عملیات کربلای ۴


پس از آنکه گردان از مرخصی عملیات کربلای دو در ۶۵/۷/۲۷ به اردوگاه روبروی دوکوهه بازگشت، به مدت یکماه رزمهای شبانه و مانورهای سنگین گروهانی طراحی و اجرا شد سپس در ۶۵/۷/۲۷ کلیه نیروها جهت انجام آموزش آبی خاکی و غواصی به کنار سد دز (اردوگاه فرات) رفتند.

بعد از رسیدن اعزام سپاهیان محمد رسول ا… (ص) در تاریخ ۶۵/۹/۱۱ تغییرات دیگری نیز اتفاق افتاد از جمله آنکه برای تشکیل یک گردان جدید به نام امام سجاد (ع) قرار شد برادر عباس رنجی با تعدادی از کادرها و امکانات از گردان برود.

سپس دسته ادوات به گروهان ادوات ارتقاء و برادر حسن کولیوند فرمانده معرفی می شود گردان پس از جذب نیروی جدید که عمدتاً با وسواس از با تجربه‌ها بود در بالاترین حد نیروهای انسانی خود در تمام عملیات‌ها قرار گرفت که برخی به شوخی آن را تیپ حضرت علی اکبر (ع) می گفتند.

نیروهای گردان در اوایل آذرماه به وسیله اتوبوس به اردوگاه کوثر منتقل می شود. ولی در این مرحله استقرار آنها در این اردوگاه با محل قبلی تفاوت داشت.

کار نصب چادرها و استقرار گروهانها به سرعت انجام شد ولی به سبب حجم زیاد نیرو امکانات کم بود و نیاز به چادر و برخی دیگر به شدت محسوس بود در اردوگاه کوثر مجدداً تعداد دیگری نیرو به صورت اعزام انفرادی به گردان پیوستند.

تعدادی از بچه‌های استان کرمانشاه نیز حدود ۱۰ نفر به گردان پیوستند لذا در همین مقطع تصمیم گرفته شد که علاوه بر زیاد کردن تعداد دسته‌ها از ۳ دسته به ۴ دسته، برای هر گروهان یک گروه ویژه نیز منظور شد.

در اردوگاه کوثر پس از استقرار نیروها فعالیت آموزشی آغاز شد. اغلب کار به صورت آموزشی ستون کشی بود و هر چند منطقه‌ای را برای انجام مانور در نظر گرفتند ولی مانور تمرینی انجام نشد.

روز قبل از اعزام به منطقه عملیات در ۶۵/۹/۲۸ گروهانها به تدریج اقدام به برگزاری میدان تیر نمودند.

کار توجیه فرماندهان در اردوگاه کوثر انجام شد این کار با استفاده از عکسهای هوایی و نقشه منطقه انجام شد.

منطقه عملیات شهر ابوالحصیب در جنوب بصره در کنار شط العرب ماموریت اصلی گردان آزادسازی این شهر بود.

نیروهای گردان به وسیله قایق از خرمشهر وارد شط العرب شده و از آنجا وارد نهر ابوالفلوس و از آنجا وارد شهر ابوالحصیب شوند.

تا قبل از مرخصی گردانی، دسته ویژه هنوز تشکیل نشده بود ولی بعد از بازگشت از مرخصی روبروی دو کوهه دسته ویژه تشکیل شده و برادر مسلم اسدی به فرماندهی آن منصوب شد. و پس از حدود یک هفته انتقال نیروها به اردوگاه فرات انجام، این اردوگاه در ساحل شرقی دریاچه سد تنظیمی دز قرار داشت در ابتدا در چادرهایی در اردوگاه مستقر شدند و بلافاصله آموزشهای آبی خاکی و غواصی شروع شد پس از حدود یک هفته اطراف اردوگاه توسط هواپیماهای عراقی بمباران شد و البته به کسی از نیروهای گردان آسیبی نرسید ولی پس از ۴ یا ۵ روز بعد نیروهای گردان جهت اسکان به اتاقهایی که برای استقرار آوارگان بمباران دزفول آماده شده بود انتقال یافتند.

مدت اقامت نیروها در این اتاقها نیز در حدود یک هفته بود که آموزش آبی خاکی در همان دریاچه سد دز با جدیت انجام می شد. عزیمت به اردوگاه کوثر قبل از کربلای ۴ از همین اردوگاه فرات انجام شد.

۶۵/۹/۲۹ گردان از کوثر با کامیون به خرمشهر عزیمت و ساعت یک بامداد در ۱۵ کیلومتری خرمشهر پیاده و از شرق وارد خرمشهر شدند،‌ نماز صبح هم در حین راهپیمایی خوانده شد در راهپیمایی دو گلوله نزدیک ستون گردان خورد که یکی از برادران مجروح شد و با روشن شدن هوا گردان به خانه‌های آسیب دیده از جنگ رسید و مستقر شد که بچه‌ها اسم کوچه را کوچه حضرت علی اکبر گذاشتند و پس از استراحت به نظافت اتاقها و استقرار پرداختند.

۶۵/۱۰/۱ بعدازظهر نیروها به تدریج آماده شده و سپس از محل استقرار خود به سوی نمایشگاهی (نخلهای سربریده) در کنار بلوار اصلی روانه شدند با توجه به حساسیت منطقه، انتقال نیروها به سالن نمایشگاه به تدریج انجام می شد پس از استقرار نیروها در سالن نمایشگاه، فرمانده گردان به سخنرانی پرداخته و با ارائه توضیحاتی به توجیه عملیات و تشریح منطقه پرداخت. در پایان سخنرانی و ضمن تشریح عملیات و گستردگی و سختی‌های آن به معرفی افراد جانشین خود پرداخت تا در صورت شهادت هر یک، تکلیف سرپرستی گردان مشخص باشد و به ترتیب برادران رضاقلی، اعتصامی، آملی، ساسانی نژاد، آریاپور،‌کولیوند معرفی شدند و برادر اکبر اسماعیلی به عنوان ستاد گردان انتخاب گردید.

در تاریخ ۶۵/۱۰/۲ افراد گردان آن روز در ساختمانها بسر برده و بتدریج از اوایل عصر از ساختمانها خارج شده و در امتداد کوچه و یا محوطه اطراف به گشت زنی و قدم زنی پرداختند  و فرماندهان گروهان و دسته‌ها نیز با مرور طرح عملیات و نقشه‌ها طرح عملیات نیروها را مرور کردند. شب را نیز در همان ساختمانها سپری کرده و دوباره روز بعد همانند روز گذشته سپری شد. از صحنه‌های نسبتاً جالب حنا گذاشتن برخی از بچه‌ها و البته تبلیغات گردان نیز (برادر قربانی) از نیروهای گردان بصورت پراکنده عکسهای جمعی می گرفت از هنگام غروب به بعد نیروها به تدریج برای شرکت در عملیات آماده شدند لذا تجهیزات و مهمات خود را بسته و در همان ساختمانها منتظر فرمان حرکت بودند.

در اوایل صبح ۶۵/۱۰/۳ صدای تیراندازی، خبر از شروع عملیات می داد پس از دقایقی شدت آتش بسیار سنگین شد و حتی به راحتی می شد متوجه برخورد تیرهای دوشکا و امثال آن به دیواره های اطراف شد.

حدود ۲ صبح بچه‌های گردان همچنان منتظر و آماده سوار شدن به قایقها برای عملیات بودند زیرا آنها می دانستند قبل از ایشان می بایست لشکرهای دیگر خطوط اول را شکسته و پس از موج اول آنها وارد عملیات شوند.

ساعاتی به همین وضعیت گذشت و تاخیر در حرکت نشان در بروز مشکل برای نیروهای موج اول می داد تا اینکه در ساعت ۳ نیمه شب خبر رسید به علت عدم موفقیت عملیات و احتمال بمباران و شیمیایی گردان می بایست منطقه را ترک کند. بلافاصله، کامیونها در نزدیکی محل استقرار گردان آماده و نیروها در عین ناباوری به ستون شده و با سرعت به طرف آنها حرکت کرده و سوار شدند. کامیونها حدود چهار و نیم صبح که تعداد آنها نیز کمتر از حد نیاز بود به سرعت منطقه را به سوی اهواز ترک کردند.

بچه‌ها به داخل کامیون به صورت فشرده جای گرفته بودند و حتی برخی روی پای دیگران نشستند و نماز صبح را هم در کامیون خواندند.

تقریباً هوا که روشن شد کامیونها نزدیک به ۲۰ کیلومتر از خرمشهر خارج شده بودند که می شد در روشنایی سپیده دم نیروها را که از عملیات برگشته بودند در کنار جاده مشاهده نمود در نزدیکی ساعت ۸ صبح نیروها به اهواز و سپس به اردوگاه کوثر رسیدند.

در این عملیات هیچ یک از نیروهای گردان به غیر از آنچه گفته شد شهید یا مجروح نشدند ولی ظاهراً در جریان بمباران شیمیایی خرمشهر که پس از این عملیات روی داد تعدادی از نیروهای تدارکات لشکر ۱۰ که در شهر خرمشهر مستقر بودند به شهادت رسیده و عده‌ای دیگر نیز مصدوم شدند. در این عملیات هیچ یک از گردانها و یا واحدهای لشکر ۱۰ وارد نشدند و به همین سبب نیروهای لشکر تقریباً دست نخورده باقیمانده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *