به بهانه ی سالروز عملیات کربلای ۸

عملیات کربلای ۸:

پس از انجام عملیات تکمیلی کربلای ۵ و پایان پدافندی آن، باقیمانده نیروهای گردان رفتند مرخصی.

در طول مرخصی، فرمانده گردان به خانواده های شهدای کربلای ۵ سرکشی می کرد.

یکروز تعدادی از نیروهای گردان به منزل مسلم اسدی دعوت شده بودند که آنجا حال فرمانده گردان وخیم و دوباره به بیمارستان منتقل شد.

* * *

در طول سه مرحله ی عملیات، گردان از بس که شهید داده بود، از هم پاشیده بود. باقیمانده نیروها برای استراحت و تجدید روحیه به زیارت امام رضا در مشهد رفتند. تقریبا همه مجروح بودند و هر شب یکدیگر را پانسمان می کردند.

یک شب به همت مسلم اسدی، مراسم روضه در هتل برگزار شد و حسین افشار روضه شهادت امام رضا را خواند. حال همه دگرگون بود… همه یاد شهدا افتاده بودند.

بچه ها دست به کار شدند و به رسم گذشته، میثاق نامه نوشتند و متعهد شدند که: یا زیارت… یا شهادت…”

 

بچه ها یکی یکی شروع کردند به امضا کردن:

۱- برادر علیرضایی ۱۳- برادر یحیوی
۲- برادر تقی زاده ۱۴- برادر علی کوثری
۳- برادر محسن ایوبی ۱۵- برادر حسنی
۴- برادر عین‌اللهی ۱۶- برادر محمد زارع
۵- برادر محمد باقر آقایی ۱۷- برادر جمشید رنجبر (رضا)
۶- برادر سنبلی ۱۸- برادر بهمن نجفی
۷- برادر قبله‌دردی ۱۹- برادر ولی محمدی
۸- برادر محمد ۲۰- برادر چگینی
۹- برادر منصور صادقپور ۲۱- برارد محمد مویدی
۱۰- برادر حسین افشار ۲۲- برادر رضا خانی
۱۱- برادر نوروزی ۲۳- برادر مسلم اسدی
۱۲- برادر سید عبداله میر سپاسی

 

 * * *

سرانجام بعد از اتمام مرخصی و بازگشت نیروها به منطقه، گروهان ها که حالا بسیاری از افرادشان در طول عملیات کربلای ۵ به شهادت رسیده بودند، به جذب نیرو اقدام کردند.

گروهان فتح و نصر، در شمال جاده اهواز- حمیدیه میدان تیر برگزار کردند و عکسهای دسته جمعی گرفتند. نیمه ی فروردین، یک مانور هم به طراحی مجید رضاییان در همان منطقه اجرا شد. فرمانده گردان و معاونش در این مانور حضور نداشتند.

فردای آن روز، نیروها تجهیز شده و سوار بر کامیونها به سمت شلمچه حرکت کردند.

محل استقرار نیروها در منطقه پنج ضلعی شلمچه واقع شده بود که از روزهای قبل چند سنگر بتونی پیش ساخته برای استقرار نیروها در آن آماده شده بود. در اواخر شب افراد وارد سنگرهای بتونی شده و تا نزدیکی صبح در آنجا استراحت کردند.

* * *

از هنگام اذان صبح، نیروها به غرب کانال ماهی (منطقه عملیات تکمیلی کربلای ۵) رفتند. البته منطقه تغییراتی کرده بود. کار انتقال نیروها تا هنگام طلوع آفتاب به طول انجامید.

تا حوالی بعدازظهر منطقه از یک آرامش نسبی برخوردار بود. بعدازظهر، کادر گروهانها برای توجیه به دیدگاه روی خاکریز مقدم رفتند. پس از گروهان فتح نوبت به کادر گروهان نصر رسید. اما در حین عزیمت کادر گروهان نصر گلوله خمپاره ای به نزدیکی این عده از کادر گروهان نصر اصابت کرده و موجب مجروحیت مصطفی بابائی و معاون گروهان گردید. آن دو به داخل سنگر گردان که در همان نزدیکی بود رفتند ولی دقایقی بعد برای توجیه منطقه بازگشته و در همان خاکریز مقدم به شناسائی محل پرداختند.

* * *

حوالی عصر هنگامی که کلیه نیروها در سنگرهای خود مشغول استراحت بودند ناگهان آتش باری بسیار شدید بر روی محل استقرار نیروهای دسته ۲ و ۳ گروهان نصر انجام شد. شدت این آتش به حدی بود که در هر ثانیه دهها گلوله خمپاره در اطرافشان منفجر می شد. در جریان این آتشباری بی سابقه جعفر خادمی که قبلا سرپرست دسته ۲ بود و حالا معاون سوم این دسته، از ناحیه صورت مورد اصابت قرار گرفته و به شهادت رسید.

نیروهای دسته ۳ گروهان نصر در حین استقرار در سنگرهای خود متوجه یک سنگر بتونی کوچک شدند و هنگامی که قصد تمیز کردن آن را داشتند متوجه بقایای پیکر یکی دو شهید در آن شدند که ظاهراً در مرحله تکمیل به شهادت رسیده و کسی متوجه آنها نشده بود.

بعد از تاریک شدن هوا نیروها به تدریج برای انجام عملیات آماده شدند.

* * *

موعد حرکت نیروها فرا رسید. گروهان فتح از سنگرها خارج شده و به سوی محل راهکار خود در کانال حرکت کرد. نیروهای گروهان نصر نیز در کنار خاکریز مقدم استقرار یافت تا پس از آغاز عملیات، حرکت خود را شروع کند.

در این لحظات مسلم اسدی با دوستانش شوخی می کرد. روحیه ی قوی ای داشت…

سرانجام دستور حرکت داده شد. نیروهای هر دو گروهان حرکت خود را آغاز کردند.

گروهان نصر در امتداد جاده جاسم حرکت خود را شروع کرد. البته قسمتهایی از جاده به خاکریز تبدیل شده بود و هنوز در مسیر بقایای اجساد شهدای مرحله دوم به چشم می خورد. هنوز دقایقی از شروع حرکت نگذشته بود که دشمن متوجه شروع عملیات شد (ساعات اولیه بامداد ۱۸/۱/۶۶) و ناگهان آتش بسیار شدیدی منطقه را در بر گرفت.

در این آتش باری علاوه بر سلاح های منحنی زن، تانکها، نفربرها، ضد هوایی ها و سایر سلاح های مستقر روی خاکریز دشمن به اجرای آتش مستقیم پرداختند. فرمانده گروهان نصر در همان دقایق اول مجروح شد، پیک گروهان علی اخلاصوند نیز به شهادت رسید. حرکت گروهان همچنان ادامه یافت و نیروها در محل تعیین شده در کنار جاده به سمت چپ منحرف شدند تا به خاکریز عراقیها حمله کنند اما لحظاتی بعد یک مشکل دیگر کار را با دشواری بیشتری همراه کرد و آن عبارت بود از آنکه نیروهای عراقی پیش از شروع عملیات همان مسیر را با مین های گوجه ای به صورت تعجیلی مین گذاری کرده بودند. در واقع نیروهای دسته یک گروهان نصر با میدان مین تعجیلی برخورد کردند. اما به هر ترتیب تعدادی از ایشان خود را به کنار خاکریز کوچکی که قبل از میدان مین اصلی بود رسانده بودند. تعدادی از افراد دسته دوم نیز در همان میدان مین مجروح شده بودند، البته اغلب مجروحین از ناحیه پا مسدوم شده بودند. وجود آتش سنگین بر روی مسیر حرکت نیروها، مجروح شدن فرمانده گروهان و پیک او، شهادت و مجروح شدن عده ای از نیروهای گروهان در طول مسیر و همچنین میدان مین تعجیلی موجب شد که تنها عده معدودی از دسته ۱ و ۲ گروهان نصر به همراه فرماندهان این دو دسته به همان خاکریز کوچک برسند و بقیه در طول مسیر بر روی زمین افتاده و یا جان پناه بگیرند. فرماندهان دسته ۱ و ۲ نصر در حال مشورت با یکدیگر جهت ادامه کار بودند که آیا با همان نیروی اندک از معبر میدان مین اصلی گذشته و به سوی خاکریز اصلی بروند و یا آنکه آن نیروها را به عقب کشانده و از مسیر زاپاس وارد کار شوند. معاون دسته دو (شهید ریاحی) نیز در همان میدان مین تعجیلی ‌از ناحیه پا مجروح شده بود. اما پیش از آنکه فرماندهان ۲ دسته به توافق قطعی برسند ناگهان خمپاره ای در نزدیکی ایشان اصابت کرد که موجب مجروح شدن فرمانده دسته ۲ و شهید و مجروح شدن برخی دیگر شد. مسئول دسته ۲ از مسئول دسته ۱ خواست که نیروهای موجود را که کمتر از ده نفر بودند به عقب بازگرداند در حین عقب روی نیروها، محمد علی ریاحی که دقایقی پیش پای راستش قطع شده بود بر روی مین رفته و به شهادت رسید. باقیمانده افراد و مجروحین نیز به تدریج خود را به عقب کشاندند، به نحوی که تا هنگام اذان صبح اغلب ایشان به پشت خاکریز انتقال یافته بودند.

در مسیر گروهان فتح نیروها سرانجام موفق به شکستن خط می شوند اما عدم پیوستن نیروهای دیگر از جناحین موجب شد که کار پیشروی به سختی انجام شود. ابوالقاسم کشمیری که قبلاً در عملیات کربلای ۲ معاون گروهان فتح بود و نزدیک به هفت ماه از گردان رفته بود سرانجام خود را به نیروهای گردان رساند ولی در اوایل روز ۱۸/۱ مسلم اسدی و ابوالقاسم کشمیری نیز به شهادت رسیدند.

ظاهراً در همان روز دستور عقب نشینی نیروهای گردان علی اکبر داده شد و نیروها با گردانهای دیگر تعویض شدند و در واقع عملیات کربلای ۸ خاتمه یافت هر چند در روزهای بعد مجددا نیروهای گردان برای پدافند به همان منطقه اعزام شدند.

* * *

در این عملیات یاران صدیق گردان به شهادت رسیدند:

  • مسلم اسدی،
  • ابوالقاسم کشمیری، ‌
  • محمد علی ریاحی،
  • علی اکبر واعظ،
  • جعفر خادمی،
  • داود آذری،
  • احمد اوریات،
  • حسین ایزدبین،
  • رضا بابایی،
  • محمود پورسلیمانی،
  • پرویز جمشیدی،
  • محمد چپردار،
  • مهدی حاج قاسمی،
  • لطف الله رشوند،
  • محمدرضا شادمهر،
  • مهدی شقاقی وند،
  • فرهاد صیادی دربندان،
  • رضا عامری،
  • عباس فیض آبادی فراهانی،
  • محمد کولیوند،
  • منصور عباس کیان،
  • علی محمدی،
  • علی رضا مرزبان صدیق،
  • فرهاد مروتی،
  • ذبیح الله نظری،
  • ابوالقاسم زارع.

 

یاد و نام شهدای گردان حضرت علی اکبر (ع) گرامی باد…

One thought on “به بهانه ی سالروز عملیات کربلای ۸

  1. درست در روزهایی که مردم ایران مشغول دید و بازدید عید بودن، بهترین جوانان کشور توی جبهه زیر تیر و ترکش دشمن، پر پر می شدن
    😢😢😢😢😢
    کاش قدردان باشیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.