گاه شمار بهمن‎ماه

بهمن‌ماه سال ۶۴

زمان شرح واقعه
۳ بهمن ۱۳۶۴ در شب شهادت حضرت زهرا هیئت سینه‌زنی نیروهای گردان، پا برهنه به حسینیه‎ی تیپ رفت و آنجا نماز مغرب و دعای کمیل و عزاداری برقرار شد.
۷ بهمن ۱۳۶۴ حاج ابوذر خدابین به عنوان فرمانده گردان معرفی شد.
۸ بهمن ۱۳۶۴ برای آموزش غواصی از گردان ۱۵ نفر نیرو خواستند. داوطلبها خوب و با انگیزه بودند، ولی کوچک و کم سن. مسئولین آموزش غواصی نمی‌ پذیرند ولی آنها با اصرار برای آموزش اعزام شدند.
۹ بهمن ۱۳۶۴ چادر گردان و گروهانها مملو از کادر قوی و با تجربه بود. در چادر گردان، به غیر از فرمانده و معاونین، محمود زارع، حاج علی گروسی و تقی دلیلی نیز حضور داشتند.
۱۰ بهمن ۱۳۶۴ ۸ صبح؛ گردان مجددا برای ادامه آموزش و مانور تیپ به ام نوشه رفت. ضمن برنامه آموزشی آبی-خاکی برنامه آموزش تخریب نیز توسط حاج رضا صلواتی برای نیروهای گردان پیش بینی شده بود.
۱۲ بهمن ۱۳۶۴ آموزش در کنار ساحل پر از گل رس و چسبنده و عبور از رودخانه سرد و خروشان کارون سخت بود.
۱۳ بهمن ۱۳۶۴ ساعت ۱۲:۳۰ ظهر؛ هواپیماهای عراقی اطراف اردوگاه ام نوشه را بمباران کردند، ولی کسی آسیب ندید.
۱۴ بهمن ۱۳۶۴ شب؛ مانور گردانی برگزار شد و در جزایر کوچک کارون نیروها پیاده شدند. مانور تا ساعت ۵ صبح طول کشید.
۱۵ بهمن ۱۳۶۴ دیشب تا امروز ۵ صبح؛ مانور تیپ سیدالشهداء در ام نوشه بود و گردان هم در مانور حضور داشت.
مسئولان گردان برای شناسایی منطقه اصلی عملیات ‌در رفت و آمد بودند.
۱۶ بهمن ۱۳۶۴ ساعت ۱۴؛ گردان از ام نوشه با اتوبوس به بیمارستان متروکه خرمشهر برای استقرار قبل عملیات رفت. ساعت ۱۲ شب ورود به بیمارستان و استقرار در اتاقهای آن انجام شد.
۱۷ بهمن ۱۳۶۴ بچه‌ها جشن حنابندان گرفتند.
فرماندهان گردان در حال توجیه کادر برای منطقه‎ی عملیات بودند.
۲۰ بهمن ۱۳۶۴ صبح؛ تحویل مهمات به نیروها و جمع کردن وسایل و لوازم انجام گرفت.
ساعت ۱۴؛ گردانها در محوطه بیمارستان جمع شدند. همه جلیقه نجات پوشیدند.
ساعت ۱۵؛ حاج علی فضلی برای نیروها سخنرانی کرد. همه آماده عملیات بودند.
ساعت ۱۶؛ کویتی‌پور برای نیرو‌ها مداحی کرد. بچه ها حال و هوای معنوی خوبی داشتند.
ساعت ۱۷؛ کدهای مخابراتی را آوردند و به بی‌سیم‌چی‌ها دادند.
اذان مغرب؛ نیروها سوار بر اتوبوس شده به سمت پل آهنی در غرب خرمشهر رفته و نماز مغرب و عشاء را در اتوبوس خواندند.
قبل از غروب؛ حاج طالبی از فرماندهان با تجربه کرمانشاه و محمد مهین خاکی هم به گردان پیوستند.
بچه های گردان، حدود یک ساعت پیاده‌روی کردند تا به نهری که اسکله قایقها بود، رسیدند.
حالا همه گردان می‌دانستند عملیات برای تصرف ام‏الرصاص است و بعد از غواص‎های خط شکن، باید با قایق به آنجا برسند.
در حین نگرانی عمیق برای دیده شدن و سر و صدا، ناگاه باران شروع به باریدن کرد.
ساعت ۱۲ شب؛ بچه‌ها در قایقها مستقر شدند و عملیات با رمز مقدس یا زهرا (س) و با حمله غواصها شروع شد.
۲۱ بهمن ۱۳۶۴ دوشنبه؛ حدود یک بامداد؛ اعلام حرکت شد. قایقها به سمت خط رفتند. حاج علی گروسی با تجربه و آرامش همه را روانه کرد.
بر اثر اصابت خمپاره به قایق نیروها، عده‌ای شهید و مجروح شدند وجریان آب برخی از آنها را برد.
۳۰/۱ بامداد؛ گروهانها یکی یکی به جزیره رسیدند، ولی از جایی که قرار بود پیاده شوند، فاصله داشتند.
۳ صبح؛ گروهان جهاد، خط اول را پاکسازی کرد و با تیپ امام رضا (ع) الحاق کرد.
۳ صبح؛ گروهان ایثار و شهادت مستقیم عرض جزیره را به سمت جنوب رفتند با درگیری برای رسیدن به جزایر ام البابی شرقی و غربی.
۳ صبح؛ دسته ویژه در وسط جزیره به سمت راست جدا شد تا مقر فرماندهی آنجا را تصرف کند.
ساعت ۴ صبح؛ خبر آمد حاج ابوذر به شدت دچار موج گرفتگی شده است.
ساعت ۳۰/۴؛ کار در جنوب جزیره، کنار پل ام البابی، گره خورد و عراق پل متحرک را برداشت.
۵ صبح؛ بچه‌های دسته ویژه هنوز مقر را نگرفته بودند.
۳۰/۵ صبح؛ گروهان ایثار از جنوب جزیره به راست در حال درگیری بود و عراق سعی داشت با قایق نیرو به جزیره بیاورد.
۶ صبح؛ هوا گرگ و میش بود. عراق شدید آتش می ریخت و جزیره هنوز پاکسازی نشده بود.
۶ صبح؛ حاج یدالله کلهر خود به جنوب جزیره آمد تا اوضاع را فرماندهی کند.
۳۰/۶ صبح؛ محمود زارع؛ معاون سوم گردان را که سخت زخمی شده و ساعتها بین ما و عراق مانده بود، بچه‌ها به عقب منتقل نمودند.
۷ صبح؛ با یک هجوم دیگر دسته ویژه، مقر فرماندهی عراق سقوط کرد، ولی تقریباً عمده دسته ویژه مجروح و شهید شدند.
۸ صبح؛ عراق در جزیره نیروی کماندو با قایق پیاده کرد. بچه‌های گروهان ایثار و شهادت سخت درگیر بودند.
۹ صبح؛ عراق به شدت آتش می ریخت. یک گروهان ویژه به مسئولیت شهید کریم آخوندی به کمک آمد.
۱۰ صبح؛ دستور آمد مجروحان و شهداء از جزیره تخلیه شوند.
۱۱ صبح؛ تمام نیروهای گردان در جنوب جزیره برای پاتک عراقی ها می جنگیدند.
ساعت ۱۵؛ دستور آمد باقیمانده نیروها جزیره را ترک کنند. عراق هم در حال جلو آمدن بود.
ساعت ۱۷؛ نیروها از جزیره خارج شدند و به خرمشهر-بیمارستان برگشتند. همه از عقب‎نشینی به شدت ناراحت بودند.
۲۲ بهمن ۱۳۶۴ اول صبح؛ برادر تقی‌زاده برای اطلاع از وضعیت منطقه رفت.
با بازگشت برادر تقی‌زاده مشخص شد عملیات در دو جبهه بوده و جبهه فاو به شدت موفقیت داشته است.
نیروهای گردان تا ۳ روز بعد از عملیات در محل بیمارستان مستقر بودند. در طی این مدت در مراسمی، برادر فضلی ضمن تقدیر از عملیات رزمندگان اظهار داشت که این عملیات ایذایی بوده و عملیات اصلی از محور فاو با موفقیت انجام شده است.
۲۴ بهمن ۱۳۶۴ گردان از خرمشهر برای برداشتن وسایل به ام نوشه و سپس به کوثر رفت.
۲۶ بهمن ۱۳۶۴ گردان‌ها آماده بودند که برای دفاع از فاو بروند و نوبه‌ای به فاو اعزام می‌شدند.

 

بهمن‌ماه سال ۶۵

زمان شرح واقعه
۱ بهمن ۱۳۶۵ حاج یدالله کلهر؛ قائم مقام لشکر سیدالشهدا، در منطقه شلمچه به شهادت رسید.
۲ بهمن ۱۳۶۵ غروب؛ گردان از کوثر ستون‎کشی کرد و وارد شلمچه شد و در شهرک دوعیجی برای انجام عملیات در سنگرهای قبلی عراقی‌ها مستقر شد.
۳ بهمن ۱۳۶۵ ساعت ۲ بامداد؛ گردان پیاده به سمت خط حرکت کرد برای عملیات در شلحه صالحیه عراق
ساعت ۴ بامداد؛ با آتش شدید و خاکریزهای متعدد، گروهانها مسیرها را گم کردند.
ساعت ۵ بامداد؛ تعدادی از بچه‌ها در مسیر ستون‎کشی مجروح و شهید شدند.
ساعت ۵:۳۰ بامداد؛ وارد خط شدند. گردان حضرت سجاد از لشگر در خط بود و تعداد زیادی شهید و مجروح داده بود. آتش سنگین بود و هنوز نیروها نرسیده بودند.
ساعت ۶ صبح؛ گروهان الحدید که به خط رسیده بود، آماده عبور از پل یا زینب و اروند صغیر و ورود به جزیره می‌شد در حالیکه هوا داشت روشن می‌شد.
ساعت ۶:۱۵ صبح؛ عراق از چند طرف به شلحه مسلط بود و از آن سوی اروند آتش شدید داشت. گروهان الحدید وارد جزیره شد.
ساعت ۶:۳۰ صبح؛ برادر کولیوند؛ فرمانده گروهان الحدید، به شدت مجروح شد و چند نفر از مسئولان گردان و فرمانده دسته‌ها سعی داشتند پیشروی کنند.
ساعت ۷:۳۰ صبح؛ با شدت آتش عراق، تعداد شهداء و مجروحان زیاد شد و فقط چند ده متر پیشروی شد.
ساعت ۸:۳۰ صبح؛ نیروهای دسته ویژه چند نفر، چند نفر، وارد جزیره و درگیر ‌شدند. یک تانک و چند تیربار خیلی اذیت می‌کردند.
ساعت ۱۱ صبح؛ هنوز عراق مقاومت می‌کرد. درگیری شدید بود و ما پیشروی جدی نداشتیم.
ساعت ۱۴؛ صدای الله اکبر پشت بی‎سیم گردان شنیده شد. با زدن تانک عراقی، نیروها سریع خود را از عرض جزیره به دژ روبرو رساندند.
ساعت ۱۵؛ گروهانهای نصر و فتح و فجر هم وارد جزیره شدند و در دو دژ شرق و غرب جزیره شروع به پیشروی کردند.
ساعت ۱۵:۳۰؛ در دژ غربی یک روستا بود که پاکسازی شد.
ساعت ۱۷؛ کل نیروهای گردان در دو محور شرقی و غربی جزیره تقسیم شدند. محور غربی با مسئولیت برادر مسلم اسدی و محور شرقی با مسئولیت برادر سید رسول اعتصامی، ولی ترکیب گروهانی نداشتند.
ساعت ۱۸؛ بچه‌ها دو نفر عراقی اسیر گرفتند.
ساعت ۲۲؛ منطقه ساکت شده بود و نیروها در جزیره مستقر بودند.
۴ بهمن ۱۳۶۵ ساعت ۲ بامداد؛ یک ستون عراقی از لابلای خاکریز داخل نیزارها در ضلع شرقی قصد غافلگیری گردان را داشتند. نگهبان که نماز شب می‌خواند متوجه و درگیر شدند عراقی‌ها فرار کردند.
ساعت ۱۰ صبح؛ اسیرها به قرارگاه فرستاده شدند.
از امروز منافقین مستمر روی بی‌سیم‌های فرماندهان گردان در حال رجزخوانی و تضعیف روحیه بودند، ولی نیروهای عراق دیده نمی شدند. بچه‌ها جوابهای خوبی می‌دادند.
عصر؛ عراقی‌ها در ضلع غربی از اروند به جزیره تردد داشتند. صدای قایقها و حتی بلندگوی آنها شنیده می‌شد.
ساعت ۲۲؛ از ضلع شرقی، گروهی برای گشت اعزام شدند تا سه راهی شنی مرتبط با ضلع غربی جلو رفتند برای ایجاد ارتباط بین دو ضلع و خط جدید امن‎تر.
۵ بهمن ۱۳۶۵ ساعت ۶:۳۰ صبح؛ از ضلع غربی یک گروه گشتی به جلو فرستاده شدند تا از روستای روبرو عبور کند. در خانه‌های روستا شهدای جامانده ایرانی بودند، اما اثری از عراقی‌ها نبود. نیروها تا سه‎راه شنی به عقب برگشتند و با ضلع شرقی الحاق کردند.
ساعت ۹ صبح؛ عراقی‌ها از ضلع غربی جلو آمده همراه آتش شدید در حال تشکیل خط بودند. بچه‌ها تمام روز را درگیر بودند.
عصر؛ سنگری که در سر پل یا زینب برادران قره‌داغی و تمجیدی برای دور کردن هلی‎کوپتر در آن مستقر بودند، توسط هلیکوپتر عراقی با موشک زده شد و هر دو شهید شدند.
ساعت ۲۰؛ عراقی‌ها با قایق قصد حمله به ضلع غربی را داشتند که با آتش و درگیری نیروهای گردان حمله ناکام ماند. معلوم بود هر راهی را امتحان می‌کنند.
۶ بهمن ۱۳۶۵ صبح؛ تیپ ۲ کماندویی عراق با هلهله و آتش شدید پاتک کرد از داخل نخلستان بین ضلع شرقی و غربی. بچه‌ها شدید درگیر شدند و کار به درگیری تن به تن رسید، ولی همه را عقب زدند.
ساعت ۱۰ صبح؛ از لشگر تقاضای نیرو و آتش کمکی شد. از پیامهای لشگر چنین بر می‎آمد که نیرویی برای کمک نیست و باید استقامت کرد.
ساعت ۱۱ صبح؛ تعداد شهداء و مجروحان بالا بود و سعی می‎شد به بیرون جزیره منتقل شوند. در اثر شدت آتش، از عقب برای انتقال شهدا و مجروهان نمی‌آمدند.
ساعت ۱۵ بعدازظهر؛ دو نفر دیده‌بان از توپخانه و ادوات آمدند و روی ساختمانهای به ابوالخصیب مشرف به جزیره هستند خیلی قناسه و تیربار می‌زدند پس از آتش باری شد چند ساعت ساکت شدند.
ساعت ۱۶ بعدازظهر؛ یک گروهان از گردان کربلا برای کمک آمد که به ضلغ غربی رفتند و یک گروهان از بچه‌های دبیرستان سپاه آمدند که خیلی کوچک بودند و برای کمک به ضلع شرقی رفتند.
ساعت ۲۰ ؛ درگیری و آتش بسیار شدید بود و در ضلع شرقی از عصر نیروها مستمر با عراقی‌ها درگیر بودند.
ساعت ۲۱ ؛ تعدادی از بچه‌های دبیرستان سپاه در آتش باری شهید شدند.
ساعت ۲۲ ؛ در وجود کمبود نیرو و شدت آتش و درگیری، حاج علی فضلی در بی‎سیم سربسته می‎گوید گزارش مقاومت در جزیره به امام داده شده، فرمودند دعا می‌کنم و منتظر دیدار بچه‌ها هستند.
۷ بهمن ۱۳۶۵ صبح نیروهای گردان حضرت زینب برای تحویل گرفتن خط جزیره آمدند که در تعویض با شدت آتش تعدادی از فرماندهان آن مجروح شدند.
ساعت ۱۰ صبح؛ گردان در حال تعویض و خروج از جزیره شلحه صالحیه است. ۱۶ نفر باقی مانده بودند و همه مجروح بودند.
۸ بهمن ۱۳۶۵ گردان به اردوگاه کوثر برگشت.
۹ بهمن ۱۳۶۵ گردان به مرخصی رفت.
۱۰ بهمن ۱۳۶۵ گردان به مرخصی اعزام شد.
۱۶ بهمن ۱۳۶۵ از زمان شروع مرخصی تا امروز بچه‌های گردان بصورت دسته جمعی به دیدار خانواده شهداء تهران و کرج رفتند.
۱۷ بهمن ۱۳۶۵ برنامه‎ریزی برای اعزام دسته جمعی نیروهای گردان به مشهد انجام شد.
۱۸ بهمن ۱۳۶۵ ساعت ۱۶ ؛ گردان با سه دستگاه اتوبوس و یک وانت به سوی مشهد حرکت کرد.
۱۹ بهمن ۱۳۶۵ گردان در هتل جهان مستقر شد و بچه‎ها برای زیارت می‌رفتند. پانسمان مجروحان همراه، کار روزمره است.
پانسمان مجروحین جلوی کاروان، به صورت روزمره انجام می‎شد.
۲۰ بهمن ۱۳۶۵ امشب مراسم دعا در هتل در یکی از اتاقها برقرار شد و بچه‌ها پس از دعا میثاق‌نامه‎ای نوشته و عهد کردند که تا آخر پای امام و جنگ بایستند.
۲۲ بهمن ۱۳۶۵ نیروهای گردان در مشهد در راهپیمایی شرکت کردند. منافقین در فلکه آب نارنجک انداختند. چند نفر از مردم شهید و مجروح شدند.
۲۳ بهمن ۱۳۶۵ نیروها از مشهد به تهران برگشتند.

 

بهمن‌ماه سال ۶۶

زمان شرح واقعه
۴ بهمن ۱۳۶۶ ساعت ۱۱ ؛ صبحگاه لشگر در محل اردوگاه قائم برگزار شد و حاج علی فضلی سخنرانی نمود.
۵ بهمن ۱۳۶۶ ساعت ۱۶:۳۰؛ نیروهای گردان به همراه سایر نیروهای لشگر به وسیله دهها دستگاه اتوبوس به مرخصی عازم شدند.
۶ بهمن ۱۳۶۶ نیروهای گردان در اوایل روز به شهر کرج رسیدند. از قبل مراسم استقبال پیش‎بینی شده بود و در ساعت ۱۰ صبح نیروهای لشکر با استقبال مردم کرج وارد شهر شدند و پس از مراسم، نیروها به محل سکونت خود رفتند.
 بهمن ۱۳۶۶ نیروهای لشگر در محله جماران گرد هم آمدند تا به ملاقات و زیارت حضرت امام نائل شوند.
۱۷ بهمن ۱۳۶۶ مرخصی نیروها به پایان رسید ولی پس از ۲ بار تمدید روز چهارشنبه ۲۴/۱۱/۶۶  به عنوان پایان مرخصی اعلام شد.
۲۴ بهمن ۱۳۶۶ ساعت ۱۳:۳۰؛ نیروها در پادگان ولیعصر تجمع کرده و به سمت اردوگاه جدید واقع در اندیمشک اعزام شدند.
۲۵ بهمن ۱۳۶۶ ساعت ۵ صبح؛ نیروهای گردان وارد پادگان دو کوهه شدند و پس از ساعاتی پادگان را به مقصد اردوگاه قبلی گردان (پیش از کربلای ۴) واقع در روبروی دو کوهه ترک کردند.
رزمندگان گردان پس از رسیدن به محل موقت اردوگاه، چادرها را بر پا کرده و در آن مستقر شدند.
۲۶ بهمن ۱۳۶۶ نیروهای گردان، محل موقت اردوگاه را به مقصد اردوگاه جدید واقع در یک کیلومتری شمال اردوگاه قبلی، ترک کردند و پس از رسیدن به موقعیت جدید، نسبت به برپایی چادرها و… اقدام کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.