حسن بیا کنار!…

خاطرۀ جانباز احمد میرعلی پور: درباره شهید  «حسن کلانتر»   شهید حسن کلانتر، هم‌محل ما بود. پدر او؛ آیت الله کلانتری، از علمای قم بود که آمده بودند کرج، و در محله ما ساکن شده بودند. حسن؛ فوق العاده صبور بود. من صبری که حسن داشت را در وجود کس دیگری ندیدم. محال بود به چیزی اعتراض کند.   من در تدارکات بودم. بسیار طبیعی بود که نیروها بیایند، شکایت کنند و نسبت به مسائلی مثل غذا، پوشاک و... غر بزنند چون واقعا امکانات کم بود و جوابگوی نیازها نبود. اما حسن، بسیار صبور بود و قا...
بیشتر

روزیِ رزمندگان

خاطرۀ جانباز احمد میرعلی پور: درباره تدارکات     مدتی که برای عملیات رفته بودیم به منطقه «حاج عمران»، من هم برای پشتیبانی عملیات رفته بودم. من و یک نفر دیگر مسئول تدارکات گروهان بودیم. یک روز صبح با تویوتا رفتیم که غذای گردان را بیاوریم. دیگ غذای گردان را از روی کفی تریلی منتقل کردند به وانت تویوتا و ما راه افتادیم. میانه ی راه، هواپیماهای دشمن آمدند و شروع کردند به بمباران. ما هم به سرعت پیش می رفتیم. یک لحظه برگشتم به عقب نگاه کردم و دیدم دیگ غذا نیست!... ناراحت شد...
بیشتر

اطلاع رسانی مراسم درگذشت حاج احمد خانی

انا لله و انا الیه راجعون   بدینوسیله با نهایت تأثر و تأسف به اطلاع می رساند رزمنده گردان؛ حاج احمد خانی (برادر محمود خانی) از پیشکسوتان بسیج و ولایتمداران منطقه اسلام آباد شهرستان کرج، به دیدار حق شتافت. ضمن عرض تسلیت به برادر گرانقدر؛ حاج محمود خانی، به اطلاع می رساند که مراسم مرحوم به شرح زیر است: مراسم: زمان: یکشنبه اول دیماه 1398 مکان: کرج، ابتدای جاده چالوس، مسجد جامع از ساعت 14 الی 16     تبلیغات گردان حضرت علی اکبر(ع) هدیه به روحش، فاتحه مع ال...
بیشتر

دستم را می گذاشتم توی ساک و می رفتم جبهه!…

خاطرۀ  جانباز  احمد میرعلی پور:     در همان اولین اعزامم به جبهه که سال 1362 بود، دستم قطع شد. اما 10 روز بعد از ترخیص از بیمارستان، دوباره عازم جبهه شدم، با همان یک دست!... درست است که نمی توانستم آرپیجی زن و تیربارچی باشم، اما در تدارکات که می توانستم خدمت کنم! برایم فرقی نداشت. دوست داشتم هر کاری که از دستم برمی آید انجام دهم.   ***   بعد از پذیرش قطعنامه و بعد از حمله مجدد عراق، گردان علی اکبر عازم خط شد. من هم با آنکه یک دست بیشتر نداشتم، اما همر...
بیشتر

جانباز احمد میرعلی پور

  زندگینامه   جانباز احمد میرعلی پور اولین بار در سال 1362 به جبهه اعزام شد و به کردستان رفت. او در همان اولین اعزام، هنگام درگیری با کومله دموکرات، مورد اصابت 4 تیر و 3 ترکش قرار گرفت و در اثر یکی از تیرها، دست وی از ناحیه بالای مچ قطع شد. از آنجایی که جاده بسته شده بود و امکان تردد ماشین وجود نداشت، اعزام به شهر و بستری در بیمارستان، طولانی شد و دست ایشان سیاه شد و به ناچار از زیر آرنج قطع شد. *** روند درمان، 3 ماه به طول انجامید. بعد از ترخیص از بیمارستا...
بیشتر