فکر بکر

شهید جواد رهبر دهقان به روایتِ مهدی زمانیان   در پدافندی فاو، چند روز اول که مستقر شده بودیم، مشغول سنگرسازی و‌ آماده کردن خط بودیم. کار سختی بود و چند روز طول کشیده بود. بچه‌ها دیگر خسته شده بودند. تا اینکه آقا جواد فکری کرد و طرحی ریخت که خستگی را از جسم و روح بچه‌ها بزداید...   او در سه راهی نزدیک محل استقرارمان، یک ایستگاه صلواتی راه انداخت و هر روز غروب از بچه‌ها دعوت می‌کرد تا به آنجا بروند، هم برای نوشیدن چای و هم برای گپ و گفت با دوستان... خودش هم می‌شد معرکه ...
Read More

ازدواجی که سر نگرفت

خاطره اکبر نریمانی درباره شهید جهانبخش بیات   در خط پدافندی فاو بودیم. بین ما و خط مقابل ما که گردان زرهی دشمن بود، آب بود. به همین دلیل آنها نمیتوانستند جلو بیایند. بچه ها چند جایگاه برای توپ ۱۰۶درست کرده بودند و به دشمن اجازه استراحت نمی دادند. هر وقت خط کمی آرام می شد، با شلیک توپ ۱۰۶ آرامش را از دشمن می گرفتند. یک روز صبح؛ بچه ها چندین بار بالای سکوی آتش رفته و چندین گلوله به سمتشان شلیک کرده بودند. دشمن هم در صدد تلافی برآمده بود و یک ساعت، بی وقفه آتش می ریخت، طوری که بعضی ا...
Read More

حسین بی نماز!

خاطرۀ آقای حمید پارسا:     به «گردان علی‌اکبر» مأموریت داده شده بود که برای پدافند (یعنی حفظ مواضعی که کمی قبل‌تر گرفته شده) به «فاو» برود. گرفتن این منطقه برای عراق خیلی مهم بود و فرمانده ارتش بعث به صدام قول داده بود که به زودی این منطقه را باز پس بگیرد. ما و نیروهایی از لشگرهای دیگر هر کدام مسئول حفظ قسمتی از شبه جزیره فاو شده بودیم. خطی که «گردان علی‎اکبر» باید از آن دفاع می‌کرد از کنار «البِهار» شروع شده و حدود 1200 متر به سمت غرب می‎رفت.   ***   سن...
Read More

پدافندی فاو

ماموريت پدافندي در فاو  در پي لغو عمليات آفندي در فاو، برادر تقي‌زاده به‌عنوان فرمانده جديد گردان منصوب شد و انجام پدافند از خط مقدم فاو در محور البِحار به‌عنوان ماموريت جديد گردان ابلاغ شد. در تاريخ 19/1/65، از اوايل روز کار تحويل ساک‌ها به تعاون انجام شده و در بعدازظهر آن روز نيروهاي گردان نسبت به جمع‌آوري وسايل و لوازم خود اقدام کردند. در ساعت 6 بعدازظهر، نيروهاي گردان با استفاده از چند دستگاه اتوبوس، اردوگاه کوثر را به مقصد خسروآباد واقع در جنوب آبادان ترک کردند. اتوبوس‌ها در اواخر شب ...
Read More