ناجی

خاطرات برادر «تفرشی»

درباره «شهید حمید لریجانی»

 

 

 

ناجی

یکبار در حین عملیات، حمید به من و چند نفر دیگر از بچه ها گفت: «از تپه بروید پایین.»

همین که سنگر را خالی کردیم، خمپاره ای آمد و درست خورد وسط سنگر!

 

 

 

***

 

برادر وار

در جبهه مرسوم بود که همه همدیگر را برادر صدا بزنند. خاطره ای که همه از حمید در ذهن دارند این است که:

هر بار که دو نفر با هم بحث می کردند، حمید جلو می رفت و به آنها می گفت: «شما که به هم برادر می گویید، در عمل هم باید برادری را ثابت کنید و برادر وار رفتار کنید.

او در وصیتنامه اش هم این نکته را متذکر شده و نوشته بود:

«… اگر حرف از برادر و خون شهدا می زنیم، تنها شعار ندهیم، بلکه واقعا عمل کنیم…»

 

 

 

 

One thought on “ناجی

  1. سلام یادش گرامی باد
    چه رزمنده نازی بود
    با تقوا و پرهیز کار
    شجاع و دلیر
    خدا ما را مشمول دعایشان گرداند
    همرزو شهید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.