جسم ناتوان و روح توانمند…

درباره جانباز شهید حاج حسن کولیوند

 

حاج حسن روابط عمومی بالایی داشت و با مردم خیلی صمیمی بود.

جسمش ناتوان بود اما به مدد روح توانمندش، گره از کار مردم می گشود.

او قطع نخاع گردن بود و نه دست هایش توانایی حرکت داشت، نه پاهایش. علاوه بر مشکلات نخاعی، یک کلیه هم نداشت. کلیه دیگرش هم نارسائی داشت. همچنین از مشکلات پر کاری غده تیروئید رنج می برد و با دیابت دیابت و مشکلات ریوی نیز دست و پنجه نرم می کرد.

شب ها تا صبح درد می کشید. زندگی کردن برایش خیلی مشکل بود. هرجا می خواست برود، باید دو نفر کمکش می کردند تا او را در چرخ و ماشین بگذارند و جابجایش کنند، اما باز هم بیکار نمی نشست و هر کاری از دستش برمی آمد، برای مردم انجام می داد.

 

***

 

یکبار برای رفع مشکل کسی، خودش شخصا، سوار بر ویلچر، به شهرداری رفت.

شهردار تا او را دید، خودش را به او رساند و گفت: «شما چرا آمده‌اید، زنگ می‌زدید خدمت‌تان می‌رسیدیم.»

حاج حسن هم گفت: «من تا حالا برای کار خودم به شهرداری نیامدم. الآن هم اگر اینجا هستم برای رفع گره از کار مردم است.»

 

***

 

یکبار هم برای وساطت ازدواج یک زوج، با همان ویلچر، چهار طبقه را بالا رفت تا واسطه امر خیر شود.

با وساطت حاج حسن، خانواده دختر، رضایت دادند و ازدواج سر گرفت.

 

 

 

 

 

Subscribe
Notify of
guest
0 دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
View all comments