همه رفتند و تنها مانده‌ام من…

خاطره محمود روشن (نویسنده) درباره سفر مشهد به همراه رزمندگان گردان علی اکبر     اولین بار بود که به مشهد مقدس می رفتم و به زیارت ثامن‌الحجج مشرف می شدم. خاطرۀ خوش آن سفر، برای همیشه در ذهنم ماندگار شده، هم از این بابت که اولین سفرم به مشهد بود، و هم از این جهت که با جمعی از بهترین های روزگار همراه بودم.   نیمۀ دوم اردیبهشت‌ماه 1365 بود... عملیات سیدالشهدا تازه تمام شده بود که با بچه‌ها قرار گذاشتیم دسته‌جمعی به مشهد برویم... سیزده نفر شدیم و با قطار درجۀ سه...
Read More

آرزوهایی که جا ماند…

در مصاحبه ای که با شهید مسلم اسدی انجام شده بود، مصاحبه کننده می پرسد: بزرگترین آرزویتان چیست؟ شهید مسلم اسدی جواب می دهد: ما وقتی پا به اینجا گذاشتیم، با تمام آرزوهایمان خداحافظی کردیم... آری! شهدا پشت پا زدند به دنیا... آنها به حقیقتی رسیده بودند که توانسته بودند بگذرند از متعلقاتشان...       عبد خالص مسلم؛ عشق و علاقه عجیبی به اهل بیت(ع) داشت. او از بنیانگذاران هیئت متوسلین به فاطمه زهرا (س) در گردان علی اکبر بود. این شیر صف‌شکن، بعد از نمازها، چونان ...
Read More

یاد باد آن روزگاران، یاد باد…

اردوی زیارتی مشهدالرضا مردادماه سال 1366   در روزهای گرم مردادماه سال 1366، پس از عملیات نصر 4، لشکر 10 سیدالشهدا رزمندگان را به اردوی زیارتی مشهد مقدس و زیارت امام هشتم حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام برد. تعدادی از رزمندگان گردان علی اکبر نیز در این اردوی زیبا و به یاد ماندنی 4 روزه حضور داشتند. تعدادی از آنها، اینک بر سر سفره امام هشتم مهمانند... روحشان شاد و یاد آن روزها به خیر...   یاد باد آن روزگاران، یاد باد...  
Read More