گوشه نشین!

   خاطره‌ی  ابوالفضل کاهه درباره  شهید مهدی عین‌اللهی   شهید مهدی عین اللهی بسیار بزرگوار بود، آنقدر که اگر غریبه ای وارد جمع مخابرات گردان می شد، نمی توانست حدس بزند که مسئول مخابرات کیست! او همیشه در گوشه ی جمع می نشست که زیاد به چشم نیاید... سجده های بعد از نمازش طولانی بود و همراه با هق هق گریه. هر چه به او می گفتیم، چیزی نمی گفت. حتی گاهی به او تیکه می انداختیم، اما او فقط می خندید و چیزی نمی گفت.     هدیه به روح مطهر شهید مهدی عین اللهی صـــ...
Read More

حسین بی نماز!

خاطرۀ آقای حمید پارسا:     به «گردان علی‌اکبر» مأموریت داده شده بود که برای پدافند (یعنی حفظ مواضعی که کمی قبل‌تر گرفته شده) به «فاو» برود. گرفتن این منطقه برای عراق خیلی مهم بود و فرمانده ارتش بعث به صدام قول داده بود که به زودی این منطقه را باز پس بگیرد. ما و نیروهایی از لشگرهای دیگر هر کدام مسئول حفظ قسمتی از شبه جزیره فاو شده بودیم. خطی که «گردان علی‎اکبر» باید از آن دفاع می‌کرد از کنار «البِهار» شروع شده و حدود 1200 متر به سمت غرب می‎رفت.   ***   سن...
Read More