حمید کوچیکه! (ماجرای اسارت آزاده حمید احمدی جم)

18 بهمن 1362 بود که در قالب یک اعزام بزرگ، به جبهه رفتم. در پادگان دوکوهه تقسیم بندی شدیم و من وارد گردان علی اکبر شدم. آن زمان تازه گردان علی اکبر به فرماندهی برادر قاسمی زیرمجموعه تیپ سیدالشهدا تشکیل شد. به سد دز رفتیم و سوم اسفند از آنجا به منظور عملیات خیبر راهی شدیم. البته خود گردان در عملیات نبود. ما چند نفر، فردای عملیات (5 اسفند) رفتیم جزیره مجنون برای شناسایی. وقتی برگشتیم، 9 اسفند به همراه کل گردان رفتیم در جزیره مستقر شدیم. تا 15 اسفند، دیگر چیزی از گردان نمانده بود. همه شهی...
بیشتر

۲۶ مرداد؛ سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی

  قسمتی از خاطرات رزمندگان گردان علی اکبر (درباره آزاده؛ محمد ملکی):     محمد ملکی طلبه لاغر و قدبلند گردان بود که همیشه وقتی در محوطه گردان راه می رفت، یک پتو روی دوشش می انداخت. او همیشه آماده بود برای جشن پتو گرفتن! مثلا کافی بود برویم تدارکات و بگوییم: «حسن آقا! فلان چیز را بده» و حسن آقا هم بگوید: «نداریم» آنوقت بود که صدا می زدیم: «ممــــّــــــــد» محمد ملکی هم خودش را می رساند برای برگزاری یک جشن پتوی مفصل! در چنین وقت هایی، حسن آقا یا هر کس دیگری، فورا...
بیشتر

قسمت دوم روایت کاظم بصیر از آخرین روزهای جنگ ۸ ساله

(قسمت دوم) متن دستنوشته برادر کاظم بصیر از آخرین روزهای جنگ 8 ساله     خاطره اي از آخرين روزهاي زيبا و رويائي دفاع مقدس؛ آن دوران ناب و دست نيافتني  وآن جوانان برومند پرورش يافته در مكتب حضرت امام روح الله که ره صد ساله را در يك شب طي كردند وآسماني شدند.       http://www.ali-akbar.ir/%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b8%d9%85-%d8%a8%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88...
بیشتر

قسمت اول روایت کاظم بصیر از آخرین روزهای جنگ ۸ ساله

متن دستنوشته برادر کاظم بصیر از آخرین روزهای جنگ 8 ساله (قسمت اول)     خاطره اي از آخرين روزهاي زيبا و رويائي دفاع مقدس؛ آن دوران ناب و دست نيافتني  وآن جوانان برومند پرورش يافته در مكتب حضرت امام روح الله که ره صد ساله را در يك شب طي كردند وآسماني شدند.     آن روزها تازه جا کن شده بودیم و تدارکات رفته بود. به همین علت، یخ تمام شده بود و گرمای هوا به شدت اذیتمان می کرد. پای درختهای اطراف حسینیه را کنده بودیم و توی گودالهای درست شده را پر از آب گرم کرده بودیم...
بیشتر

ما جنگ طلب نیستیم!

  به مناسبت سالروز پذیرش قطعنامه 598 و اعلام رسمی پایان جنگ 8 ساله ی ایران و عراق     ما جنگ طلب نیستیم ولی عجیب دلمان برای آن روزها تنگ شده است. همان 8 سال دفاع مقدس همان 8 سالی که در آن، بعضی ره صد ساله را یک شبه رفتند همان 8 سالی که در آن، هر کسی هر چیزی که داشت را در طبق اخلاص گذاشت و هدیه کرد به وطن، به دین، به انسانیت بعضی جوانانشان را، عزیزانشان را، پاره های تنشان را روانه ی جبهه ها کردند، بعضی طلاهایشان را، بعضی تخم مرغ ها و شیشه های مربایی را که ...
بیشتر