درِ باغ شهادت بازِ باز است

خاطره برادر “سید حمیدرضا جوزی” درباره “شهید علیرضا دره باغی”   شب قبل از عملیات نصر ۴ به همراه رزمندگان گردان علی اکبر(ع) در باغ انگور چادر زده بودیم و مستقر شده بودیم. آن شب در چادر خوابیده بودیم که پای مرا عقرب زد… با فریادهایم، همه از خواب پریدند و خلاصه با آمبولانسی که … ادامه خواندن درِ باغ شهادت بازِ باز است