هر رزمنده، یک خاطره

 

چندی پیش طرحی به نام “هر رزمنده، یک خاطره” توسط برادر “سعید مومنی” از رزمندگان گردان حضرت علی اکبر علیه السلام مطرح شد.

به حمد الهی رزمندگان همیشه در صحنۀ این گردان، به ندای همرزمشان لبیک گفتند و تا کنون مشارکت خوبی داشته اند.  اسامی‌ و خاطرات این عزیزان در سایت گردان آورده شد.

یاوران گردان – بهمن ۱۳۹۹

 

خاطرات رزمندگان با استقبال و بازدید بالای مخاطبان مواجه گشت.

خاطره برادر “حبیب الله ملکوتی فر” از جمله مطالبی بود که هم از جانب رزمندگان گردان مورد توجه قرار گرفت و هم مورد عنایت مخاطبان سایت قرار گرفت که اتفاقا در این مطلب، به لزوم بیان خاطرات دوران دفاع مقدس توسط رزمندگان اشاره شده است و اثر این کار ارزشمند، با مصداقی واقعی و روشن، بیان گردیده است.

 

دیدار با قهرمان

 

متن زیر را نیز برادر “جواد چپردار” در راستای همین طرح مرقوم نموده است:

👌به فرموده،حاج سعید جان مومنی؛
♦️🔶️♦️”هر رزمنده یک خاطره”♦️🔶️♦️
✍ جواد چپردار

🔶️خاطره ی برادر عزیزمان حاج آقا ملکوتی فرِ گردان و دکتر ملکوتی دیپلماتِ ارزشمند کشور، یاد آور واقعیتی شد که بیش از پیش ضرورت ثبت خاطرات دفاع مقدس را هویدا کرد، آن تکلیف ارزشمندی که حاج سعید مومنی با فراست،تدبیر و مداومت به طرح “هر رزمنده یک خاطره” و به خواهش حقیر “هر رزمنده یک کتاب خاطره” در گروه توصیه می فرمایند و …
👌غرض از طرح این مقدمه و اشاره به خاطره ی حاج آقا ملکوتی عزیز، نیاز نسل جدید به واقعیت های دوران دفاع مقدس است که اگر از زبان من و شما نشنوند، یا دیگر نخواهند شنید یا تحریف آن را به گوششان بار خواهند کرد.
👌و یک خاطره برای خودم، که تشنگی و نیاز نسل جوان و نوجوان را برایتان ملموس تر و مشهودتر سازد به سبک همان خاطره ” قهرمان واقعی”
🔶️من به جهت حضور فرزندانم در مدارس استعدادهای درخشان و به توصیه ی دوست و رزمنده ی دلاور گردان حاج “حسین جمالی” که بی تردید یکی از چهره های نخبه و برتر آموزش و پرورش در این حوزه است، وارد انجمن اولیا و مربیان شده بودم و چند سالی در کسوت رییس انجمن توفیق حضور داشتم و …
👌یک روز سالروز ایام دفاع مقدس بود در برنامه ی مشترک مدارس در یکی از دبیرستان های استان البرز از فرمانده بسیج آموزش و پرورش وقت، برای طرح خاطرات جنگ و جبهه دعوت بعمل آورده بودند و من نیز به اتفاق اعضای انجمن اولیا و مرییان در کسوت آقای دکتر …میهمان جلسه بودم. به اطلاع مدیر مدرسه رسانده بودند که فرمانده ی محترم بسیج ادارات به جهت تراکم دعوت ها و مراسم!!! به برنامه خاطره گویی نخواهند رسید و ….
👌به مدیر مدرسه گفتم، که نگران نباشد، من خودم خاطراتی از دفاع مقدس برای دانش آموزان نقل می کنم. 😇😇😇
👌توفیق اجباری شد تا این حقیر در کسوت مثلا” یک چهره ی آکادمیک که “کمترینِ میان رزمندگان” بودم و هستم در حضور مدیران مدارس،خانواده ها و دانش آموزان از خاطرات دفاع مقدس، گردان علی اکبر(ع)،داوطلب میدان مین و … تعریف نمایم. 😅😅😅
🔵🔶️🔵 این اتفاق تعجبِ همه ی مدیران،دانش آموزان و خانواده ها را برانگیخته بود، مگر میان رزمندگان دفاع مقدس چهره های آکادمیک و … نیز می شود یافت و اینکه چقدر واژه ی دفاع مقدس برایشان نا مانوس و از جنگ!!! خاطره و برداشت بدی دارند. ☹️☹️☹️
🔶️🔶️🔶️ حالا که در میان رزمندگان گردان حضرت علی اکبر (ع) مرور می کنم و به چهره های متعدد و مکرر دانشگاهی با مدارج تخصص و فوق تخصص، چهره های حوزوی با تحصیلات خارج فقه، مدیران اجرایی،سیاسی، دیپلماتیک و اساتید دانشگاه در کنار پیش کسوتان و فرماندهانِ دریادل رزمنده را می بینم؛
♦️اولا” با افتخار از این همه دانش،تواضع و فروتنی دوستان در گروه و گردان شرمنده ی حضور می شوم.😒😒😒
♦️ و در ثانی به فحوای خاطره ی برادر عزیزمان ملکوتی، می رسم که نسل جوان،نوجوان و بخش عمده ای از جامعه از آن همه خاطره،جانبازی و رشادت ها ی دوران دفاع مقدس و این همه رشد و بالندگی و ایستادگی ایثارگران آن دوران خیلی نمی دانند، چون “من، تو و ما” از آن خاطرات یا نگفته ایم یا کمتر به آن پرداخته ایم و با این نسل فاصله یافته ایم.😳😳😳

🔵🔶️♦️برمی گردیم به توصیه ی حاج سعید جان مومنی که “هر رزمنده یک خاطره” و خواهش حقیر که “هر رزمنده یک کتاب خاطره”

👏🌹🙏🌹👏🌹🙏🌹👏🌹

 

 

در همین ارتباط، برادر “محمود روشن” نیز نوشته است:

غم انگیز، تلخ امّا منطبق با حقیقت و واقعیتی ست.

اگر اصرار می شود خاطراتمان را بنویسم و نقل کنیم و به نوعی ثبت کنیم، برای آن است که رزمندگان و جانبازان با صدمات جسمی و روحی ناشی از جنگ، ممکن است میانگین عمر کوتاه تری نسبت به دیگران داشته باشند.

در مورد خانواده شهدا هم، اغلب پدر و مادران شهدا از دنیا رفته اند. پدر و مادر برخی از دوستان شهیدمان بعنوان نمونه.
در واقع تعداد زیادی از والدین شهدا هستند که تا کنون مرحوم شده اند و تعداد کمی از آن بزگواران در قید حیات هستند.

درواقع دیر زمانی طول نمی کشد تا نسل جنگاوران دوران غرور و شجاعت، به پایان می رسد.

پس یاران!

نتیجه می گیریم تا وقت هست، دست بجنبانیم و هر چه در ذهن مان از خاطرات جنگ مانده است، نقل کنیم و ماندگارش کنیم تا رسالت مان را کامل کنیم.