اندک اندک جمع مستان می رسند…

خاطره دکتر صباح عسکرپور

درباره شهید رضا رنجبر

 

صباح عسکرپور

بنده زمانی که به گردان حضرت علی اکبر علیه السلام آمدم، شهید مهدی مسئول تبلیغات گردان، به فیض شهادت نائل آمده بود و حاج حمید تقی زاده (فرمانده گردان) مسئولیت تبلیغات گردان را به من واگذار کرد.

الحمدلله در آن زمان، بیشترین آمار عکاسی از گروهان ها و دسته ها را داشتیم. همچنین با مجوزی که توانستیم از فرماندهی بگیریم، آهنگ های سنتی را از بلندگوی گردان پخش می کردیم!

رضا رنجبر؛ علاقۀ زیادی به آهنگ “اندک اندک جمع مستان می رسند” داشت و اگر یک روز آن را پخش نمی کردیم، می آمد سراغمان و می گفت: چرا دیروز این آهنگ را پخش نکردید؟

بعد هم همانجا در چادر تبلیغات می نشست تا آهنگ مورد علاقه اش از بلند گو پخش شود.

 

نمی دانم…

شاید این شعر، امید او را به وصال دوستان شهیدش زنده نگه می داشت.

شهید رضا رنجبر؛ سیزدهم اسفندماه ۱۳۶۵ در مرحله تکمیلی عملیات کربلای ۵ به رفقای شهیدش پیوست.

روحش شاد و یادش گرامی

 

شهید جمشید (رضا) رنجبر

مصاحبه با برادر صباح عسکرپور

 

Subscribe
Notify of
guest
1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین نظرات بیشتر
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات
محمود روشن
محمود روشن
2 ماه پیش

خداوند روح این شهید عزیزمان رو شاد کنه ان شاءالله. روز ۱۳ اسفند ۱۳۶۵ بود. تو عملیات تکمیلی کربلای پنج وقتی تو سنگر، تو کانال، منتظر دستور حاج حمید تقی زاده برای زدن به خط بودیم، دیدم رضا رنجبر که مجروح هم شده بود از خط درگیری، خودشو به سنگر فرمانده گردان که چند قدمی درگیری بود رسوند و با ناراحتی و فریاد و عصبانیت از نبودن نیروهای اطلاعات و عملیات و نیروهای تخریب جلوی دسته شون به حاج حمید گله می کرد و هر چی سردار تقی زاده بهش می گفت انگار نمی شنید. توی سنگر، حاج حمید بود… بیشتر »