عملیات غدیر – محور جاده اهواز خرمشهر

عملیات غدیر – محور جاده اهواز خرمشهر


در روزهای ۲ یا ۳ خرداد نیروهای گردان به تهران رسیدند و مرخصی ایشان آغاز شد. ۶ خرداد به صورت پراکنده تعدادی از رزمندگان لشکر ۱۰ موفق به دیدار با امام شدند که تعداد کمی از ایشان را نیروهای گردان علی اکبر (ع) تشکیل می دادند پس از آن بازدید از خانواده شهدای گردان انجام شد و طی دو تا سه روز به کلیه شهدای عملیات بیت المقدس ۶ که آدرس خانواده‌هایشان تهیه شده بود و هدایایی نیز به آنان اهداء گردید.

در آخرین روزهای مرخصی گردان که نزدیک به ۶۷/۳/۱۲ بود از سوی لشکر به فرمانده گردان اعلام شد گردان را به اردوی مشهد می برند. در روز پایان مرخصی،‌ با سه دستگاه اتوبوس به مشهد عازم شدند. در محل حسینیه‌ای که مقداری دورتر از انتهای بازار رضا قرار داشت. مقدمات تهیه غذا و سایر لوازم در آن حسینیه تهیه شد بیشتر وقت نیروهای گردان در طی دوره اقامت ۴ یا ۵ روزه در مشهد به زیارت و نیز بازدید از برخی مناطق مانند خواجه مراد و خواجه ربیع و … گذشت. پس از بازگشت نیروها از مشهد در ۱۹ خرداد به تهران سپس در ۲۱ خرداد بسوی اردوگاه قائم واقع در میاندوآب رهسپار شدند.

در طی این مقطع یک دو روزه، خبر تصرف شلمچه از سوی نیروهای عراقی که بار دیگر پس از قضیه فاو موجب ناراحتی افراد شد. نیروها پس از استقرار در اردوگاه سازماندهی شدند.

پس از چند روز خبر عقب نشینی از ارتفاعات شیخ محمد، گوجار و … موجب نگرانی بیش از پیش افراد را فراهم کرد. فرمانده گردان که خود به منطقه ماووت رفته بود خبر از حمله گسترده‌ نیروهای دشمن آورد.

در روزهای بعد خبر سقوط ارتفاعات دیگر مانند قمیش و سرانجام عقب‌نشینی از کل منطقه ماووت تاثیر زیادی در روحیه افراد گذاشت.

در اوایل تیرماه ۶۷ خبر ساقط شدن هواپیمای ایرانی در خلیج فارس موید ایجاد وضعیت دیگر در جنگ شد. در روز جمعه ۱۹ تیرماه از سوی ستاد لشکر دستور انتقال سریع افراد به منطقه جنوب صادر گردید. ساعت ۴ بعدازظهر، اتوبوسهای حامل گردان از اردوگاه میاندوآب به مقصد اندیشمک وارد شدند که این خود حاکی از واکنش سریع گردان و آمادگی آن بود و در اردوگاه گردان روبروی دو کوهه مستقر شدند و به فعالیت‌های آموزشی نظیر میدان تیر و غیره پرداختند. در طی این مدت نیز اخبار عقب نشینی از برخی مناطق دیگر و همچنین فرار دسته جمعی برخی از نیروهای ارتشی که تعداد آن بالغ بر چند هزار نفر بود موجب نگرانی نیروها را فراهم می کرد به نحوی که سرانجام در اواخر این دوره یک روز نیروهای گردان در صبحگاه گرد هم آمده و معاون گردان به تشریح جنگ پرداخت و ضمن تائید شایعاتی که حاکی از حمله گسترده عراق به حاجی عمران، جزیره مجنون مهران و … عقب نشینی نیروهای ایران بود به ترسیم وضعیت اینده پرداخته و خواستار شد که افراد به تکلیف خود توجه کنند.

۲۷ تیر نیروهای گردان به اردوگاه فرات واقع در کنار دریاچه سد تنظیمی دز رفته تا ضمن آمادگی برای انجام مأموریت احتمالی، از وجود آب برای مقابله با گرمای شدید هوا نیز بهره‌مند شوند و قرار شد بخشی از نیروهای گردان برای انجام یک عملیات شناسائی همراه با رزم در منطقه آبدان و اروندرود به آموزش غواصی بپردازند و عده‌ای دیگر حدود یک سوم گردان نیز آموزش دیده برای مقابله احتمالی با دشمن در مناطقی مانند دهلران و امثال آن آماده شوند.

در ساعت ۱۴ اخبار خبر پذیرش قطعنامه از سوی ایران را پخش و ساعت ۲۰ پیام جانشین فرمانده کل قوا مبنی بر پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از بلندگو پخش می شود با پخش این خبر حالت بسیار عصبی که ناراحتی توأم با سردرگمی بود بر افراد مستولی شد پس از آن سیل پرسشها به سوی مسئولین گردان سرازیر شد. فردای آن روز فرمانده گردان افراد را در محل صبحگاه گرد هم آورد و با ارائه سخنانی سعی در فرونشاندن ناراحتی افراد کرد. در طی یکی دو روز بعد از آن همین وضعیت حاکم بود تا آنکه پیام امام در این خصوص منتشر شد که هر چند تکلیف کار را تا حدی معین می کرد اما عبارت نوشین جام زهر داغ دیگری را بر دل رزمندگان وارد می کرد. در روز ۳۱ تیر ۶۷ عصر فرمانده گردان که به اهواز رفته بود با بی سیم دستور داد نیروها را سازماندهی کرده و با تأکید بر سلاح آرپی‌چی آنها را مسلح نموده و به اردوگاه کوثر واقع در اهواز اعزام کنند پس از آن نیروها بلافاصله به صورت ۳ گروهان نصر، فتح، فجر سازماندهی شدند. کار تهیه کامیون نیز انجام شد و گروهان فجر زودتر از دو گروهان دیگر به منطقه اعزام گردیدند.

این گروهان در اول مرداد ماه ساعت سه بامداد به منطقه وارد شدند و با هدایت برادر تقی‌زاده به جاده اهواز – خرمشهر اعزام شدند و اول صبح در ۴۵ کیلومتری اهواز و سه راه حمید درگیری نسبتاً سختی بین نیروهای گروهان فجر با تانکهای عراقی درگرفت.

مشکل مهم در این درگیری کمبود مهمات بویژه آرپی‌چی بود علاوه بر آن به سبب عقب نشینی کلیه نیروها از خطوط پدافندی در روزهای قبل منطقه خالی از نیرو بود و امکان پشتیبانی از نیروهای گروهان فجر وجود نداشت اما به ترتیب در جریان این همزمان با نیروهای گروهان فجر نیروهای تیپ الزهرا و یگانهای دیگر وارد منطقه می شوند.

در سه راه حمید دو دستگاه تانک تیپ ۲۰ رمضان و تعدادی از بسیجیان اهواز به کمک آمده با نیروهای عراقی که بسیار متحرک عمل می کنند درگیر شده عراق مجبور به عقب نشینی از سه راه حمید می شود و گروهان فجر تا غروب به کوثر بر می گردد در کوثر به علت حرکت تعجیلی گردان وسایل و چادر برای استراحت نیست و نیروها در کنار درختان استراحت می کنند.

ساعت ۲۱ اول مرداد ماه گردان با گروهانهای نصر و فتح به سمت جاده اهواز خرمشهر حرکت و در سوله های ستاد معراج شهدا کنار قرارگاه جنگال که قرارگاه تاکتیکی لشکر شده مستقر می شود.

روز بعد ساعت ۱۵ مسئولان دو گروهان و گردان با چند ماشین به شناسایی منطقه رفته و در منطقه زید روی جاده ده به سمت مرز حرکت که همزمان با تک زرهی عراقی ها بوده و در بازگشت یک تویوتای آنها را زده ولی کسی آسیب نمی بیند مجدد در جاده شهید شفیع زاده به سمت مرز حرکت که نیروهای پیاده عراق در حال پیش روی و ادوات ارتش که پراکنده مورد اصابت قرار گرفته دیده می شود. عراق که متحرک عمل کرده ولی مستقر نمی شود کار را سخت کرده سپاه تصمیم می گیرد از تمام جاده اهواز به سمت مرز عملیات کرده و عراق را عقب بزند. در طرح عملیات قرار شد گردان از روی جاده ۱۰ عملیات کرده تا مرز و جاده مرزی شهید رضوی و گردان حضرت زینب از جاده ۱۴ و سپس در جاده مرزی با هم الحاق کنند. ساعت ۱۲ شب گردان با دو گروهان نصر و فتح روی جاده ۱۰ عملیات را آغاز و با درگیری شدید تا ۳ صبح به جاده شهید رضوی رسیده و به سمت راست حرکت و تا سه راه جاده ۱۴ حرکت به علت مقاومت عراق در سه راه جاده ۱۴ – شهید رضوی و نیامدن گردان حضرت زینب الحاق کامل نشده تا صبح درگیری ادامه می یابد.

گروهان فجر که شب قبل به ستاد معراج آمده اول صبح آماده حرکت برای کمک می شود که عراق شیمیایی شدیدی می زند گروهان به محل درگیری منتقل تا ۱۰ صبح زیر آتش شدید چندین پاتک را جواب می دهد ولی عراق کاری از پیش نمی برد گروهان فجر آماده می شود امشب در سه راه ۱۴ – شهید رضوی عملیات کرده الحاق را برقرار کند ولی طرح عوض شده و لشکر حضرت رسول با دو گردان عملیات و الحاق انجام و عراق عقب زده می شود. صبح پنجم مرداد عراق آرایش گرفته و قصد پاتک دارد. ادوات گردان و گروهانها به شدت آتش روی آنها ریخته و آرایش تانکها را به هم می زنند. بعدازظهر گردان از خط تعویض شده و نیروها به کوثر بر می گردند. آخرین عملیات دفاع و حمله گردان کاملاً موفقیت آمیز و تعدادی شهید و مجروح شدند. نیروها از کوثر به اردوگاه دز بر می گردند که چادرها مملو از نیروهای اعزام آخر است. شاید بزرگترین اعزام جنگ که پایان یافته گردان مدتها در آماده باش به سر می برد.

عملیات بیت المقدس ۶

عملیات بیت المقدس ۶


پس از اتمام مرخصی نیروها، باقیمانده افراد گردان در اواسط بهمن ماه ۶۶ به منطقه بازگشتند. و از اردوگاه قائم به روبروی دو کوهه منتقل شده بودند.

ساخت و ساز اردوگاه، حسینیه و جاده و آموزش تیربار و آرپی‌جی از این تاریخ به بعد انجام و گروهانها به اجرای مانور پرداختند.

هم زمان با عملیات والفجر ۱۰ و بیت المقدس ۴ گردان در آماده باش بود و پس از آن آماده باش گردان لغو شد. در اواخر اسفند برادران رضا خانی و رضائیان به معاونت گردان منصوب شدند. دو روز بعد گردان به مرخصی رفت و فروردین ۶۷ پس از بازپس گیری فاو توسط عراق به منطقه بازگشت. در این دوره فرماندهی گردان بر عهده برادر تقی‌زاده قرار داشت.

مهمترین فعالیت گردان تکمیل ساخت اردوگاه و جاده، مکان ثابت برای حسینیه و غیره بود که با مشارکت افراد گردان در همان مکان اردوگاه انجام می شد.

پس از سازماندهی گردان و انجام فعالیتهای آموزشی نیروها اواسط اسفند به مرخصی رفتند. پس از بازگشت فعالیت های آموزشی گردان از سر گرفته شد و مجدداً حال و هوای خاصی در سطح گردان مشاهده می شد البته سازماندهی یاد شده به تدریج شکل گرفت. اوایل اردیبهشت ۶۷ نیروها برای انجام عملیات دیگری به منطقه شمال غرب به وسیله اتوبوس به اردوگاه قائم منتقل شده و در چادرهایی که در خارج محوطه سوله‌ها قرار داشت مستقر شدند.

کار آموزش بویژه راهپیمایی در مناطق کوهستانی با جدیت انجام می شود. گردان مانورهای متعدد داشته و در مانور لشگر نیز شرکت نمود و فرماندهان برای شناسایی منطقه و توجیه به منطقه ماووت رفتند.

منطقه عملیاتی از چند ارتفاع نظیر پیکانی، شیخ محمد (بزرگ) شیخ محمد (کوچک) آسوس و آستروک تشکیل می شد.

ماموریت گردان آزادسازی ارتفاع شیخ محمد بود که در عمق منطقه عملیات واقع شده بود به همراه چند گردان از لشگر و چند لشگر دیگر از سپاه که در این عملیات بودند.

الف) تیپ عاشورا شامل گردان علی اکبر (ع) (شیخ محمد کوچک) و امام سجاد (ع) (حدفاصل بین شیخ محمد کوچک و بزرگ)

ب) تیپ ثارا… شامل گردان قمربنی هاشم و حضرت قاسم و حر (بر روی شیخ محمد بزرگ)

۱۰ اردیبهشت ستون کشی از اردوگاه قائم میاندوآب به سمت موقعیت صف در منطقه ماووت انجام و محل استقرار گردان در شیب نسبتاً تند دامنه شمالی ارتفاع قرار داشت.

در ۲۱ اردیبهشت توجیه منطقه از سوی فرماندهان گروهانها نیز انجام شد و سرانجام در شب ۲۳ اردیبهشت افراد گردان به همراه سایر گردانها بوسیله کاروانی از کامیونها از موقعیت صف خارج شده و به سوی منطقه عملیات رهسپار شدند این کاروان به تدریج از کنار ارتفاع ژاژیله گذشته و از روی پل امام رضا (ع) از رودخانه قلاچولان عبور کرده از تپه‌های هرمدان گذشته و در هنگام طلوع آفتاب خود را به دامنه شرق ارتفاع کلیجان رساند. نیروهای کامیونها پیاده به صورت ستونی ارتفاع یاد شده را از ضلع جنوبی دور زده و در شیار حدفاصل دامنه غربی آن و ارتفاع شیخ محمد مستقر شدند البته این شیار از دید نیروهای عراقی محفوظ بوده و پوشش جنگلی آن مکان مناسبی برای استراحت در قبل از عملیات را فراهم می کرد.

نیروها بعدازظهر به تدریج خود را در همان شیار به سمت جلو رفته به نحوی که در حوالی عصر به انتهای شیار رسیدند و سرانجام در نزدیکی غروب آفتاب حرکت نیروها آغاز شد لذا ستون نیروها از حد فاصل دو ارتفاع کلیجان و شیخ محمد گذشته و در سرازیری آن سوی شیار قرار گرفتند این منطقه که آخرین حد جاده نیز بود نقطه شروع عملیات محسوب می شد. پس از عبور از پیچ و خم شیار به دشت مسطحی رسیدند که حدفاصل ارتفاع آستروک، شیخ محمد کوچک و بزرگ و آسوس بود. نیروهای گروهان فجر در همان ابتدای منطقه مسطح باقی مانده و بقیه گردان به سوی ارتفاع شیخ محمد کوچک حرکت کرد. سپس دو گروهان نصر و فتح ادامه مسیر داده به نزدیک سنگرهای دشمن رسیدند و با شلیک تیربارها و غیره عملیات وارد مرحله اصلی خود شد.

گروهان فتح دامنه شرقی شیخ محمد کوچک و گروهان نصر قله و یال جنوبی آن را به تصرف در آوردند. تا نزدیکی صبح منطقه ماموریت کاملاً به تصرف درآمد گردان امام سجاد (ع) نیز موفق شد منطقه خود را آزاد کرده و در آنجا مستقر شدند اما ارتفاع شیخ محمد بزرگ همچنان در دست نیروهای دشمن قرار دارد. از ابتدای صبح دامنه جنوبی ارتفاع آستروک را تصرف و در آنجا مستقر شدند. این ارتفاع قرار بود در شب قبل توسط تیپ ۱۲ قائم تصرف شود و حکم خط مقدم دشمن را داشت در اواسط روز در حالی که نیروهای گردان موفق شده بودند تعداد بسیار زیادی را کشته و بیش از ۷۰ تن را اسیر کنند، تیراندازیهای پراکنده به سوی این افراد می شد احتمال می رفت تعدادی از نیروهای تیپ ۱۲ قائم اشتباهی به سوی افراد گردان تیراندازی می کنند اما ساعتی بعد یکی از افراد گردان متوجه حضور نیروهای عراقی بر روی ارتفاع آستروک شد و البته این امر موجب تعجب بقیه گردید چرا که حال ارتفاع شیخ محمد کوچک که پشت آن قرار داشت به تصرف نیروهای ایرانی درآمده بود.

گروهان فجر مأمور تا باقیمانده نیروهای عراقی را پاکسازی و ساعتی بعد در حالیکه آنها تعدادی در حدود ۲۰ نفر عراقی را به همراه سلاح و مهمات اسیر کرده بودند بازگشتند.

نیروهای دسته ویژه پشتیبانی ظفر از صبح روز عملیات طی چند نوبت کار تدارک رسانی و حمل مجروحین به عقب را انجام در قسمتی از همان دشت مسطح اسلینگ هلی کوپترها نیز انجام که نقش مهمی در تدارکات و پشتیبانی عملیات ایفا می کرد از جمله نکات مهم در حین تصرف شیخ محمد کوچک منهدم نمودن یک فروند هلی کوپتر عراقی توسط نیروهای گروهان فتح بود که از چند شب قبل دز ضلع شمالی همان دشت مسطح فرود آمده و به دلیل نقص فنی در حال تعمیر بود. از روز دوم عملیات گردان آرایش پدافندی داشت.

نیروهای گردان سومین شب را در ارتفاعاتی در شیخ محمد کوچک به نحوی سپری کردند که ارتفاع شیخ محمد بزرگ نیز به تصرف نیروهای گردان حر درآمد و تقریباً تمامی اهداف عملیات بیت المقدس ۶ تحقق یافت. در روز سوم از حوالی عصر کار جابجائی نیروهای گردن به عقب انجام شد تا به پایین شیار آستروک و شیخ محمد رسیدند در اینجا حوض نسبتاً بزرگی احداث شده بود که آب ناشی از ذوب برف در آن جمع می شد و نیروهای تدارکات گردان با کمپوت خنک از نیروهای گردان پذیرایی کردند.

در حوالی عصر کار انتقال نیروها با کامیون به موقعیت صف انجام شد به نحوی که تا شب تمامی نیروهای گردان به موقعیت صف منتقل شدند.

در شب روز دوم یا سوم منطقه عقبه گردان (اطراف حوض) با گلوله شیمیایی بمباران شد.

این عملیات که از موفق‌ترین مأموریتهای گردان بود تلفات سنگینی به نیروهای عراقی وارد شد که به نحوی اجساد ۵۰ تن عراقی در منطقه افتاده بود قریب به ۹۰ نفر در مجموع اسیر شدند و غنائم زیادی هم از جنگ افزار سبک و نیمه سنگین بدست آمد. حدوداً ۱۴ نفر شهید دو نفر مفقود و کمتر از ۲۰ نفر مجروح شدند.

نیروها بعد از ۲ روز استراحت در موقعیت صف با اتوبوس به اردوگاه قائم منتقل شدند البته نیروها تا نزدیک به ۵ تا ۶ روز نیز در اردوگاه باقی ماندند و حتی برای هفتمین روز شهادت شهدای گردان مراسمی نیز در محل اردوگاه گردان برگزار شد و ۲ روز بعد نیروها برای مرخصی بوسیله ۳ دستگاه اتوبوس به تهران بازگشتند.

عملیات بیت المقدس ۲

عملیات بیت المقدس ۲


نیروهای گردان اوایل آذر ۶۶ اردوگاه امام علی سنندج را به مقصد اردوگاه قائم واقع در کیلومتر ۲۰ جاده میاندوآب – مهاباد ترک کردند. بعدازظهر نیروها به محل اردوگاه رسیدند. در همان روز محل استقرار گردان در یک سوله مشخص شد. البته یکی دو روز اول به تمیز کردن سوله و سیمان کردن کف گذشت. طی این مدت نیروها بصورت پراکنده در چادر زندگی می کردند. پس از آماده شدن سوله نیروهای گروهان نصر، مخابرات وبقیه به داخل سوله منتقل شدند.

تنها دسته گروهان فتح به گروهان نصر مأمور شد و از گروهان فتح تنها کادر آن باقی ماند که در چادری مستقر در روزهای بعد، اعزام دوم سپاه محمد رسول الله (ص) انجام و تعدادی نیرو به گردان اعزام شده  سازماندهی گردان شامل گروهان نصر، گروهان فجر و دسته ویژه شکل گرفت.

این دوره که از اواسط آذرماه ۶۶ آغاز شد گردان تحت امر تیپ ۲ عاشورا به فرماندهی برادر تقی‌زاده قرار داشت. در این دوره در تیپ ۲ علاوه بر گردان حضرت علی اکبر (ع)، گردان علی اصغر (ع)، گردان امام سجاد (ع)، شامل گردان امام علی (ع) و گردان المهدی (عج) نیز می شد.

نیروهای گردان پس از سازماندهی مجدد به انجام آموزش پرداختند. این آموزش بیشتر در قالب ستون کشی و راهپیمایی انجام می شد. با سرد شدن هوا و بارش برف وضعیت اردوگاه تا حدی متفاوت شد. علاوه بر آموزش نیروها، آموزش نقشه‌خوانی، جهت یابی، قرائت و تفسیر عکسهای هوایی، فن کالک و رسم کالک برای کادر گروهانها و دسته‌ها انجام می شد.

در همین ایام نخستین مانور تیپ ۲ عاشورا در ارتفاعاتی واقع در جنوب جاده میاندوآب حدود ۷ کیلومتری جنوب شرق اردوگاه قائم انجام شد. همزمان منطقه عملیات در ماووت مشخص شد و هدف تصرف ارتفاعات قمیش عراق بود. در ۶۶/۱۰/۱۷ نیروها برای رفتن به عملیات آماده شده بودند. قرار بود نیروهای گردان در منطقه غرب شهر ماووت عملیات کرده و پس از عبور از رودخانه قلعه چولان، ارتفاعات قمیش را به تصرف در آوردند. حتی اقدامات مربوط به شناسائی منطقه، توجیه فرماندهان، اعزام نیروهای تخریب و امداد نیز انجام شد. اما بروز مشکلاتی نظیر طغیان رودخانه قلعه چولان ، نامناسب بودن پل ساخته شده و غیره موجب گردید تا عملیات به تاخیر بیفتد. پس از چند روز آماده باش، گردان از حالت آماده باش خارج شد و تعدادی از کادر گردان نظیربرادر رضاقلی، ‌دهقان، ‌سیدحیدر موسوی تسویه حساب و برخی نیز به مرخصی رفتند (تقریباً ۱۷ یا ۱۸ دی ۶۶).

۲۲ دی ماه پس از انجام تغییراتی در منطقه عملیات، نیروهای گردان جهت انجام عملیات آماده شده از اردوگاه میاندوآب به پادگانی در شهر سقز (روبروی پادگان تیپ ۲ زرهی) منتقل شده و سپس به سوی منطقه عمومی ماووت رفته محل استقرار گردان ابتدا در موقعیت صف واقع در شمال شرقی ماووت و در دامنه کوه گلان  و سپس در موقعیت حضرت علی اکبر(ع) بود. نیروهای گردان دو روز در همین محل و در چادرهایی که در کنار یک قبرستان قدیمی برپا شده بود مستقر شدند. هوا سرد و باران و برف گاه به گاه می بارید.

بعدازظهر روز ۲۴ دی ماه جهت انجام عملیات گردان به صورت ستون پیاده به سوی خط عملیات رهسپار شدند. قبل از اعزام به موقعیت صف تعدادی از نیروهای تدارکات به صورت یک دسته پشتیبانی سازمان یافتند که کار انتقال تدارکات از پائین ارتفاع قمیش به خط مقدم در بالای ارتفاع را بر عهده گرفتند، مسیر حرکت همان جاده‌ای بود که از کنار شهر ماووت می گذشت سپس نیروها از جاده به سمت غرب منحرف و در کنار خاکریزی به سوی رودخانه قلعه چولان حرکت کردند. در این محل پلی دست ساز با سیم بکسل، طناب و قطعات چوب ساخته شده بود که دو طرف رودخانه را به هم متصل می کرد اما این پل فقط گنجایش عبور یک نفر را داشت و نیروها می بایست به تدریج و با احتیاط از روی این پل عبور کنند که بدلیل عبور نیروهای لشکر عاشورا از روی پل تاخیر در کار انتقال گردان به آن سوی رودخانه ایجاد شد .کار عبور نیروها تا فردای آن روز به طول انجامید تا اینکه گردانها از آن عبور کرده در آن سوی پل غار نسبتاً بزرگی قرار داشت که محل استقرار نیروهای تدارکات و عقبه گردان و تیپ بود. نیروهای گردانها نیز در شیاری که کنار یکی از یالهای قمیش قرار داشت مخفی شده و استراحت کردند و تا عصر روز ۲۵/۱۰/۶۶ در همان جا مستقر با تاریک شدن هوا عملیات آغاز گردید و نیروهای گردان نیز هماهنگ با سایر گردانها حرکت و کار خود را بر روی ارتفاعات قمیش آغاز کردند. مسئول دسته ویژه قبل از شروع عملیات از ناحیه پا دچار آسیب شد و جانشین وی سرپرستی را به عهده گرفت. پشتیبانی در غاری در نقطه رهایی بعد از پل مستقر و فرمانده تیپ در غار دیگری جلوتر که در آن سوی یال محل جدا شدن گردانهای تیپ مستقر شده بود. عملیات ساعت ۱ بامداد آغاز شده بود و نیروهای گردان پس از ساعاتی درگیری موفق به تصرف کلیه مواضع شدند و تا ۶ صبح ۶۶/۱۱/۲۶ کلیه مواضع موجود بر روی ارتفاع قمیش به تصرف درآمد.

در دومین روز عملیات کار انتقال تدارکات به وسیله گروه پشتیبانی آغاز گردید. فاصله طولانی شیبها و دره های خطرناک و زمین لغزنده، هوای سرد کار پشتیبانی را سخت و تخلیه مجروحان کند انجام می شد و اصابت چند گلوله خمپاره موجب گردید تا عده ای از افراد گروه پشتیبانی مجروح و عده ای نیز به شهادت برسند.

در ادامه عملیات گردانهای عمل کننده برای پاکسازی غرب ارتفاع و نیز ارتفاعات دولبشک توفیق چندانی نیافتند و سرانجام پس از دفع چند پاتک تصرف مابقی مناطق منتفی شد

از ۱۰ صبح عراق پاتک ها و آتشباری شدیدی را شروع کرد. گردانهای احتیاط لشگر نیز به خط گردان حضرت علی اکبر آمده و پاتک ها را پاسخ می دهند.

در این عملیات کل ارتفاع تصرف و نیز مأموریت با موفقیت انجام شد. حدود ۱۳ نفر از نیروهای گردان به شهادت رسیده و حدود ۳۵ مجروح و جانباز شدند.

نیروهای گردان پس از ۳ روز درگیری و دفع پاتک و تثبیت مواضع خود تعویض و به موقعیت صف بازگشته و پس از ۳ روز اقامت در آنجا به اردوگاه قائم واقع در میاندوآب بازگشتند.

از جمله نکات مهم بمباران منطقه در حین انتقال افراد گردان به اتوبوسها جهت بازگشت به میاندوآب بود که خوشبختانه خساراتی را در پی نداشت.

نیروها پس از بازگشت به میاندوآب چند روزی به استراحت پرداختند تا آنکه سرانجام در اوایل بهمن ۶۶ پس از آنکه کلیه گردانها به میاندوآب بازگشتند، نیروها به صورت دسته جمعی به سوی کرج اعزام و تعداد زیادی اتوبوس فراهم گردیده و کاروانی از اتوبوسها از اردوگاه قائم به سوی کرج حرکت کردند. در اوایل شهر صدای رگبار تیربار دوشکا که بر روی وانت تویوتا مستقر بود خبر ورود کاروان لشکر ۱۰ را به اهالی کرج داد. در حوالی ساعت ۹ صبح آن روز مراسم استقبال مردم کرج از نیروها انجام شد و سپس نیروهای گردان به مقصد منازل خود پراکنده شدند.

عملیات نصر ۴ – تکمیلی

عملیات نصر ۴ – تکمیلی


پس از بازگشت نیروها از پدافندی شلمچه اوایل اردیبهشت ۶۶ نیروها به اردوگاه کوثر بازگشتندو قرار شد که نیروهای گردان به اردوگاه قلاجه عزیمت و پس از مدتی محل استقرار گردان تغییر یافته و نیروها در اواخر اردیبهشت به اردوگاه امام علی (ع) واقع در سنندج منتقل می شوند.

در این زمان سازماندهی جدید در لشکر تحت عنوان محور (یا تیپ) که هر محور از چند گردان بود،‌ تشکیل شد.

گردان علی اکبر (ع) به همراه گردان علی اصغر (ع) و امام سجاد (ع) تحت امر محور عاشورا به فرماندهی برادر تقی‌زاده قرار گرفتند. البته از این پس سرپرستی گردان با برادر مرتضی رضاقلی بود و گردان از دو گروهان نصر و فتح تشکیل گروهان ادوات نیز تحت عنوان ادوات محور به کار گرفته شده بود.

در اواخر خرداد ۶۶ نیروهای گردان جهت انجام عملیات آماده شده و به وسیله اتوبوس از سنندج عازم اردوگاه ساجدین واقع در ۲۵ کیلومتری شهر سردشت (در جاده بانه – سردشت) شدند.

نیروها، تدارکات کمتری را با خود حمل می کردند که استقرار طولانی در این اردوگاه مشکلات عدیده‌ای را از این بابت فراهم کرد. پس از استقرار گردان در اردوگاه و نصب چادرها، انجام اقدامات آموزشی نیروها هم زمان با کار شناسایی و توجیه فرماندهان آغاز شد منطقه مأموریت ارتفاعات کانی گودار واقع در غرب سردشت بود.

در روزهای بعد به تدریج کادر گردان و سپس گروهانها برای شناسایی به منطقه عازم شدند ظاهراً محل مأموریت نیز تغییراتی یافته بود. قسمتی از گروهان ادوات وارد منطقه شده و خط پدافندی را تحویل می‌گیرد.

۶۶/۴/۱۰ فرماندهان محور و گردان و گروهانها برای شناسایی به منطقه رفته و در سنگری مستقر شدند تا به توجیه و آشنایی در منطقه بپردازند.

ناگهان گلوله توپ مستقیم تانک به سنگر اصابت کرد و موجب شهادت برادر باقر آقایی و برادر محسن ایوبی در کنار هم شد در این حادثه فرمانده محور و فرمانده گردان نیز جراحت سطحی برداشتند.

بعدازظهر همان روز موضوع در جلسه‌ای با حضور فرماندهان دسته‌ها و سایر کادر ستادی گردان در چادر فرماندهی گردان مطرح شد. برادر تقی‌زاده که دستش مجروح شده بود خبر شهادت دو نفر را اطلاع دادند که موجب تأثر دیگران شد و برادر رضاقلی فرمانده گردان، ‌برادران رضا خانی و سید حیدر موسوی را به عنوان جایگزین فرماندهان شهید معرفی نمودند.

همان ایام دشمن در منطقه عملیاتی نصر ۴ (منطقه ماووت) اقدام به پاتک کرد که در نتیجه توانست تپه‌های دوقلو و یال قشن را به تصرف درآورد. لذا مأموریت گردان تغییر یافته قرار شد تا لشکر سیدالشهداء در انجام یک مرحله تکمیلی به بازپس گیری مناطق یاد شده در ماووت بپردازد.

لذا خط پدافندی در سردشت تحویل داده شده و گروهان ادوات به اردوگاه ساجدین بازگشت از آن روز به بعد کادر محور و گردان به شناسایی منطقه ارتفاعات دوقلو عازم و طی ۳ مرحله به شناسایی منطقه پرداختند پس از آن توجیه فرماندهان گردانها نیز انجام شد و قرار شد که نیروهای محور عاشورا و گردان به منطقه عازم شوند.

در روز ۶۶/۴/۱۰ نیروهای گروهان ادوات به منطقه ماووت وارد شده و مستقر گردیدند. روز ۶۶/۴/۱۱ بعدازظهر افراد سوار بر کامیونها شده و در جاده آسفالته بیرون اردوگاه منتظر دستور حرکت شدند به سبب وجود اشرار در منطقه به کلیه کامیونهای حامل نفرات درباره احتمال حمله اشرار و نحوه مقابله با آنها تذکراتی ارائه کرد. ساعت ۱۷:۳۰ بعدازظهر کار انتقال نیروها آغاز شد اما هنوز کامیونها بیشتر از ۳ تا ۴ کیلومتر از اردوگاه فاصله نگرفته بودند که ناگهان مواجه با کمین اشرار گردیدند. در این کمین احتمالاً فردی با اسلحه سبک مثل کلاش شروع به تیراندازی به سوی کامیونها را نمود که البته با آتش مقابل نیروها مواجه شد و متواری گردید و گردان به اردوگاه بازگشت.

فردای آن روز پس از نماز ظهر و عصر و نهار نیروهای گردان به تدریج آماده شده تا به منطقه عملیات اعزام شوند ساعتی بعد کامیونها آماده حرکت شده و نیروها را سوار کردند. ۶۶/۴/۱۲ حدود ساعت ۱۵ کامیونها حرکت و پس از رسیدن به موقعیت صف در ماووت نیروها از کامیونها خارج و شب را در همان جا به سر بردند.

در روز ۶۶/۴/۱۳ مسئولان گردان برای شناسایی رفتند و با نقشه و از دیدگاه توجیه شدند. سپس انتقال نیروها آغاز و نیروها نزدیک منطقه در یک باغ مستقر شدند. در ساعت یک بامداد ۶۶/۴/۱۴ نیروها به کنار جاده ارتفاعات اسپیدار منتقل و عملیات آغاز شد و گردان از ۸ صبح به صورت گروه گروه وارد منطقه می‌شود تا ساعت ۱۴٫ نیروهای عمل کننده هنگام تصرف ارتفاعات دو قلو متوجه شدند که این ارتفاعات از دو قسمت تشکیل شده و با آنچه بر روی نقشه مشخص شده تفاوت دارد. پس از آنکه قسمتی از اهداف به تصرف نیروها درآمد پاتکهای سنگینی از سوی دشمن صورت گرفت و تلفات زیادی به آنها وارد شد. از ساعت ۱۵ درگیری‌ها بسیار شدید می‌شود و عراقی‌ها از بالا ارتفاعات شروع به پاتک می‌کنند. یک تانک عراقی هم سنگرها را زیر آتش دارد. در این زمان تعداد مجروحان و شهداء زیاد شده و امکان تخلیه کم و سخت است. تیربارچی‌های گردان مسیر پاتک عراقی‌ها را زیر آتش دارند و متقابل عراقی‌ها با قناسه و آرپی‌جی سعی دارند تیربارچی‌ها را بزنند. تا شب چندبار به عراقی‌هایی که پاتک کردند تلفات سنگینی وارد می‌شود. ساعت ۲۴ به علت تکمیل نشدن عملیات گردانها و عدم امکان پشتیبانی تخلیه شهداء و مجروحان در اولویت قرار می‌گیرد.

از اول صبح ۶۶/۴/۱۵ هلی‌کوپترهای عراق هم می‌زنند ولی بچه‌ها سعی در تخلیه مجروحان و شهداء و مقاومت دارند ولی تعدادی از شهداء در دستور عقب روی جا می‌مانند.

ساعت ۱۰ صبح نیروها عقب نشینی کرده و گردان حدود ۳۰ شهید و ۷۰ مجروح داد و تلفات بسیار زیادی از عراق گرفت.

یادآوری می‌شود برادر تقی‌زاده فرمانده محور قبل عملیات منطقه را به جهت عزیمت به حج ترک و برادر شعبان نصیری به جای ایشان مسئولیت محور را به عهده داشت.

عملیات کربلای ۸

عملیات کربلای ۸


پس از انجام عملیات تکمیلی کربلای ۵ و پایان پدافندی آن باقیمانده نیروهای گردان به مرخصی اعزام شدند. در طول مرخصی بیشتر وقت نیروهای گردان بویژه افراد قدیمی به ملاقات فرمانده گردان و یا سرکشی از خانواده شهدا می‌گذرد. ظاهراً قبل از اتمام مرخصی تعدادی از نیروهای گردان به منزل برادر مسلم اسدی دعوت می شوند. ولی در آنجا با وخیم شدن حال فرمانده گردان اقامت با مشکل مواجه می شود که منجر به بازگشت مجدد ایشان به بیمارستان می شود. پس از بازگشت نیروها به منطقه سازماندهی گردان با دو گروهان آغاز گردید.

برنامه آموزشی گردان از دو هفته قبل از عملیات آغاز شد. پیش از عملیات اجرای برنامه میدان تیر در ۶۶/۱/۱۴ حوالی ۹ صبح آغاز شد و نیروها برای میدان تیر به منطقه ای واقع در شمال جاده اهواز- حمیدیه (در مجاورت مقر تیپ قمر بنی هاشم) اعزام شدند. روز ۶۶/۱/۱۵ در همان منطقه میدان تیر یک مانور نیز طراحی و نیروهای گردان از حوالی غروب به منطقه مانور اعزام شدند. این منطقه در روز قبل خاکریزی شده و در آن سلاح های نیمه سنگین مانند آرپی‌جی ۱۱، ضد هوایی و غیره کار گذاشته شد.

به قرار اطلاع منطقه عملیات تکمیلی منطقه اصلی عملیات است. ۶۶/۱/۱۵ برادر رضاقلی فرمانده و برادر مسلم اسدی جانشین گردان برای شناسایی به منطقه می‌روند.

در روز ۱/۱۶ صبح تا بعدازظهر کار تجهیز و توزیع مهمات بین نیروها انجام شد و پس از برگزاری نماز مغرب و عشاء، نیروها بر کامیونها سوار شده و آماده اعزام به منطقه شدند.

کامیونها در حوالی ساعت ۸ شب از اردوگاه خارج شدند و به سوی منطقه شلمچه حرکت کردند.

محل استقرار نیروها در منطقه پنج ضلعی شلمچه واقع شده بود که از روزهای قبل چند سنگر بتونی پیش ساخته برای استقرار نیروها در آن آماده شده بود، ولی روی آنها خاکریزی نشده بود. در اواخر شب افراد وارد سنگرهای بتونی شده و تا نزدیکی صبح در آنجا استراحت کردند. از هنگام اذان صبح کار انتقال نیروها به خط مقدم آغاز شد. افراد سوار بر وانت های تویوتا از منطقه پنج ضلعی عبور کرده و با عبور از پل جدیدی که بر روی کانال ماهی زده شده بود به غرب کانال رفته و در جاده ای که کنار دژ غرب جاده جاسم بود به سمت شمال حرکت کردند، وانت ها تا حدود ۱۵۰ متری خط مقدم پیشرفته و نیروها پیاده شده بقیه مسیر را به صورت پیاده تا سنگرهای اجتماعی رفتند. این منطقه همان محل عملیات تکمیلی کربلای ۵ بود. البته منطقه تغییراتی یافته بود و خاکریزی در حد فاصل بین پد کانال ماهی و دژ غرب جاده جاسم احداث شده بود. همچنین کانال متصل به مقطعی دژ نیز به همان خاکریز وصل شده بود. و چندین سنگر اجتماعی برروی دژ غرب جاده جاسم و خاکریز ذکر شده احداث شده و جاده کنار دژ بصورت دو جداره شده بود.

نیروهای گروهان فتح در سنگرهای اجتماعی موجود در خاکریز مقدم مستقر شدند. ولی نیروهای گروهان نصر در سنگرهای انفرادی موجود بر روی دژ جاده جاسم استقرار یافتند. کار انتقال نیروها تا هنگام طلوع آفتاب به طول انجامید.

نیروهای گردان در همان سنگرها به استراحت پرداختند و تقریباً تا حوالی بعدازظهر منطقه از یک آرامش نسبی برخوردار بود. در بعدازظهر، کادر گروهانها برای توجیه به دیدگاه روی خاکریز مقدم رفتند. در حین عزیمت کادر گروهان نصر گلوله خمپاره ای به نزدیکی آنها اصابت کرده و موجب مجروحیت برادر مصطفی بابائی گردید. ولی دقایقی بعد برای توجیه منطقه بازگشته و در همان خاکریز مقدم به شناسائی محل پرداختند.

در حوالی عصر هنگامی که نیروها در سنگرهای خود مشغول استراحت بودند ناگهان آتش باری بسیار شدید بر روی محل استقرار نیروهای گروهان نصر انجام که در هر ثانیه دهها گلوله خمپاره در اطراف ایشان منفجر می شد. در جریان این آتشباری چند نفر مجروح و شهید شدند.

پس از تاریک شدن هوا نیروها به تدریج برای انجام عملیات آماده شدند گردان قرار بود در دو محور عملیات نماید. محور اول از کانال مرحله تکمیلی که به سوی شمال ادامه می یافت.

گروهان فتح قرار بود از این مسیر عملیات کرده و خود را به دژ عصایی برساند سپس به سمت راست، روی دژ حرکت کرده و پس از رسیدن به ادامه مقطعی، مسیر خود را به سمت شمال ادامه دهند. نیروهای گروهان نصر هم قرار بود از اواسط خاکریز مقدم (در کنار جاده جاسم) به سمت شمال حرکت کرده و پس از حدود ۷۰ تا ۸۰ قدم از کنار جاده خارج شده و به سمت چپ با زاویه ۳۰ درجه نسبت به جاده جاسم حرکت کنند و پس از رسیدن به خاکریز عراقیها به طرفین گسترش یافته و با نیروهای گروهان فتح از سمت چپ و نیروهای گردان حضرت علی اکبر لشکر عاشورا از سمت راست الحاق برقرار کند.

در این عملیات لشکر عاشورا نیز قرار بود در روی پد کانال ماهی به سمت شمال حرکت کرده و پس از رسیدن به خاکریز عراقیها به سمت چپ گسترش یابد. البته یک مسیر احتیاط نیز در نظر گرفته شده بود که قرار بود که در صورت مسدود بودن هر دو محور، نیروها در امتداد دژ غرب جاده جاسم (حدفاصل بین دو مقطعی) به سوی دشمن حمله کنند.

دستور حرکت داده شد. نیروهای هر دو گروهان ساعت ۱ بامداد ۶۶/۱/۱۸ حرکت خود را آغاز کردند. گروهان نصر در امتداد جاده جاسم حرکت خود را شروع کرد. البته قسمتهایی از جاده به خاکریز تبدیل شده بود و هنوز در مسیر بقایای اجساد شهدای مرحله دوم به چشم می خورد. ساعت ۱:۳۰ بامداد دشمن متوجه شروع عملیات شد و ناگهان آتش بسیار شدیدی بر روی مسیر گروهان نصر شروع و در این آتش باری علاوه بر سلاح های منحنی زن، تانکها، نفربرها، ضد هوایی ها و سایر سلاح های مستقر روی خاکریز دشمن به اجرای آتش مستقیم پرداختند. فرمانده گروهان نصر در همان دقایق اول مجروح شد ولی حرکت گروهان همچنان ادامه یافت و نیروها در محل تعیین شده در کنار جاده به سمت چپ منحرف شدند تا به خاکریز عراقیها حمله کنند. ولی نیروهای عراقی پیش از شروع عملیات همان مسیر را با مین‌های گوجه‌ای به صورت تعجیلی مین گذاری کرده بودند. میدان مین تعجیلی موجب شد که تنها عده معدودی از گروهان نصر به خاکریز کوچک برسند و بقیه در طول مسیر بر روی زمین می‌افتند.

نیروهای موجود که کمتر از ده نفر بودند به عقب بازگشته باقیمانده افراد و مجروحین نیز به تدریج به عقب می‌رسند، به نحوی که تا هنگام اذان صبح اغلب ایشان به پشت خاکریز انتقال یافته بودند.

گروهان فتح سرانجام موفق به شکستن خط می شوند اما عدم پیوستن نیروهای دیگر از جناحین موجب شد که کار پیشروی به سختی انجام شود. در اوایل روز ۶۶/۱/۱۸ برادر مسلم اسدی و ابوالقاسم کشمیری نیز به شهادت رسیدند.

با توجه به حجم آتش و عدم امکان پیشروی دستور عقب روی داده شده و نیروها با گردانهای دیگر تعویض و عملیات کربلای ۸ خاتمه یافت و در روزهای بعد مجدداً نیروهای گردان برای پدافند به همان منطقه اعزام شدند.