ازدواجی که سر نگرفت

خاطره اکبر نریمانی درباره شهید جهانبخش بیات   در خط پدافندی فاو بودیم. بین ما و خط مقابل ما که گردان زرهی دشمن بود، آب بود. به همین دلیل آنها نمیتوانستند جلو بیایند. بچه ها چند جایگاه برای توپ ۱۰۶درست کرده بودند و به دشمن اجازه استراحت نمی دادند. هر وقت خط کمی آرام می شد، با شلیک توپ ۱۰۶ آرامش را از دشمن می گرفتند. یک روز صبح؛ بچه ها چندین بار بالای سکوی آتش رفته و چندین گلوله به سمتشان شلیک کرده بودند. دشمن هم در صدد تلافی برآمده بود و یک ساعت، بی وقفه آتش می ریخت، طوری که بعضی ا...
Read More