مصاحبه با برادر صباح عسکرپور

مصاحبه با برادر صباح عسکرپور

(این مصاحبه به همت جانباز علیرضا نوروزی انجام شده است.)
صباح عسکرپور

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قبل از حضور در جبهه به چه کاری مشغول بوده اید؟

قبل از حضور در جبهه، مشغول تحصیل بودم و ضمن آن، عضو انجمن اسلامی دانش آموزان و بسیج دانش آموزی نیز بودم و در دبیرستان، کارهای فرهنگی انجام می دادیم. یکی از فعالیت های ما؛ اعزام دانش آموزان به جبهه های نبرد حق علیه باطل بود. همچنین برای دانش آموزان، علیه توطئه‌های گروهک های تروریستی، روشنگری می کردیم.

 

اولین اعزام شما از کدام شهر، پایگاه و منطقه “سپاه یا بسیج” صورت گرفته است؟

اولین اعزام بنده از شهرستان کرج،  پایگاه شهید پشنگ زاده. خیابان مظاهری، مسجد ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف بود.

 

اعزام های شما در چه تاریخی و به کدام لشکر و منطقه عملیاتی بوده است؟           

اولین اعزام ٢۵ آبان ١٣۶١ تا ٢۵ مرداد ١٣۶٢ با دوران مجروحیت مناطق غرب و جنوب، عملیات مهمی که توفیق داشتم حضور پیدا کنم،  والفجر مقدماتی در منطقه فکه بود که مجرد بودم.

دومین اعزام ٣ بهمن ١٣۶۵ تا ۴ خرداد ١٣۶۶ با دوران مجروحیت، عملیات تکمیلی کربلای ۵ و عملیات کربلای ٨ متأهل بودم و دختر ٩ ماهه داشتم.

سومین اعزام ۵ اردیبهشت ١٣۶٧ تا ١٨ مهر ١٣۶٧ با دوران مجروحیت. در این اعزام در انتظار دومین فرزندم بودم  که توفیق حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل نصیب من شد. الحمد لله رب العالمین

در تیرماه ١٣۶٢ به مدت سه ماه در منطقه عملیاتی غرب، قصرشیرین، به عنوان پیک در خدمت شهیدان بزرگوار شهید آقا مهدی شرع پسند، شهید مجتبی امینی و شهید ناصر علافی بودم و توفیق حضور در کنار این عزیزان را داشتم. آن سه ماه؛ همراه‌ با بهترین خاطرات و گران بهاترین تجربه ها از لحاظ برخوردهای معنوی و الهی شهید آقا مهدی شرع پسند بود.

روحش شاد و یادش به خیر و گرامی 🌹

همچنین شوخی های مکرر شهید آقا مجتبی امینی را هیچ وقت فراموش نمی کنم. تو حقیقتا دوستی با وفا، مهربان و یک حامی واقعی بود.

روحش شاد و یادش به خیر و گرامی 🌹

 

اولین رسته عملیاتی شما در آن دوران چه بود؟

در تمامی عملیاتهایی که شرکت کردم خط شکن و تک تیرانداز بودم.

 

لشکر و گردان های  که در آن افتخار حضور داشته اید را نام ببرید.

لشکر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، تیپ عمار.

لشکر سید الشهدا، گردان حضرت علی اکبر علیه السلام.

 

چگونه به عضویت در رسته مخابرات رسیدید؟

در دوران خدمت مقدس سربازی (مهر ١٣۶٢ تا اسفند ١٣۶٣ منطقه عملیاتی سردشت) در رسته مخابرات و از طرفی گروهبان دوم وظیفه بودم و مسئول دسته دو پایگاه بناوه در محور پیرانشهر–سردشت ١٢ کیلومتری سردشت بودم. چند ماه بی‌سیم‌چی تأمین جاده بودم و در مخابرات هم پست می دادم، ازطرفی نماینده عقیدتی سیاسی گروهان شدم.

به دلیل کمبود نیروی انسانی، در تمام عملیات گشت روزانه و کمین شبانه داوطلبانه شرکت می کردم و همزمان بی‌سیم‌چی بودم.

 

در کدام عملیات ها و با چه رسته و مسئولیتی حضور داشته اید؟

در تمام عملیاتهایی که حضور داشتم، تک تیرانداز و خط شکن بودم اما در عملیات تکمیلی کربلای ۵ توفیق یافتم  که بی‌سیم‌چی شهید محسن ایوبی باشم.

روحش شاد و یادش به خیر و گرامی 🌹

 

با کدامیک از فرماندهان دلاور لشگر، گردان، گروهان به عنوان بی سیم چی همراه بوده اید؟

شهید عزیز و بزرگوار محسن ایوبی، خیلی با اخلاص، بی ادعا، بی ریا، خوش برخورد و شجاع و خون سرد بود. در حین  وحتی هنگام عقب نشینی تاکتیکی از محل عملیات، مواظب من بود ومکرر می گفت تو متأهل هستی، دختر داری ومنتظر تو هستند.

در مدت خدمت مقدس سربازی هم بی سیم چی جناب سروان حقی فرمانده گروهان و معاون گروهان  بودم.

 

در کدام عملیات ها مجروح یا به درجه جانبازی نایل شده اید؟

عملیات والفجر مقدماتی، موج گرفتگی پا و از ناحیه *آینده سازان *

عملیات کربلای پنج (تکمیلی) ترکش بازو.

عملیات بیت المقدس ۶  شیمیایی ریه ها، پوستی.

البته در عملیات والفجر مقدماتی به علت موج گرفتگی شدید چند سال تحت درمان بودم که به علت عدم تشکیل پرونده مجروحیت، جایی قید نشده است.

 

در چه سالی ازدواج کرده اید و ثمره این پیوند مقدس چند فرزند پسر و دختر است؟

خرداد سال ١٣۶۴ ازدواج کردم و خداوند یک دختر و یک پسر  سالم و با  اخلاق  به من هدیه داده است.

 

در حال حاضر به چه شغلی مشغول هستید؟

بنده فارغ التحصیل رشته پروتزهای دندانی، تخصص ساخت دندان مصنوعی از دانشگاه شهید بهشتی تهران هستم.

 

لطفا از جالبترین، خنده دارترین، معنوی ترین خاطرات خود را به صورت خلاصه توضیح دهید؟

در دوران حضور در اردوگاه کوثر، خاطراتی خوش و به یاد ماندنی با شهیدان مسلم اسدی و محسن ایوبی داشتم.

همچنین از برادر عزیز و بزرگوار اکبر اسماعیلی جهت حمایت از واحد تبلیغات گردان و تهیه اقلام تبلیغاتی خاطرات به یاد ماندنی و فراموش نشدنی دارم؛ مخصوصا زمانی که زمین صبحگاه احداث شد.

در این جا دارد از شهید عزیز و بزرگوار یوسف خورشیدی یاد کنم که خیلی خوش اخلاق، خوش برخورد، صبور و با گذشت بود.

خاطرات منتشر شده دکتر صباح عسکرپور در سایت گردان علی اکبر:

روحانیِ زرنگ!

چند روز دیگر…

اندک اندک جمع مستان می رسند…

 

لطفا توصیه ای اخلاقی، معنوی، تربیتی و… برای بهره مندی دوستان همرزم خود بفرمایید.

در زندگی شخصی خود معتقدم خدا ناظر بر اعمال، گفتار و کردار ماست و هرجا هستیم خدا هست.

در مورد شهدای عزیز و بزرگوار که آشنا هستند و حتی شهدایی که آشنایی نزدیکی با آن ها ندارم‌ یقین و اعتقاد کامل دارم که ناظر بر اعمال و گفتار و کردار ما هستند و باید مواظب باشیم که هرجا هستیم و هرکاری که می کنیم؛ شهدا در کنار ما هستند. اگر همه دوستانی که در دوران دفاع مقدس در جبهه ها حضور داشتند نگاه اعتقادی خود را به این مساله حفظ می کردند و حافظ خون شهدا بودند، حال و روز جامعه ما بهتر از این می شد. برای خود و تمامی دوستان، آرزوی سلامتی و عاقبت به خیری دارم. 🌷

بنده خدا صباح عسکرپور

٢٠ آذر ١٣٩٩

 

 

Subscribe
Notify of
guest
1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین نظرات بیشتر
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات