام شود.

 

ساختار گردان علی اکبر در عملیات والفجر ۸ ام الرصاص

عملیات آفندی آبی ـ خاکی در جزیره ام‌الرصاص (والفجر ۸) در بهمن ۱۳۶۴ به فرماندهی ابوذر خدابین و جانشینی حمید تقی‌زاده انجام شد.

 

فرمانده گردان: ابوذر خدابین

معاون اول: حمید تقی‌زاده

معاون دوم: عباس رنجی

معاون سوم: محمود زارع

منشی: عباس قربانی

تدارکات: سید جلال موسوی ـ حسن نوری

تبلیغات: محمد ملکی

فرمانده دسته مخابرات: محمد صادق زمانیان ـ جانشین: اکبر اسماعیلی ـ بیسیمچی گردان: اکبر اسماعیلی

دسته ویژه: داود دمیرچی‎لو ـ رضا ابوالحسنی

پیک: رضا صلواتی ـ علاءالدین میربزرگی

 

نیروهای آزاد:

۱- حاج علی گروسی

۲- تقی دلیلی

۳- محمود زارع

۴- حاج محمد طالبی

 

گروهان ۱ –  ایثار

فرمانده گروهان:‌ جواد رهبر دهقان

معاون اول: سید رسول اعتصامی

معاون دوم:‌ محمد حیدری بلور

پیک: علی معروف خانی

منشی: الله یار دکامی

تدارکات: دایی یوسف خاکی فیروز

فرمانده دسته ۱: محمود مقدم پور

فرمانده دسته ۲: علی پالیزگر – تقی بیات

فرمانده دسته ۳: علی قربانی – امیر چمنی

 

گروهان ۲  – جهاد

فرمانده گروهان:‌ حمید پارسا

معاون اول: شمس الله فرهنگیان

معاون دوم:‌ جهانگیر پولادی

فرمانده دسته ۱: سید نصرالدین حسینی، معاون دسته: اکبر نیکچه

فرمانده دسته ۲: اکبر (پرویز) نریمانی

فرمانده دسته ۳: ابوالقاسم کشمیری

 

گروهان ۳ شهادت

فرمانده گروهان:‌ شهید حسن تاجیک

معاون اول: علیرضا آملی

معاون دوم:‌ علی ساسان نژاد

فرمانده دسته ۱: مصطفی بابایی

فرمانده دسته ۲: امرالله بابابزرگی

فرمانده دسته ۳: رضا خانی

 

One thought on “عملیات والفجر ۸ – ام الرصاص

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.