شهیده خانم!

یادداشت دختر شهید جواد رهبر دهقان برای یادواره شهید   من دخترم میگن دخترا عزیز دردونه بابان میگن دخترا لوس بابان میگن دخترا خیلى بابایی هستن منم عزیز دردونه بابام بودم ولى نمیدونستم که قراره خیلى زود سرنوشت تغیر کنه و اون رو ازم بگیره و به آرزوش (که شهادت بود) برسه و من رو بدون خاطره‌اى تنها بزاره و... با تشکر از گردان على اکبر بابت یادواره شهید جواد رهبر دهقان دختر بابا، شهیده     شهیده خانم ! شاید پدر، این جملات را برای این روزها نوشته باشد: «من هم تو و شه...
Read More

کلاس درس معرفت

شهید جواد رهبر دهقان به روایتِ حمید پارسا   بعد از عملیات سیدالشهدا، رفته بودیم مرخصی که بچه‌ها آمدند گفتند: «عراق دوباره حمله کرده. تقی‌زاده (فرمانده گردان، که هنوز در منطقه بود)، پیغام داده که دوباره بچه ها راجمع کنید بیاورید.» رفتم درب منزل جواد رهبر دهقان تا موضوع را به او بگویم. دخترش هم آمد جلوی در. اولین بار بود فرزند جواد را‌ می‌دیدم. از او نامش را پرسیدم. به شیرینی جواب داد: شهیده گفتم: شهیده خانم، بابا را دوست داری؟ شهیده نگاهی به پدرش کرد... جواد گفت:‌ می...
Read More

فقط زینب بخواند!

عاشقانه‌های شهید جواد رهبر دهقان به روایتِ زینب باقرصاد (همسر شهید)   جبهه که بود، هر 20-10 روز یکبار برایمان نامه می‌نوشت: یک نامه مخصوص خانواده‌اش، یک نامه هم مخصوص من! نامه‌های جواد آنقدر عاشقانه بود که تا سال‌ها پس از شهادتش هم از نشان دادنشان به دیگران خجالت می‌کشیدم. حتی یکبار که از بنیاد شهید، یک نسخه کپی از نامه‌ها را برای حفظ و نگهداری آثار شهدا خواستند، به شرط پوشاندن جملات خیلی عاشقانه، با لاک غلط‌گیر، پذیرفتم!   آن زمان که قربان صدقه رفتن خیلی باب نبود، نامه‌های ...
Read More