عملیات کربلای ۵ – تکمیلی


بعد از مرحله سوم کربلای ۵ که بین رزمندگان گردان به عملیات شلحه معروف شده بود گردان ۶۵/۱۱/۱۰ به مرخصی اعزام و در اوایل دهه فجر سال ۶۵ تعدادی از نیروهای گردان به دیدار خانواده شهدا عملیات کربلای ۵ رفتند.

در روزهای ۱۶ یا ۱۷ بهمن ۶۵ اطلاع داده شد که گردان قصد عزیمت به مشهد را دارد از همه خواسته شد در صورت تمایل در این سفر شرکت نمایند. در ۱۸ بهمن در حوالی ساعت ۴ بعدازظهر از جلوی دانشگاه تهران با ۳ دستگاه اتوبوس و یک وانت از تهران به مشهد حرکت کردند. ۱۰۰ الی ۱۲۰ نفر و محل اقامت گردان در مشهد در مهمانخانه جهان بود. دو طبقه از مهمانخانه به علاوه زیرزمین آن در اختیار گردان قرار گرفت زیرزمین نیز فرش شده بود و به عنوان محل غذاخوری و اجتماع محسوب می شد. البته بیشتر وقت بچه ها به زیارت و گشت و گذار صرف شد. تعدادی از مجروحین عملیات کربلای ۵ هم بودند که مرتب بچه‌ها آنها را پانسمان می‌کردند. جای خالی بسیاری از شهدا نیز کاملاً محسوس بود.

در یکی از شبها تعداد محدودی از نیروهای گردان در اتاق یکی از طبقات جمع شدند. این افراد اغلب از نیروهای قدیمی گردان بودند. موضوع اصلی این جلسه توسط برادر مسلم اسدی مطرح شد که عبارت بود از امضاء ‌عهدنامه‌ای که بر اساس آن افراد قول می دادند که تا پایان جنگ در جبهه و کنار امام (ره) و در غالب این گردان باقی بمانند.

چنین عهدنامه ای قبل از عملیات والفجر ۸ نیز تنظیم شده بود. در آن شب پس از روضه‌خوانی یکی از برادران افراد دست بیعت داده و بر عهد خود گواهی کردند. چراغ را خاموش کرده تا هرکس که مایل است در این بیعت شرکت کند صحنه بسیار جالبی بوجود آمده بود که همراه با اشک حزن خاصی بود در این شب همه حاضرین که تعدادشان کمتر از ۲۰ نفر بود بیعت کردند.

گردان در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۶۵ نیز شرکت کرد. در نزدیکی فلکه آب در حالی که افراد گردان همراه مردم در میدان تجمع کرده بودند ناگهان نارنجکی از سوی یک منافق پرتاب شد نارنجک در نزدیکی افراد گردان منفجر شد و یک نفر از مردم عادی شهید و دو نفر هم مجروح شدند ولی از اعضای گردان کسی آسیب ندید.

فردای راهپیمایی گردان به تهران بازگشت و در روزهای بعد افراد به تدریج به منطقه بازگشته و به اردوگاه کوثر رفتند.

در اوایل اسفند سازماندهی گردان به تدریج شکل گرفت نیروهای جدید نیز تحت عنوان سپاهیان مهدی به منطقه اعزام شد به سبب شهادت تعدادی از کادر گردان و گروهانها تغییرات اساسی در سازماندهی بوجود آمد و افراد جدیدی عهده دار مسئولیتها شدند.

در ۶۵/۱۲/۶ مرحله تکمیلی کربلای ۵ در ادامه عملیات اصلی و با یک وقفه تقریباً ۴۰ روزه شروع شد. گردان حضرت علی اکبر در روزهای بعد وارد عملیات شد در طی این مدت برنامه های آموزشی گردان در قالب فعالیت های دسته ای و گروهانی انجام می شد. مهمترین واقعه آموزشی در این مرحله، برگزاری مانور در جنوب اردوگاه کوثر و در کنار کانال آب بود. در این مانور که احتمالاً در ۶۵/۱۲/۱۰ انجام شد تمامی گردان حاضر شده بودند منطقه مانور شبیه به منطقه عملیات خاکریزی شده بود. (البته در مقیاس کوچکتر) از فردای آن روز گردان به حالت آماده باش جدی در آمد. کار توجیه نقشه در چادر گردان با حضور فرماندهان گردان گروهانها و دسته ها انجام می شود. محل ماموریت این بار نیز در غرب کانال ماهی بود. البته بر خلاف مرحله دوم کربلای ۵ که نیروها از شمال به سمت جنوب در امتداد پد غربی و جاده جاسم حمله کردند این بار می بایست در همان منطقه ولی در جهت جنوب به شمال حرکت می کردند بدین منظور نیروهای گردان می بایست پس از گردان های علی اصغر و مسلم وارد می شدند نیروها ابتدا در کنار دژی حرکت کردند که دقیقاً به موازات جاده جاسم قرار داشت به نحوی که جاده جاسم میان کانال پرورش ماهی و این دژ واقع شده بود. پس از آنکه نیروها در امتداد به محل مقطعی دژ رسیدند می‌بایستی از عرض دژ می گذشتند وارد کانالی شده که به سمت غرب امتداد یافته و سرانجام قطع می شد در امتداد این کانال راه باریکی وجود داشت که همچنان به سمت غرب ادامه می یافت و به دژ عصایی می رسید و حتی آن را نیز قطع کرده و همچنان به سمت غرب ادامه می یافت از آنجا که دژ عصای حالت ضربدر بوجود می آمد. نیروهای گردان قرار بود از کانال یاد شده عبور کرده و از همان راه باریک به سمت دژ عصای حمله و سپس به سوی شمال غرب گسترش یابند در اواخر شب ۱۲/۱۱ نیروهای گردان به وسیله اتوبوس از اردوگاه کوثر به سمت منطقه شلمچه حرکت کردند و نیمه شب به محل استقرار گردان رسیدند.

نیروهای گردان اواخر شب در پد هلی کوپتر در سنگرهای کنار جاده استراحت کردند. افراد گردان در روز ۱۲/۱۲ تا بعد از غرب آفتاب نیز در همان مکان استراحت کردند. پس از غروب آفتاب گروهان فجر و دسته ویژه حرکت کردند و پس از عبور از جاده شلمچه (در میان آبگرفتگی)‌ و در کنار دژ اول پنج ضلعی متوقف شدند. گروهانهای فجر و نصر در همان پد هلی کوپتر باقی ماندند.

رزمندگان در کنار دژ شلمچه سوار بر وانت های تویوتا شده و حرکت نمودند. با توجه به پیچیدگی زمین و گم شدن در بعضی مسیرها نیروها در ۶ کیلومتری نزدیکی خط از خودروها پیاده شده و به ستون به سمت انتهای دژ و ابتدای کانال فرعی می روند.

نیروهای گروهان فتح و دسته ویژه زیر آتشباری شدید تعدادی مجروح و شهید داده و در کنار بلدوزر سوخت از عرض دژ گذشتند و وارد کانال شدند. عبور از روی دژ با سرعت زیاد انجام می شد چون زیر آتش تیربار دشمن قرار داشت کانال نیز به صورت دو جداره بود یعنی خاکریزهای نسبتاً کوتاهی در دو طرف کانال قرار داشت ظاهراً این کانال در شب قبل آزاد شده بود. نیروهای گروهان فتح از انتهای کانال خارج شده و در امتداد همان راه باریک به سوی دژ عصایی رفتند. در این حال دشمن نیروها را از دو طرف زیر آتش داشت هم از روبرو و هم از دست راست چرا که دژ حالت منحنی داشت و به سبب آتش دشمن نیروهای گروهان فتح دوباره به داخل کانال بازگشتند. در نزدیکی صبح قرار شد که دسته ویژه عملیات نماید. حرکت دسته ویژه به سمت دژ عصایی شروع و گروهها پشت سرهم از کانال خارج شدند. در این حال دیگر آفتاب در حال طلوع بود. یکی از ۳ گروه دسته ویژه به داخل کانال برگردانده می‌شود. .

ادامه کار پیشروی توسط دو گروه دیگر انجام شد لحظاتی بعد درگیری آغاز شد صدای شلیک گلوله ها در فضا پراکنده شد.

درگیری شدید آغاز ولی در اثر شدت آتش امکان پیشروی نبود و مجروحین یک به یک به داخل کانال باز گشتند و سریعاً مجروحین به سوی عقب اعزام شدند. سپس ارتباط بین گردان و دسته ویژه قطع شد. فرمانده دسته ویژه برادر خسرو چپردار و تعداد دیگری از بچه‌ها به شهادت رسیدند. در کانال در ابتدای صبح بچه های گروهان فتح (فرمانده گروهان) و تعدادی از نیروهای گردان مسلم نیز که کمتر از ۱۰ نفر بودند در انتهای کانال قرار داشتند. نیروهای دسته ویژه نیز در راست کانال مستقر بوده و عراق به شدت پاتک و آتش باری می‌کند.

فرمانده گردان و معاونشان برادر اعتصامی نیز در کانال مستقر بودند. افراد داخل کانال بین ۵۰ تا ۶۰ نفر بودند که در طول کانال تقریباً ۱۵۰ تا ۲۰۰ متری قرار گرفته بودند و با پاتک و فشار عراق مقابله می‌کنند و تا چند کیلومتر عقب‌تر نیرویی نیست و تقریباً کانال در محاصره عراق است.

در خارج از کانال یعنی در کنار دژ غرب جاده جاسم تعدادی از نیروهای ادوات گردان به فرماندهی کاظم بابائی درون سنگرهای حفره ای مستقر شده بودند و چند قبضه خمپاره ۶۰ را نیز در کنار همین دژ کار گذاشته با آتش باری از گردان حمایت می‌کنند. اوایل صبح نیروهای دشمن اقدام به پاتک سنگین نمودند. دقایقی پس از پیشروی با آتش نیروهای داخل کانال مواجه شده و عقب نشینی کردند. تا حوالی ظهر چند پاتک پراکنده با مقاومت نیروها به شکست انجامید تا آنکه در اوایل بعدازظهر پاتک سنگینی صورت گرفت نیروهای دشمن در امتداد دژ مقطعی با سرعت به سوی کانال پیش رفتند. مهمات اغلب افراد رو به اتمام بود.

دشمن آتش باری خود را بر روی کانال بیشتر کرده بود امکان کمک رسانی به داخل کانال سخت می‌شود چرا که هر کس قصد ورود به کانال را داشت می بایست از عرض دژ بگذرد و البته دشمن به شدت این نقطه را زیر آتش گرفته بود به نحوی که کسی نمی توانست سالم عبور نماید. تعداد مجروحین و شهدا رو به ازدیاد بود ولی دشمن از انتهای دژ عصایی نیز شروع به تیراندازی کرد و نیروها علاوه بر روبرو، از پشت سر نیز هدف قرار می گرفتند شدت آتش منحنی افزایش یافت.

به تدارکات گردان اعلام شد تا مقداری گیلاس و آلبالو (رمز مهمات آرپی‌چی و تیربار) بیاورند. بعد از دقایقی یکی از افراد تدارکات در حالیکه کیسه ای به دوش داشت از عرض دژ گذشت اما تیری به پایش خورد و به داخل کانال افتاد.

همه خوشحال شدند به سراغ کیسه رفتند تا مهمات لازم را بردارند اما با ناباوری دیدند که داخل کیسه پر از کمپوت گیلاس و آلبالو بود.

در حوالی ساعت ۲ بعدازظهر فشار دشمن بر روی پد غربی کانال ماهی نیز که به موازات دژ غرب جاده جاسم بود افزایش یافت به نحوی که موجب عقب نشینی نیروها از روی این پد شد محاصره کانال رو به تکمیل بود و دیگر امکان کمک رسانی و یا اعزام نیرو به داخل کانال از بین رفت در این حال فرمانده گردان اعلام کرد نیروها از محاصره خارج شده و در امتداد دژ غرب جاده جاسم سنگر به سنگر عقب روی نمایند. دشمن بر روی پد غرب کانال مستقر شده و نیروها در حال عقب روی در کنار دژ نیز در معرض تیر مستقیم بودند.

نیروها در گروه های ۲ یا ۳ نفره از کانال خارج شدند برخی از ایشان در هنگام عبور از عرض دژ شهید یا مجروح شدند عده ای دیگر نیز هنگام عقب روی در کنار دژ مورد اصابت قرار گرفتند.

نیروها به تدریج سنگر به سنگر عقب نشینی کردند. فرمانده گروهان ادوات مقداری عقب تر به سوی دشمن تیراندازی می‌کرد. فرمانده گردان نیز مقداری عقب تر در کنار یک تانک ایستاده بود با آرپی‌جی به سوی دشمن شلیک می کرد و خط مقاومت تشکیل دادند. تانک هم با شلیک گلوله های خود موجب تاخیر در پیشروی دشمن ‌گردید. نیروهای باقیمانده گردان و بعضی لشگرها در همان محل استقرار و شروع به دفاع کردند. ساعت ۱۷ نیروهای دو گروهان نصر و فتح در امتداد دژ غرب جاده جاسم وارد منطقه شدند. همزمان با ورود دو گروهان، عراق با دهها تانک و نفربر کاملاً نو و حدود هزار نیرو از غرب دژ جاسم پاتک شدیدی را شروع کرد. نیروهای گروهان فجر و نصر و نیروهای در خط بطور خود جوش و سریع وارد درگیری با عراقی‌ها شدند. نیروهای دشمن نیز با استفاده از خودروهای زرهی اقدام به پاتک کرده نیروهای جدید با شلیک آرپی‌جی به سوی نفربرهای دشمن موجب انهدام آنها می شدند. نفربرها یکی پس از دیگری منهدم می شد و دود ناشی از سوختن آنها منطقه را فرا می گرفت دشمن علیرغم برتری تعداد و تجهیزات مجبور به عقب نشینی شد در حالی که متحمل تلفات سنگینی شده بود. غروب نیروها تانکها و افراد عراقی در حال فرار را می‌زدند و دشت از نور تانکهای زده شده روشن شد. این قسمت از عملیات شاید حماسی ترین رزم گردان در جنگ شمار آید. سپس نیروهای گردان تشکیل خط داده و فرمانده گردان نیز در همین مرحله بشدت مجروح گردید و از منطقه خارج شد. تلفات وارده به دشمن به حدی بود که تا مدتها نتوانست اقدام به پاتک دیگری نماید. نیروهای گردان نیز در همان شب اقدام به پدافند نمود.

در پایان روز ۶۵/۱۲/۱۴ با تاریک شدن هوا مرحله تکمیلی کربلای ۵ خاتمه یافته و ماموریت جدید یعنی پدافند از این منطقه آغاز شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *