عملیات کربلای ۵ – تکمیلی

عملیات کربلای ۵ – تکمیلی


بعد از مرحله سوم کربلای ۵ که بین رزمندگان گردان به عملیات شلحه معروف شده بود گردان ۶۵/۱۱/۱۰ به مرخصی اعزام و در اوایل دهه فجر سال ۶۵ تعدادی از نیروهای گردان به دیدار خانواده شهدا عملیات کربلای ۵ رفتند.

در روزهای ۱۶ یا ۱۷ بهمن ۶۵ اطلاع داده شد که گردان قصد عزیمت به مشهد را دارد از همه خواسته شد در صورت تمایل در این سفر شرکت نمایند. در ۱۸ بهمن در حوالی ساعت ۴ بعدازظهر از جلوی دانشگاه تهران با ۳ دستگاه اتوبوس و یک وانت از تهران به مشهد حرکت کردند. ۱۰۰ الی ۱۲۰ نفر و محل اقامت گردان در مشهد در مهمانخانه جهان بود. دو طبقه از مهمانخانه به علاوه زیرزمین آن در اختیار گردان قرار گرفت زیرزمین نیز فرش شده بود و به عنوان محل غذاخوری و اجتماع محسوب می شد. البته بیشتر وقت بچه ها به زیارت و گشت و گذار صرف شد. تعدادی از مجروحین عملیات کربلای ۵ هم بودند که مرتب بچه‌ها آنها را پانسمان می‌کردند. جای خالی بسیاری از شهدا نیز کاملاً محسوس بود.

در یکی از شبها تعداد محدودی از نیروهای گردان در اتاق یکی از طبقات جمع شدند. این افراد اغلب از نیروهای قدیمی گردان بودند. موضوع اصلی این جلسه توسط برادر مسلم اسدی مطرح شد که عبارت بود از امضاء ‌عهدنامه‌ای که بر اساس آن افراد قول می دادند که تا پایان جنگ در جبهه و کنار امام (ره) و در غالب این گردان باقی بمانند.

چنین عهدنامه ای قبل از عملیات والفجر ۸ نیز تنظیم شده بود. در آن شب پس از روضه‌خوانی یکی از برادران افراد دست بیعت داده و بر عهد خود گواهی کردند. چراغ را خاموش کرده تا هرکس که مایل است در این بیعت شرکت کند صحنه بسیار جالبی بوجود آمده بود که همراه با اشک حزن خاصی بود در این شب همه حاضرین که تعدادشان کمتر از ۲۰ نفر بود بیعت کردند.

گردان در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۶۵ نیز شرکت کرد. در نزدیکی فلکه آب در حالی که افراد گردان همراه مردم در میدان تجمع کرده بودند ناگهان نارنجکی از سوی یک منافق پرتاب شد نارنجک در نزدیکی افراد گردان منفجر شد و یک نفر از مردم عادی شهید و دو نفر هم مجروح شدند ولی از اعضای گردان کسی آسیب ندید.

فردای راهپیمایی گردان به تهران بازگشت و در روزهای بعد افراد به تدریج به منطقه بازگشته و به اردوگاه کوثر رفتند.

در اوایل اسفند سازماندهی گردان به تدریج شکل گرفت نیروهای جدید نیز تحت عنوان سپاهیان مهدی به منطقه اعزام شد به سبب شهادت تعدادی از کادر گردان و گروهانها تغییرات اساسی در سازماندهی بوجود آمد و افراد جدیدی عهده دار مسئولیتها شدند.

در ۶۵/۱۲/۶ مرحله تکمیلی کربلای ۵ در ادامه عملیات اصلی و با یک وقفه تقریباً ۴۰ روزه شروع شد. گردان حضرت علی اکبر در روزهای بعد وارد عملیات شد در طی این مدت برنامه های آموزشی گردان در قالب فعالیت های دسته ای و گروهانی انجام می شد. مهمترین واقعه آموزشی در این مرحله، برگزاری مانور در جنوب اردوگاه کوثر و در کنار کانال آب بود. در این مانور که احتمالاً در ۶۵/۱۲/۱۰ انجام شد تمامی گردان حاضر شده بودند منطقه مانور شبیه به منطقه عملیات خاکریزی شده بود. (البته در مقیاس کوچکتر) از فردای آن روز گردان به حالت آماده باش جدی در آمد. کار توجیه نقشه در چادر گردان با حضور فرماندهان گردان گروهانها و دسته ها انجام می شود. محل ماموریت این بار نیز در غرب کانال ماهی بود. البته بر خلاف مرحله دوم کربلای ۵ که نیروها از شمال به سمت جنوب در امتداد پد غربی و جاده جاسم حمله کردند این بار می بایست در همان منطقه ولی در جهت جنوب به شمال حرکت می کردند بدین منظور نیروهای گردان می بایست پس از گردان های علی اصغر و مسلم وارد می شدند نیروها ابتدا در کنار دژی حرکت کردند که دقیقاً به موازات جاده جاسم قرار داشت به نحوی که جاده جاسم میان کانال پرورش ماهی و این دژ واقع شده بود. پس از آنکه نیروها در امتداد به محل مقطعی دژ رسیدند می‌بایستی از عرض دژ می گذشتند وارد کانالی شده که به سمت غرب امتداد یافته و سرانجام قطع می شد در امتداد این کانال راه باریکی وجود داشت که همچنان به سمت غرب ادامه می یافت و به دژ عصایی می رسید و حتی آن را نیز قطع کرده و همچنان به سمت غرب ادامه می یافت از آنجا که دژ عصای حالت ضربدر بوجود می آمد. نیروهای گردان قرار بود از کانال یاد شده عبور کرده و از همان راه باریک به سمت دژ عصای حمله و سپس به سوی شمال غرب گسترش یابند در اواخر شب ۱۲/۱۱ نیروهای گردان به وسیله اتوبوس از اردوگاه کوثر به سمت منطقه شلمچه حرکت کردند و نیمه شب به محل استقرار گردان رسیدند.

نیروهای گردان اواخر شب در پد هلی کوپتر در سنگرهای کنار جاده استراحت کردند. افراد گردان در روز ۱۲/۱۲ تا بعد از غرب آفتاب نیز در همان مکان استراحت کردند. پس از غروب آفتاب گروهان فجر و دسته ویژه حرکت کردند و پس از عبور از جاده شلمچه (در میان آبگرفتگی)‌ و در کنار دژ اول پنج ضلعی متوقف شدند. گروهانهای فجر و نصر در همان پد هلی کوپتر باقی ماندند.

رزمندگان در کنار دژ شلمچه سوار بر وانت های تویوتا شده و حرکت نمودند. با توجه به پیچیدگی زمین و گم شدن در بعضی مسیرها نیروها در ۶ کیلومتری نزدیکی خط از خودروها پیاده شده و به ستون به سمت انتهای دژ و ابتدای کانال فرعی می روند.

نیروهای گروهان فتح و دسته ویژه زیر آتشباری شدید تعدادی مجروح و شهید داده و در کنار بلدوزر سوخت از عرض دژ گذشتند و وارد کانال شدند. عبور از روی دژ با سرعت زیاد انجام می شد چون زیر آتش تیربار دشمن قرار داشت کانال نیز به صورت دو جداره بود یعنی خاکریزهای نسبتاً کوتاهی در دو طرف کانال قرار داشت ظاهراً این کانال در شب قبل آزاد شده بود. نیروهای گروهان فتح از انتهای کانال خارج شده و در امتداد همان راه باریک به سوی دژ عصایی رفتند. در این حال دشمن نیروها را از دو طرف زیر آتش داشت هم از روبرو و هم از دست راست چرا که دژ حالت منحنی داشت و به سبب آتش دشمن نیروهای گروهان فتح دوباره به داخل کانال بازگشتند. در نزدیکی صبح قرار شد که دسته ویژه عملیات نماید. حرکت دسته ویژه به سمت دژ عصایی شروع و گروهها پشت سرهم از کانال خارج شدند. در این حال دیگر آفتاب در حال طلوع بود. یکی از ۳ گروه دسته ویژه به داخل کانال برگردانده می‌شود. .

ادامه کار پیشروی توسط دو گروه دیگر انجام شد لحظاتی بعد درگیری آغاز شد صدای شلیک گلوله ها در فضا پراکنده شد.

درگیری شدید آغاز ولی در اثر شدت آتش امکان پیشروی نبود و مجروحین یک به یک به داخل کانال باز گشتند و سریعاً مجروحین به سوی عقب اعزام شدند. سپس ارتباط بین گردان و دسته ویژه قطع شد. فرمانده دسته ویژه برادر خسرو چپردار و تعداد دیگری از بچه‌ها به شهادت رسیدند. در کانال در ابتدای صبح بچه های گروهان فتح (فرمانده گروهان) و تعدادی از نیروهای گردان مسلم نیز که کمتر از ۱۰ نفر بودند در انتهای کانال قرار داشتند. نیروهای دسته ویژه نیز در راست کانال مستقر بوده و عراق به شدت پاتک و آتش باری می‌کند.

فرمانده گردان و معاونشان برادر اعتصامی نیز در کانال مستقر بودند. افراد داخل کانال بین ۵۰ تا ۶۰ نفر بودند که در طول کانال تقریباً ۱۵۰ تا ۲۰۰ متری قرار گرفته بودند و با پاتک و فشار عراق مقابله می‌کنند و تا چند کیلومتر عقب‌تر نیرویی نیست و تقریباً کانال در محاصره عراق است.

در خارج از کانال یعنی در کنار دژ غرب جاده جاسم تعدادی از نیروهای ادوات گردان به فرماندهی کاظم بابائی درون سنگرهای حفره ای مستقر شده بودند و چند قبضه خمپاره ۶۰ را نیز در کنار همین دژ کار گذاشته با آتش باری از گردان حمایت می‌کنند. اوایل صبح نیروهای دشمن اقدام به پاتک سنگین نمودند. دقایقی پس از پیشروی با آتش نیروهای داخل کانال مواجه شده و عقب نشینی کردند. تا حوالی ظهر چند پاتک پراکنده با مقاومت نیروها به شکست انجامید تا آنکه در اوایل بعدازظهر پاتک سنگینی صورت گرفت نیروهای دشمن در امتداد دژ مقطعی با سرعت به سوی کانال پیش رفتند. مهمات اغلب افراد رو به اتمام بود.

دشمن آتش باری خود را بر روی کانال بیشتر کرده بود امکان کمک رسانی به داخل کانال سخت می‌شود چرا که هر کس قصد ورود به کانال را داشت می بایست از عرض دژ بگذرد و البته دشمن به شدت این نقطه را زیر آتش گرفته بود به نحوی که کسی نمی توانست سالم عبور نماید. تعداد مجروحین و شهدا رو به ازدیاد بود ولی دشمن از انتهای دژ عصایی نیز شروع به تیراندازی کرد و نیروها علاوه بر روبرو، از پشت سر نیز هدف قرار می گرفتند شدت آتش منحنی افزایش یافت.

به تدارکات گردان اعلام شد تا مقداری گیلاس و آلبالو (رمز مهمات آرپی‌چی و تیربار) بیاورند. بعد از دقایقی یکی از افراد تدارکات در حالیکه کیسه ای به دوش داشت از عرض دژ گذشت اما تیری به پایش خورد و به داخل کانال افتاد.

همه خوشحال شدند به سراغ کیسه رفتند تا مهمات لازم را بردارند اما با ناباوری دیدند که داخل کیسه پر از کمپوت گیلاس و آلبالو بود.

در حوالی ساعت ۲ بعدازظهر فشار دشمن بر روی پد غربی کانال ماهی نیز که به موازات دژ غرب جاده جاسم بود افزایش یافت به نحوی که موجب عقب نشینی نیروها از روی این پد شد محاصره کانال رو به تکمیل بود و دیگر امکان کمک رسانی و یا اعزام نیرو به داخل کانال از بین رفت در این حال فرمانده گردان اعلام کرد نیروها از محاصره خارج شده و در امتداد دژ غرب جاده جاسم سنگر به سنگر عقب روی نمایند. دشمن بر روی پد غرب کانال مستقر شده و نیروها در حال عقب روی در کنار دژ نیز در معرض تیر مستقیم بودند.

نیروها در گروه های ۲ یا ۳ نفره از کانال خارج شدند برخی از ایشان در هنگام عبور از عرض دژ شهید یا مجروح شدند عده ای دیگر نیز هنگام عقب روی در کنار دژ مورد اصابت قرار گرفتند.

نیروها به تدریج سنگر به سنگر عقب نشینی کردند. فرمانده گروهان ادوات مقداری عقب تر به سوی دشمن تیراندازی می‌کرد. فرمانده گردان نیز مقداری عقب تر در کنار یک تانک ایستاده بود با آرپی‌جی به سوی دشمن شلیک می کرد و خط مقاومت تشکیل دادند. تانک هم با شلیک گلوله های خود موجب تاخیر در پیشروی دشمن ‌گردید. نیروهای باقیمانده گردان و بعضی لشگرها در همان محل استقرار و شروع به دفاع کردند. ساعت ۱۷ نیروهای دو گروهان نصر و فتح در امتداد دژ غرب جاده جاسم وارد منطقه شدند. همزمان با ورود دو گروهان، عراق با دهها تانک و نفربر کاملاً نو و حدود هزار نیرو از غرب دژ جاسم پاتک شدیدی را شروع کرد. نیروهای گروهان فجر و نصر و نیروهای در خط بطور خود جوش و سریع وارد درگیری با عراقی‌ها شدند. نیروهای دشمن نیز با استفاده از خودروهای زرهی اقدام به پاتک کرده نیروهای جدید با شلیک آرپی‌جی به سوی نفربرهای دشمن موجب انهدام آنها می شدند. نفربرها یکی پس از دیگری منهدم می شد و دود ناشی از سوختن آنها منطقه را فرا می گرفت دشمن علیرغم برتری تعداد و تجهیزات مجبور به عقب نشینی شد در حالی که متحمل تلفات سنگینی شده بود. غروب نیروها تانکها و افراد عراقی در حال فرار را می‌زدند و دشت از نور تانکهای زده شده روشن شد. این قسمت از عملیات شاید حماسی ترین رزم گردان در جنگ شمار آید. سپس نیروهای گردان تشکیل خط داده و فرمانده گردان نیز در همین مرحله بشدت مجروح گردید و از منطقه خارج شد. تلفات وارده به دشمن به حدی بود که تا مدتها نتوانست اقدام به پاتک دیگری نماید. نیروهای گردان نیز در همان شب اقدام به پدافند نمود.

در پایان روز ۶۵/۱۲/۱۴ با تاریک شدن هوا مرحله تکمیلی کربلای ۵ خاتمه یافته و ماموریت جدید یعنی پدافند از این منطقه آغاز شد.

عملیات کربلای ۵ – مرحله سوم

عملیات کربلای ۵ – مرحله سوم


در اواخر دی ماه ۱۳۶۵ گردان پس از شهید و مجروحان زیادی که در مرحله اول و دوم کربلای ۵ داده بود، مجددا نیرو گرفته و کار آموزش و سازماندهی را شروع نمود. گردان در قالب سه گروهان فجر به فرماندهی برادر مهدی حاج حسن، فتح به فرماندهی برادر محسن ایوبی و نصر به فرماندهی باقر آقایی، دسته ویژه به مسئولیت برادر مسلم اسدی و گروهان پیاده الحدید (ادوات سابق) به مسئولیت برادر حسن کولیوند سازماندهی شد.

در تاریخ دوم بهمن بعد از نماز مغرب، گردان از اردوگاه کوثر خارج و وارد شلمچه شد و به سمت شهرک دوعیجی حرکت نمود. بچه‌ها در کنار یک خاکریز که خط قدیمی عراق بود داخل سنگرها مستقر شدند. در ساعت ۲ بامداد زیر آتش شدید دشمن ستون‌کشی به سمت جزیره شلحه آغاز می‌شود اما به دلیل پیچیدگی زمین و شدت آتش دشمن بعضی از بچه ها مسیر خود را گم می کنند. لذا گردان با تاخیر به خط می رسد، با توجیهی که توسط فرمانده گردان امام سجاد که در خط مستقر هستند صورت می گیرد مسیر مشخص می شود و بچه ها در امتداد خاکریز شرقی – غربی به سمت غرب حرکت کرده و نزدیک پل یا زینب مستقر می شوند . اولین گروهانی که وارد جزیره شلحه می شود گروهان الحدید است که ساعت ۶ صبح در حالیکه هوا در حال روشن شدن است یک جای پای چند متری در کانال پس از پل می گیرد.همزمان با بیسیم سعی می شود سایر نیروها بطرف خط راهنمایی شوند. تسلط عراق بر جزیره از چند جهت، بخصوص از روی ساختمانهای بلند ابوالخصیب  زیاد است. زیر آتش شدید دشمن برادر کولیوند از ناحیه سر وگردن بشدت مجروح و به مقام جانبازی نائل می شود. همزمان دسته ویژه به منطقه رسیده و برادر مسلم اسدی توجیه و با گروه اول که از افراد قدیمی و باتجربه هستند وارد درگیری می شوند. ولی تا ظهر به دلیل مقاومت دشمن و حضور یک تانک در انتهای جزیره امکان پیشروی وجود نداشته و آمار شهدا و مجروحین بالاست. گردان سعی می کند با وارد کردن تدریجی نیرو علاوه بر فشار بر عراق از تلفات زیاد جلوگیری کند.گروهانهای دیگر هم به منطقه رسیده و در خط بیرون جزیره مستقر می شوند.شرایط بسیار سخت است ، پیشروی ممکن نیست و بچه ها یکی یکی پرپر می شوند. علی میرالی نیزپس از چند بار مجروحیت بشهادت می رسد.ساعت ۱۴ طی یک هجوم سریع تانک منهدم شده و نیروها بسرعت تا جاده غربی جزیره باز می شوند و بلا فاصله گروهانهای نصر و فتح و فجر هم وارد جزیره می شوند و شروع به پاکسازی آن می کنند. با توجه به وضعیت جزیره ترکیب گروهانی منتفی و دو محور شرقی و غربی به فرماندهی برادران سید رسول اعتصامی و مسلم اسدی شکل می گیرد. عراقی های طی چند روز بارها سعی می کنند جزیره را پس بگیرند ، حتی برای اینکار از کمک منافقین هم برای جنگ روانی استفاده می کنند اما با رشادت و هوشیاری بچه ها موفق نمی شوند. صبح ششم بهمن  نیرو های کماندوی عراق با سرو صدا و هلهله از داخل نخلستا نها و ضلع غربی جزیره جلو آمده و در چنین نقطه بصورت تن به تن با بچه ها درگیر می شوند. اما با مقاومت نیروها، مجبور به عقب نشینی می شوند. تعداد زیادی جنازه دشمن از مراحل مختلف عملیات در جزیره تلمبار شده است. چند نفر از دیدبانهای توپخانه و ادوات به کمک گردان می آیند و با آتش خود باعث می شوند فشار آتش عراق از سمت ساختمان‌های ابوالخصیب کم شود.

با بیسیم تقاضای نیروی کمکی می شود ولی جواب مثبتی دریافت نمی شود. تقریبا تمام بچه ها مجروح و خسته اند. در ضلع شرقی برادر اعتصامی چند بار مجروح شده ولی محور را اداره می کند، در ضلع غربی هم مسلم اسدی به دست و پایش تیر خورده اما به روی خود نمی‌آورد.

عصر یک گروهان از گردان کربلا می رسند که به ضلع غربی فرستاده می شوند و تعدای هم از بچه های کم سن و سال دبیرستان سپاه به جزیره می‌آیند که به ضلع شرقی می‌روند. شب هنگام طی یک درگیری شدید تعدادی از بچه های دبیرسان سپاه شهید می شوند. اواخر شب مجددا درخواست نیرو می‌شود ولی فرمانده لشکر با لحنی بغض آلود اعلام می کند نیرویی در کار نیست.

پس از مدتی فرمانده لشکر اعلام می کند گزارش مقاومت بچه ها خدمت حضرت امام داده شده و ایشان نیز فرموده اند دعا می کنم و منتظر دیدار رزمندگان هستم. این وعده امام روحیه بچه ها را دوچندان می کند.

روز هفتم بهمن مسئولین گردان حضرت زینب برای توجیه و تعویض به خط می آیند ولی هنگام تعویض نیروها با آتش شدید دشمن تعدادی از نیروهای آنها شهید و مجروح می شوند. تعداد نیروهای گردان که از جزیره به عقب برمی گردند تنها ۱۶ نفر است که همگی مجروحند.

بعد از تعویض خط، گردان به کوثر برمی گردد و سپس به مرخصی می رود.

عملیات کربلای ۵ – مرحله دوم

عملیات کربلای ۵ – مرحله دوم


بعد از بازگشت نیروها از مرحله اول کربلای ۵ در اواخر شب روز ۶۵/۱۰/۲۰ به اردوگاه کوثر که نیروها در چادرها مستقر شدند و به استراحت پرداختند روز ۶۵/۱۰/۲۱ نیروهای گردان به مرخصی شهری رفتند و در حوالی بعدازظهر بازگشته از همان روز نیز دو گروهان نصر و فلق در هم ادغام شدند و شهید باقر آقایی فرماندهی گروهان نصر را بر عهده گرفتند.

عصر همان روز چند کامیون و اتوبوس جهت انتقال نیروها به محل اردوگاه آمده بودند. بعد از نماز مغرب و عشاء و صرف شام افراد سوار بر کامیونها شده و به سوی منطقه شلمچه رفتند در اواخر شب نیروها در پد هلی کوپتر از اتوبوسها پیدا شدند و در سنگرهایی که در آن پد به وسیله خاکبرداری لودر ایجاد شده بود مستقر شدند و به استراحت پرداختند. ۶۵/۱۰/۲۲ گردان مأموریت می‌گیرد در کنار کانال ماهی از سه راه مرگ به سمت جنوب عملیات نماید. نیروها تا بعدازظهر روز ۶۵/۱۰/۲۲ نیز در همان جا مستقر بودند ولی با فرمان حرکت به صورت پیاده از طریق جاده شلمچه بصره به سوی منطقه عملیات رفتند پس از عبور از آب گرفتگی نیروها وارد منطقه پنج ضلعی شدند و در سنگرهای به جای مانده از دژ اول عراق مستقر شدند. توقف نیروها در این سنگرها ساعتی بطول نینجامید تا اینکه در قبل از غروب آفتاب دستور حرکت داده شد. نیروها در کنار همان دژ اول به سمت شمال حرکت و به سمت مقر زرهی ۵ ضلعی رفتند. در حین حرکت بر اثر تیربار هواپیما ملخی عراق تعدادی از نیروهای گردان مجروح شدند.

غروب نیروها به مقر زرهی رسیدند و مستقر شدند. فرماندهان نسبت به توجیه سایر فرماندهان و نیروها اقدام نمودند ولی در هنگام توزیع شام عراق شیمیایی زد که همه ماسک زدند و در همین اثناء خودروها رسید. به علت ناامنی مقر نیروها به خودروهای تویوتا و آمبولانس سوار به سمت خط حرکت کردند. مأموریت گردان در این مرحله پاکسازی و تصرف پد غربی کانال ماهی از کانال زوجی تا نوک کانال ماهی و تصرف مقر زرهی در جنوب آن بود. با توجه به حجم آتش در روز و هنگام شناسایی مسئولان گردان بر روی پد منتهی به سه راه مرگ نگرانی شدید از ستون کش وجود داشت ساعت ۱۱ شب ستون گردان از این پد عبور کرد که آتش چندانی نبود و کسی آسیب ندید. با پیاده شدن نیروها گروهان نصر در کنار آب به ستون حرکت و به دنبال آن دسته ویژه روانه شد و گروهان فتح پس از طی مسیری از دژ عبور و به غرب دژ رفته تا از آن محل اقدام به عملیات نماید و گروهان فجر بر روی جاده آسفالت و گروهان الحدید در عقب به صورت احتیاط باقی بود. گروهان نصر در حالی که از گردان شهادت لشکر ۲۷ عبور و به موانع مختصر مابین می‌رسد به ناگاه با هجوم همزمان نیروهای عراقی و سپس حجم بالای آتش سبک مواجه و درگیری آغاز که همان ابتدا تعداد زیادی شهید و مجروح می‌شوند. شدت هجوم عراق بالا بوده فرمانده گروهان نصر به سرعت و ارکان آن آسیب دیده معاون گردان سعی در نکترل و ساماندهی پیشروی می‌کند. با توجه به اینکه عرض زمین متوسط یک متر است جای مانور وجود ندارد. لذا به سرعت نیروهای دسته ویژه هم وارد عمل شده سعی در مقابله با عراق می‌کنند تعداد بالای عراقی‌ها و حجم آتش و محدودیت زمین قدرت مانور را کم کرده عراقی‌ها که در بالای دژ هم در سنگرهای حفره روباهی مستقر هستند با نارنجک‌اندازی به پائین کار را سخت می‌کند. تعدادی از نیروه به بالا رفته و با پاکسازی بخش از بالای دژ فشار را کم می‌کند.

گروهان فجر از درگیری جدا مانده و آسیب نمی‌بیند تا چهار صبح شدت درگیری علی الخصوص در شرق دژ بسیار بالاست. عراقی‌ها پر تعداد سعی در پیشروی دارند و شهید مسلم اسدی سعی در سازماندهی نیروهای دسته ویژه و نصر داشته و مقابله می‌کنند. کشته‌های عراقی و شهداء روی هم ریخته و بسیاری مجروحند. عراقی‌ها تعدادی را تیر خلاص می‌زنند. تخلیه مجروحان در اولویت است. همزمان سعی می‌شود از پیشروی پر تعداد عراقی‌ها پیشگیری شود هنوز آتش پرحجمی وجود دارد.

فاصله نیروهای گروهان فتح با عراقی ها دیگر کمتر از ۱۰۰ متر شده بود آتش دشمن شدت گرفته بود و در هر دو مسیر یعنی کنار جاده جاسم و کنار دژ کانال ماهی زیر آتش شدید دشمن قرار گرفت گلوله های منور منطقه را روشن کرده بود در کنار جاده جاسم در حین حرکت چند گلوله به ستون فتح برخورد کرد که موجب شهادت و مجروح شدن تعدادی گردید این نیروها حرکت خود را از کناره غربی جاده مجدداً ادامه دادند ولی آتش تیربارهای عراقی موجب شد که بسیاری از نیروهای این گروهان شهید و یا مجروح شوند. به نحوه ای که حتی امکان تصرف سنگرها نیز بوجود نیامد. در این محور فرمانده گروهان محسن آریانپور مجروح شده و معاونین گروهان و جمعی دیگر این گروهان شهید شدند.

ساعت حدود ۳ الی ۴  برخی دیگر نیز که زنده ماندند با همراهی برخی مجروحین بتدریج به سوی عقب آورده شدند و با استفاده از وانت و سپس قایق از منطقه خارج شدند. در محور دیگر یعنی کنار دژ کانال ماهی نیز عملیات با دشواری و درگیری شدید پیش می رفت هر چند تعداد زیادی از نیروهای عراقی توسط افراد دسته ویژه کشته شدند ولی کمبود مهمات و شدت آتش دشمن و حتی حضور بیش از حد نیروهای عراقی کار پیش روی را مختل کرد به نحوی که نیروها در این مسیر نیز ناچار به عقب روی شدند در این محور نیز تعداد زیادی از افراد قدیمی گردان شهید شده و تعداد بیشتری مجروح شدند.

تا اوایل صبح نیروها به عقب بازگشته و به اردوگاه کوثر منتقل شدند. در این عملیات گروهان ادوات الحدید وارد کار نشد. و گروهان فجر نیز کمتر از گروهانهای دیگر آسیب دید اما گروهان فتح و نصر و دسته ویژه متحمل خسارت زیادی شد به نحوی که در این مرحله بیشترین شهید در طول کار گردان در جنگ داده شد.

۶۵/۱۰/۲۳ گردان حدود ۷ صبح از منطقه تخلیه و به عقب بازگشته و به اردوگاه کوثر می‌روند. در کناب نبرد شرق بصره سپاه نوشته در شب ۶۵/۱۰/۲۳ یک لشکر گارد ریاست جمهوری عراق قصد عملیات کنار کانال ماهی داشته هک توسط نیروهای لشکر ۱۰ حضرت سیدالشهداء منهدم شده‌اند.

عملیات کربلای ۵ – مرحله اول

عملیات کربلای ۵ – مرحله اول


پس از عملیات کربلای ۴ به مدت چند روز نیروها در یک وضعیت بلاتکلیفی بسر می بردند تا آنکه از روزهای هفتم دی ماه به بعد به تدریج زمزمه شکل گیری یک عملیات دیگر شنیده شد و متعاقباً تغییراتی در سازماندهی گردان روی داد. در این دوره افراد معدودی از گردان خارج شدند. (۴ یا ۵ نفر) و تعدادی در حدود ۱۰ تا ۲۰ نفر نیز بصورت اعزام انفرادی به گردان اعزام شدند. پس از اعلام مأموریت جدید به گردان، سازماندهی بصورت زیر تغییر کرد. ابتدا گروهان نصر به دو گروهان نصر و فلق تبدیل شد که هر دو غواص شدند. دسته ویژه صف نیز مأموریت غواصی پیدا کرد که در مقابل تعدادی از افراد گروهان فتح شامل دسته ۱ به فرماندهی محسن ایوبی به گروهان نصر و فلق مأمور شدند.

تعدادی از گروهان فجر نیز به دو گروهان غواصی رفتند و البته تعدادی از گروهان نصر که به دلایلی نمی توانستند در غواصی شرکت کنند به گروهان فتح یا فجر رفتند در پایان این جابجائی ترکیب گردان به صورت زیر می باشد.

گروهان نصر (غواصی) شامل سه دسته: به فرماندهی شهید علیرضا آملی

گروهان فلق (غواصی) شامل سه دسته : به فرماندهی شهید باقر آقایی

دسته ویژه صف (غواصی): به استعداد ۳ گروه به فرماندهی شهید مسلم اسدی

گروهان فتح (آبی خاکی) شامل سه دسته و یک گروه ویژه به فرماندهی برادر محسن آریاپور

گروهان فجر (آبی خاکی) شامل سه دسته و یک گروه ویژه به فرماندهی برادر علی ساسان نژاد

گروهان ادوات (الحدید) ‌با ترکیب سابق به فرماندهی برادر حسن کولیوند

پس از تغییر سازماندهی، آموزشهای گردان با ترکیب جدید از سر گرفته شد یعنی نیروهای نصر،‌ فلق، صف و تعداد محدودی از گروهان الحدید به آموزش غواصی رفتند و نیروهای دیگر نیز آموزشهای خود را انجام دادند البته تعدادی از کادر گردان به مسئولیت برادر سید رسول اعتصامی معاون گردان عهده دار کار غواصی شدند و گروهان‌های فتح و فجر و ادوات نیز جهت آموزش شنا و آبی خاکی به مسئولیت معاون گردان برادر رضاقلی به آبگیری در کنار جاده اهواز حمیدیه رفتند که یک یا دو جلسه آموزشی شنا و غیره دیدند. این آموزش به علت آلودگی آب ادامه نیافت. از ۱۲ و یا ۱۳ دی به بعد کار توجیه عملیات آغاز شد برای نخستین بار افراد در چادر گردان فرا خوانده شد (کادر گروهان ها و دسته ها) و در آنجا توسط فرمانده گردان کار توجیه عملیات انجام شد. منطقه مورد نظر همان شلمچه بود و محل مأموریت گردان خط اول شلمچه و خط دوم پنج ضلعی تعیین شد. البته تجربه نشان می داد که گردان می بایست خود را برای انجام عملیات در هر جای شلمچه آماده کند. نحوه عملیات برای گردان بدین شرح بود که ابتدا نیروهای غواص وارد منطقه آبگرفتگی شلمچه می شدند. گروهان نصر و فلق برای شکستن خط اول پنج ضلعی و دسته ویژه گروهان صف برای مقابله با کمینها اعزام شدند. همچنین گروهان فتح می بایست پس از شکسته شدن خط اول با قایق از آبگرفتگی عبور و در ساحل پیاده از خط اول گذشته و خود را به خط دوم که از هفت خاک ریز مقطعی تشکیل شده بود رسانده و آن را تصرف نمایند. گروهان فجر نیز با نفربر خشایار از آبگرفتگی عبور و بعد از گروهان فتح وارد پنج ضلعی شده و به خط سوم را که از ۳ خاکریز مقطعی تشکیل شده بود برسد. کار توجیه عملیات روزهای بعد نیز با استفاده از عکسهای هوایی و کالک ادامه یافت. انجام آموزشها نیز استمرار یافت به ویژه با توجه به آنکه عراق در خط اول خود سنگرهای مستحکمی برقرار کرده و در آن بیشتر از سلاح های سنگین نظیر چهار لول ضد هوایی – آرپی‌جی – دوشکا و … استفاده می‌کرد لذا این آموزشها را نیز به نیروها ارائه کردند.

روز ۱۷ دی ماه کار ستون کشی به منطقه عملیات آغاز می شود باز هم از عصر آن روز تعدادی کامیون در محوطه گردان مستقر می شوند و نیروها به تدریج بر آنها سوار می شوند البته تجربه قبلی کار را آسانتر کرده بود و استقرار در کامیون با سهولت بیشتری انجام می شود. پس از نماز مغرب و عشاء کامیونها حرکت کرده و به سوی منطقه شلمچه عازم می شوند البته از روزهای قبل قسمتی از گروهان ادوات در خط شلمچه مستقر شده پس از رسیدن کامیونها به شلمچه افراد از آنها پیاده شده و در امتداد یک پد به سوی خط دوم شلمچه حرکت کردند. پیاده روی ساعت به طول نینجامید در اینجا کانالی از قبل حفر شده بود و گروهانها در آنجا مستقر شده بودند نیروها بقیه شب را در آنجا استراحت کرده و صبح روز ۱۸ دی نیز از اوایل صبح تا غروب آفتاب در همان آفتاب مستقر بودند. علیرغم توصیه به نیروها مبنی بر اینکه از کانال خارج نشوند اما افراد به تدریج از کانالها بیرون آمده و برخی نیز به استراحت پرداخته و تعدادی از عکسهای تبلیغات گردان نیز مربوط به استقرار نیروها در همین نیروها می باشد. از بعدازظهر نیروها به ترتیب آماده شدند افراد غواص لباسهای غواصی را به تن کردند و بقیه نیز خود را برای انجام عملیات آماده کردند. قبل از غروب آفتاب مسئولین گروهانها و دسته ها از طریق دیدگاه با منطقه آشنا شدند. نکته جالب در مورد وضعیت خط دوم پنج ضلعی میان واقعیت و آنچه قبلاً گفته شده بود تفاوت وجود داشت یعنی استحکام خاکریزها (هفت گانه) به ترتیب از شمال به جنوب بود. پس از تاریک شدن هوا افراد شام خود را (مقداری نان و عسل) صرف کرده و ستون آماده شرکت در عملیات شد. در ساعت ۲۲ نیروهای غواص از نقطه شروع گذشته، وارد آب گرفتگی شدند و به سوی اهداف خود پیش رفتند. نیروهای دیگر نیز به خط اول مستقر شده و آماده بودند. هنوز ساعاتی از حرکت نیروهای غواص نگذشته بودند که صدای شلیک گلوله‌ها و نور منور منطقه را روشن کرد (دلهره و نگرانی مسئولین را فرا گرفت) خبرها حاکی از درگیر شدن نیروها قبل از باز شدن میدان مین می داد. گروهان فتح سوار بر قایقها در اسکله شدند. دشمن با شلیک گلوله خمپاره و گلوله اطراف محل استقرار نیروها را می کوبید. نیروها منتظر دستور حمله بودند. ظاهراً نیروهای غواص گردان به علت شروع زودهنگام غواص‌های لشکر فجر و نیز عمل نکردن اکثر مهمات موفق به شکستن خط نشده بودند. در جریان درگیری برادر علیرضا آملی در نزدیکی خط اول دشمن به شهادت رسید. تعدادی حدود ۱۵ نفر از نیروهای نصر و فلق نیز شهید و تعداد زیادی مجروح شدند. دسته ویژه صف نیز به همان دلایل موفق به از بین رفتن اهداف خود نشده بودند. برادر حسین جامد معاون دسته شهید شده و برخی دیگر نیز از نیروها نیز شهید و مجروح شدند. اما فرماندهان لشکر و گردان اصرار به انجام مأموریت داشتند که مسابقه ایثار و شهادت نیز نتیجه بخش نیست. از این رو دستور عقب روی به غواص‌ها صادر شد. در این حال لشکرهای دیگر وارد عملیات شدند و هر کدام از محورهای خود قصد شکستن خاکریزه دشمن و پیشروی داشتند.

در این میان فرمانده گردان به فرمانده گروهان فتح و فجر دستور می‌دهد تا نسبت به انتخاب تعدادی از افراد برای شکستن خط اقدام کنند. برای این کار عده ای می بایست در قایق نشسته و جلوتر از قایقهای دیگر به سوی خط دشمن برود و با کوبیدن قایق به میدان مین و سیم های خاردار، موانع را از بین برده و راه را برای پهلو گرفتن سایر قایقها باز کند. انتخاب این افراد به صورت داوطلبانه انجام شد و در همین حال دستور حرکت به گروهان فتح و فجر صادر گردید. قایقهای دو گروهان از دو مسیر به سوی خط دشمن حرکت نمودند. چند علامت راهنما در مسیر نصب شده بود ولی پیدا کردن این علامتها نیز سخت بود. در حالیکه منطقه به وسیله شلیک منور کاملاً روشن شده بود از تمامی سنگرهای دشمن با سلاح های سنگین بر روی سطح آب گرفتگی تیراندازی می شد برخی از قایقها در مسیر خود به گل نشستند و خارج کردن آنها از گل موجب شد ترتیب حرکت از بین رفته و حتی مسیر را گم کند و قایقها بعضاً بر روی آب گرفتگی سرگردان شدند بدون اینکه بدانند به سوی چه نقطه ای بروند. قایقی که قصد حمله به موانع دشمن را داشت به نزدیکی خط دشمن رسید (تقریباً ۲ کیلومتر) ولی ناگهان وجود یک علامت سبز رنگ روی خاکریز دشمن در فاصله یا حدود ۱ کیلومتر بالاتر نظر مسئول آن گروه را جلب کرد و جای رفتن به سوی خط دشمن (مستقیم به سمت غرب) حرکت به سوی شمال و به موازات خاکریز دشمن این اقدام خطرناک بی نتیجه نبود در نزدیکی آن نقطه سبزرنگ (حدود ۳۰ الی ۴۰ متری) ‌وجود یک نفربر ایرانی در میان آب گرفتگی توجه را به خود جلب کرد. مقداری نزدیکتر معلوم شد که قسمتی از میادین مین توسط لشکر ۱۹ فجر از بین رفته و یکی از نیروهای آن لشکر با چراغ قوه جیبی خود که نور سبز مختصری از آن دیده می شد و بقیه افراد آن لشکر را به سوی خود هدایت می کرد بقیه قایقها نیز به نحو عجیبی به همان سو هدایت شدند و از همان معبر استفاده کرده و قدم بر روی خط اول دشمن گذاشتند. نیروهای گروهان فتح و فجر در کانال روی دژ خط اول به سمت جنوب پیش رفتند تا تقریباً در محلی قرار بگیرند که می بایست از آنجا حمله خودرا برای تصرف خط دوم پنج ضلعی آغاز کنند. نیروهای جامانده این گروهان‌ها نیز به تدریج بدان پیوسته و در آن مسیر سازمان خود را بازیافتند. گروهان الحدید نیز از خشکی وارد کانال اول شده و به سرعت به سمت خط حد گردان حرکت نمودند.

کانال دژ اول که پیش از این توسط نیروهایی از گردان امام سجاد آزاد شده بود مملو از نیروهای گردانهایی بود که قصد ادامه عملیات را داشتند ولی به علت عدم سقوط دژ‌های نونی شکل منتظر بودند. به هر ترتیب نیروهای گروهان فتح و فجر و الحدید به محل مورد نظر رسیدند. نیروهای فتح از روبروی خاکریز مقطعی اول یا دوم که پیش از آن یک گروهان از گردان امام سجاد برای تصرف خاکریز یک و دو مقطعی اقدام کرده بودند کار را آغاز و به خاکریز دوم و خاکریز ۳ و ۴ (به سمت جنوب حرکت کردند) ابتدا خاکریز سوم را تصرف و مستقر شدند. گروهان فتح همچنان به سمت جنوب حرکت و خاکریز شماره ۴ نیز با درگیری بیشتر به تصرف درآمد و به سمت خاکریز ۵ قصد داشت که متوجه علامت نیروهای خودی مربوط به گردان حضرت زینب و خبر از تصرف آن داد. خروج گروهان فتح از دژ اول در هنگام طلوع آفتاب رخ داد حال آنکه در حوالی ساعت ۸ صبح کار تصرف خط دوم شلمچه به پایان رسید در حین حرکت گروهان فتح بین خاکریزهای مقطعی تیراندازی دشمن از روبرو (از سمت جنوب بصره) و همچنین از خط سوم (به سمت غرب) بر روی نیروها انجام می شد. که تعدادی از نیروها شهید و مجروح شدند.

همزمان نیروهای گروهان فجر برای تصرف خاکریزهای مقطعی پنج و شش و هفت اقدام هک با درگیری کمی که به علت اقدام نیروهای درگیر روی این مقطعی‌ها بود آنها سقوط و فجر مستقر می‌شود. گروهان الحدید با تعدادی از نیروهای خود در تعقیب دشمن از کنار کانال مقداد اقدام و تا پل یازدهم با درگیری پاکسازی و با پیشروی سریع و زیاد ارتباط آنها قطع ولی موفق به پاکسازی منطقه می‌شوند و همزمان تعدادی از نیروهای الحدید مقر زرهی را تصرف و پاکسازی می‌کنند.

نیروهای عراقی در خط سوم نیز مقاومت می کردند ولی به سبب فشارهای وارده در حوالی ساعت ۱۰ صبح عقب نشینی کرده و به صورت گروهی به سمت جنوب حرکت کردند. هنگامی که نیروهای عراقی به دژ جنوبی پنج ضلعی رسیدند و روی آن رفتند در معرض تیر افراد گروهان فتح قرار گرفتند و تلفات زیادی را متحمل شدند و پس از آن گروهان فتح به سوی خط سوم رفته تا از خالی شدن آن و نبودن دشمن اطمینان پیدا نمایند و پس از دقایقی با موفقیت بازگشتند.

در نزدیکی صبح نیروهای باقیمانده از گروهان نصر و فلق و دسته ویژه صف با تعویض لباس‌ غواصی به خط پدافندی سابق بازگشتند و سریعاً به کانال اول عراق آمدند ولی وارد عمل نشدند. البته شهدا در همان منطقه آب گرفتگی باقی ماندند و به سبب شدت آتش امکان انتقال آنها میسر نبود.

تقریباً ماموریت تهاجمی گردان در این مرحله پایان یافت و گردان بعدازظهر ۶۵/۱۰/۲۰ از منطقه خارج و به اردوگاه کوثر اهواز رفته و پرسنل جمعی در ۱۰/۲۱ برای استحمام به شهر رفته و غروب ۶۵/۱۰/۲۱ مجدداً از کوثر به منطقه شلمچه بر می‌گردند.

عملیات کربلای ۴

عملیات کربلای ۴


پس از آنکه گردان از مرخصی عملیات کربلای دو در ۶۵/۷/۲۷ به اردوگاه روبروی دوکوهه بازگشت، به مدت یکماه رزمهای شبانه و مانورهای سنگین گروهانی طراحی و اجرا شد سپس در ۶۵/۷/۲۷ کلیه نیروها جهت انجام آموزش آبی خاکی و غواصی به کنار سد دز (اردوگاه فرات) رفتند.

بعد از رسیدن اعزام سپاهیان محمد رسول ا… (ص) در تاریخ ۶۵/۹/۱۱ تغییرات دیگری نیز اتفاق افتاد از جمله آنکه برای تشکیل یک گردان جدید به نام امام سجاد (ع) قرار شد برادر عباس رنجی با تعدادی از کادرها و امکانات از گردان برود.

سپس دسته ادوات به گروهان ادوات ارتقاء و برادر حسن کولیوند فرمانده معرفی می شود گردان پس از جذب نیروی جدید که عمدتاً با وسواس از با تجربه‌ها بود در بالاترین حد نیروهای انسانی خود در تمام عملیات‌ها قرار گرفت که برخی به شوخی آن را تیپ حضرت علی اکبر (ع) می گفتند.

نیروهای گردان در اوایل آذرماه به وسیله اتوبوس به اردوگاه کوثر منتقل می شود. ولی در این مرحله استقرار آنها در این اردوگاه با محل قبلی تفاوت داشت.

کار نصب چادرها و استقرار گروهانها به سرعت انجام شد ولی به سبب حجم زیاد نیرو امکانات کم بود و نیاز به چادر و برخی دیگر به شدت محسوس بود در اردوگاه کوثر مجدداً تعداد دیگری نیرو به صورت اعزام انفرادی به گردان پیوستند.

تعدادی از بچه‌های استان کرمانشاه نیز حدود ۱۰ نفر به گردان پیوستند لذا در همین مقطع تصمیم گرفته شد که علاوه بر زیاد کردن تعداد دسته‌ها از ۳ دسته به ۴ دسته، برای هر گروهان یک گروه ویژه نیز منظور شد.

در اردوگاه کوثر پس از استقرار نیروها فعالیت آموزشی آغاز شد. اغلب کار به صورت آموزشی ستون کشی بود و هر چند منطقه‌ای را برای انجام مانور در نظر گرفتند ولی مانور تمرینی انجام نشد.

روز قبل از اعزام به منطقه عملیات در ۶۵/۹/۲۸ گروهانها به تدریج اقدام به برگزاری میدان تیر نمودند.

کار توجیه فرماندهان در اردوگاه کوثر انجام شد این کار با استفاده از عکسهای هوایی و نقشه منطقه انجام شد.

منطقه عملیات شهر ابوالحصیب در جنوب بصره در کنار شط العرب ماموریت اصلی گردان آزادسازی این شهر بود.

نیروهای گردان به وسیله قایق از خرمشهر وارد شط العرب شده و از آنجا وارد نهر ابوالفلوس و از آنجا وارد شهر ابوالحصیب شوند.

تا قبل از مرخصی گردانی، دسته ویژه هنوز تشکیل نشده بود ولی بعد از بازگشت از مرخصی روبروی دو کوهه دسته ویژه تشکیل شده و برادر مسلم اسدی به فرماندهی آن منصوب شد. و پس از حدود یک هفته انتقال نیروها به اردوگاه فرات انجام، این اردوگاه در ساحل شرقی دریاچه سد تنظیمی دز قرار داشت در ابتدا در چادرهایی در اردوگاه مستقر شدند و بلافاصله آموزشهای آبی خاکی و غواصی شروع شد پس از حدود یک هفته اطراف اردوگاه توسط هواپیماهای عراقی بمباران شد و البته به کسی از نیروهای گردان آسیبی نرسید ولی پس از ۴ یا ۵ روز بعد نیروهای گردان جهت اسکان به اتاقهایی که برای استقرار آوارگان بمباران دزفول آماده شده بود انتقال یافتند.

مدت اقامت نیروها در این اتاقها نیز در حدود یک هفته بود که آموزش آبی خاکی در همان دریاچه سد دز با جدیت انجام می شد. عزیمت به اردوگاه کوثر قبل از کربلای ۴ از همین اردوگاه فرات انجام شد.

۶۵/۹/۲۹ گردان از کوثر با کامیون به خرمشهر عزیمت و ساعت یک بامداد در ۱۵ کیلومتری خرمشهر پیاده و از شرق وارد خرمشهر شدند،‌ نماز صبح هم در حین راهپیمایی خوانده شد در راهپیمایی دو گلوله نزدیک ستون گردان خورد که یکی از برادران مجروح شد و با روشن شدن هوا گردان به خانه‌های آسیب دیده از جنگ رسید و مستقر شد که بچه‌ها اسم کوچه را کوچه حضرت علی اکبر گذاشتند و پس از استراحت به نظافت اتاقها و استقرار پرداختند.

۶۵/۱۰/۱ بعدازظهر نیروها به تدریج آماده شده و سپس از محل استقرار خود به سوی نمایشگاهی (نخلهای سربریده) در کنار بلوار اصلی روانه شدند با توجه به حساسیت منطقه، انتقال نیروها به سالن نمایشگاه به تدریج انجام می شد پس از استقرار نیروها در سالن نمایشگاه، فرمانده گردان به سخنرانی پرداخته و با ارائه توضیحاتی به توجیه عملیات و تشریح منطقه پرداخت. در پایان سخنرانی و ضمن تشریح عملیات و گستردگی و سختی‌های آن به معرفی افراد جانشین خود پرداخت تا در صورت شهادت هر یک، تکلیف سرپرستی گردان مشخص باشد و به ترتیب برادران رضاقلی، اعتصامی، آملی، ساسانی نژاد، آریاپور،‌کولیوند معرفی شدند و برادر اکبر اسماعیلی به عنوان ستاد گردان انتخاب گردید.

در تاریخ ۶۵/۱۰/۲ افراد گردان آن روز در ساختمانها بسر برده و بتدریج از اوایل عصر از ساختمانها خارج شده و در امتداد کوچه و یا محوطه اطراف به گشت زنی و قدم زنی پرداختند  و فرماندهان گروهان و دسته‌ها نیز با مرور طرح عملیات و نقشه‌ها طرح عملیات نیروها را مرور کردند. شب را نیز در همان ساختمانها سپری کرده و دوباره روز بعد همانند روز گذشته سپری شد. از صحنه‌های نسبتاً جالب حنا گذاشتن برخی از بچه‌ها و البته تبلیغات گردان نیز (برادر قربانی) از نیروهای گردان بصورت پراکنده عکسهای جمعی می گرفت از هنگام غروب به بعد نیروها به تدریج برای شرکت در عملیات آماده شدند لذا تجهیزات و مهمات خود را بسته و در همان ساختمانها منتظر فرمان حرکت بودند.

در اوایل صبح ۶۵/۱۰/۳ صدای تیراندازی، خبر از شروع عملیات می داد پس از دقایقی شدت آتش بسیار سنگین شد و حتی به راحتی می شد متوجه برخورد تیرهای دوشکا و امثال آن به دیواره های اطراف شد.

حدود ۲ صبح بچه‌های گردان همچنان منتظر و آماده سوار شدن به قایقها برای عملیات بودند زیرا آنها می دانستند قبل از ایشان می بایست لشکرهای دیگر خطوط اول را شکسته و پس از موج اول آنها وارد عملیات شوند.

ساعاتی به همین وضعیت گذشت و تاخیر در حرکت نشان در بروز مشکل برای نیروهای موج اول می داد تا اینکه در ساعت ۳ نیمه شب خبر رسید به علت عدم موفقیت عملیات و احتمال بمباران و شیمیایی گردان می بایست منطقه را ترک کند. بلافاصله، کامیونها در نزدیکی محل استقرار گردان آماده و نیروها در عین ناباوری به ستون شده و با سرعت به طرف آنها حرکت کرده و سوار شدند. کامیونها حدود چهار و نیم صبح که تعداد آنها نیز کمتر از حد نیاز بود به سرعت منطقه را به سوی اهواز ترک کردند.

بچه‌ها به داخل کامیون به صورت فشرده جای گرفته بودند و حتی برخی روی پای دیگران نشستند و نماز صبح را هم در کامیون خواندند.

تقریباً هوا که روشن شد کامیونها نزدیک به ۲۰ کیلومتر از خرمشهر خارج شده بودند که می شد در روشنایی سپیده دم نیروها را که از عملیات برگشته بودند در کنار جاده مشاهده نمود در نزدیکی ساعت ۸ صبح نیروها به اهواز و سپس به اردوگاه کوثر رسیدند.

در این عملیات هیچ یک از نیروهای گردان به غیر از آنچه گفته شد شهید یا مجروح نشدند ولی ظاهراً در جریان بمباران شیمیایی خرمشهر که پس از این عملیات روی داد تعدادی از نیروهای تدارکات لشکر ۱۰ که در شهر خرمشهر مستقر بودند به شهادت رسیده و عده‌ای دیگر نیز مصدوم شدند. در این عملیات هیچ یک از گردانها و یا واحدهای لشکر ۱۰ وارد نشدند و به همین سبب نیروهای لشکر تقریباً دست نخورده باقیمانده‌اند.