مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
6 دیدگاه‌ها
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
ناشناس
ناشناس
11 ماه پیش

زنده باشید بزرگوار انشاا… یاد و خاطره شهدا توسط شما یادگاران جبهه و جنگ زنده بماند… پیکر شهید افضل خسروچوپان جزء شهدای تفحصی در اسفند ماه سال ۱۳۷۳ به آغوش خانواده بازگشت… باشد که شهدا ما رو هم شفاعت کنند..

گمنام
گمنام
1 سال پیش

شهید افضل از معدود شهدایی است که قدر او شناخته نشد و به شدت به دنبال گمنامی بود فقط نزدیکان خیلی نزدیک او قطره ای از فضایل افضل را درک کرده اند … تنها چیزی که در درون او اصلا وجود نداشت ترس بود … او به معنای واقعی مرگ را به بازی گرفته بود … سلام خدا بر سردار گمنام جبهه های شلمچه شهید افضل خسروچوپان

ناشناس
ناشناس
1 سال پیش

یکی از بیادماندنی ترین لحظه های شهادت، لحظه شهادت افضل بود برام. وقتی رفت روی بلندی نشست و تیر از یک طرف بدنش وارد و از طرف دیگر خارج شد و من و خسرو داشتیم تماشاش می کردیم چون تازه چند لحظه قبلش خسرو رو با دعوا آورده بودم پایین از اون بلندی. اما صحنه عجیب و بیادماندنی لحظه ای بود که خسرو بلند گفت: ” افضل سلام منو به اباعبدالله برسون”.

ناشناس
ناشناس
1 سال پیش
پاسخ به  ناشناس

سلام علیکم بزرگوار… در رابطه با این خاطره لحظه شهادت شهید افضل خسروچوپان بیان فرموده اید میشه خودتون رو معرفی بفرمایید

ناشناس
ناشناس
1 سال پیش
پاسخ به  ناشناس

پیک شهید چپردار بودم تو دسته ویژه. فقط من و مصطفی بابایی و ابوالفضل سلیمی و عطاالله انصافی و یک دوست دیگه زنده موندیم. هر پنج تا هم مجروح. یک روز کامل زیر پای عراقی ها افتاده بودیم تا دوباره شب شد. مصطفی من رو کول کرد کمی و کشید عقب. سرش مجروح شده بود. ابوالفضل هم گوشش خورده بود و تعادل خیلی نداشت. انصافی و دوست دیگه پاهاشون شکسته بود. خیلی ها اون روز جلوی چشم من شهید شدن و پیکرشون موند.

6
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
#