مادرانه

به مناسبت 19 بهمن؛ روز تکریم مادران و همسران شهدا   نوشته رضا شاعری   در ميان كساني که براي گرفتن پيكر شهيد شاعری به معراج الشهدا رفته بودند؛ معصومه سادات هم بود. در آن ساعت، سيدخانم احساس مي كرد، خداوند نيروي عجيبي به او داده است؛ وقتي وارد معراج شدند، سيدكريم، پسرعموی روحاني سيدخانم که همراهش رفته بود؛ با دیدن صورت متلاشي شده جواد بغضش ترکيد و با صداي بلندگريست! اما سيدخانم سينه جواد را بوسید و در ميان حیرت و شگفتي همراهان گفت: «جواد چريك! رخت شهادتت مبارك! خدا از ما ...
Read More

از علی اکبر جدم که بیشتر نبود

  نقل از رضا شاعری (برادر شهید جواد شاعری)   خرداد۸۸؛ عظیم بابایی شهردارِ وقت منطقه۱۷ به همراه همکارانشان به منزلمان آمدند.‏ آقای بابایی پس از ديدن عکس آقا جواد و دو برادر ديگرم بر روی دیوار خانه، از مادرم پرسيد:‏《حاج خانم سخت نيست؟! ۳تا جوون از دست دادی؟ مخصوصا آقا جواد که تو منطقه شهيد شده؟》 سیدخانم نگاهی کرد و گفت:‏ 《 سخته؟... سخت که هست، اما چی بگم! از علی اکبر جدم که بيشتر نبود.‏...》   ***   در ميان كساني که براي گرفتن پيكر شهيد جواد شاعری به معراج الشه...
Read More

روزگارِ گردِ خوبان

خاطرۀ آقای رضا شاعری (برادر شهید جواد شاعری؛ از شهدای گردان علی اکبر علیه السلام)       فصل اول: تابستان به وقت مرداد گرمای مرداد به اوج رسیده بود. عصر به وقت رسیدن به منزل تلفنم زنگ خورد، از این شماره ها که اسم و نشان ندارد... صدای مرد پخته ای از پشت تلفن آمد و به نام و اسم مرا خواند و احوال پرسی کرد و گفت احتمالا فردا در برنامه شرکت کنم. مسئول دفتر آقای سردار تقی زاده فرمانده گردان حضرت علی اکبر(ع) در لشگر سیدالشهدا(ع) بود... دوست دیگری هم در کنارش بود که ب...
Read More

جواد چریک

  روایت جانبازی «شهید جواد شاعری» در عملیات بیت المقدس     در گرماگرم جنگ، مرحله بعدی عملیات بیت‌المقدس هم شروع شده بود. هر روز که از عملیات می‌گذشت، با هر خاکریزی که نیروهای ایرانی به خرمشهر نزدیک‌تر می‌شدند. روحیه نیروهای دشمن، بیش‌تر تحلیل می‌رفت.  تمام فکر و ذکر جواد چریک، شده بود، تانک‌ها و زره‌پوش‌های دشمن. رد موشک شلیک‌ شده را با چشم تعقیب کرد. آرپی‌جی که به شنی تانک تی‌68 عراقی برخورد، رو گرداند به طرف منوچهر: «موشک بده، یا امام موسی کاظم.» منوچهر زینتی‌فر، مو...
Read More