شهید اسدالله خوشه گیر


شناسه


نام: اسدالله

نام خانوادگی: خوشه گیر

نام پدر: صفوت الله

ولادت: ۲۹ مرداد ۱۳۴۸

محل تولد: البرز – ساوجبلاغ – گلسار

سن: ۱۷ سال

شهادت: ۲۳ دی ۱۳۶۵

محل شهادت: شلمچه

عملیات: کربلای ۵

مزار: سیف آباد خالصه

 

 


زندگینامه


“اسدالله خوشه گیر” سال ۱۳۴۸، در دوره ستم شاهی در خانواده ای کشاورز و مذهبی به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی خود را در همان روستایی که متولد شده بود، گذراند.

از همان کودکی زیر بار زور نمی رفت. از نظر ورزشی همیشه سرآمد دوستان خود بود؛ چه در فوتبال و چه در ورزشهای رزمی، به همین جهت از نظر بدنی انسان قوی و محکمی بود و در کمک به دوستان پیشقدم بود. بسیار دل رحم و مهربان بود. همیشه صله رحم را انجام می داد و هر وقت که فرصتی به دست می آورد به خانه اقوام سر می زد و احوال آنها را جویا می شد. به پدر و مادر خود نیز نهایت احترام را می گذاشت.

در زمان انقلاب با سن کمی که داشت در راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت می کرد و در طول انقلاب نیز مدام در بسیج و کارهای فرهنگی شرکت می کرد و یکی از فعالان بسیج و مسجد محل بود.

زمانی رسید که احساس کرد باید درجبهه حضور داشته باشد. مسئولین سپاه موافقت نمی کردند و به ناچار تاریخ تولد خود را دستکاری و به جبهه اعزام گردید.

وی بعد از چند ماه حضور در جبهه، نهایتا در عملیات کربلای ۵، در منطقه عمومی شلمچه به درجه رفیع شهادت رسید.

 

 


وصیتنامه


پروردگارا ! می دانم که گنهکارم و می دانم که چه اعمال سنگینی بر دوشم است و این اعمال انقدر زیاد است که از شمارش برون رفته و از حد فزونی یافته.

خدایا! با دلی شکسته و غبار آکنده از عشقت بسویت آمده ام و دست گدایی به سویت دراز کرده ام تا شاید از این بنده حقیر و ذلیلت درگذری و او را ببخشی و تو خودت میدانی که توبه کرده ام و میدانم که تو نیز توبه ام را می پذیری.

پدر و مادر عزیزم ! اگر جنازه ام را آوردند در عزایم نگریید و بی تابی نکنید زیرا دشمنانمان شاد می شوند. شما فرزندتان را خوب تربیت کردید و تقدیم این انقلاب کردید شما مرا به حقیقتی که تا چند روز پیش برایم نامفهوم بود روشن کردید و وظیفه خود را خیلی خوب انجام دادید و رسالتی را که بر دوشتان بود به نحو احسن انجام دادید آفرین بر شما پدران و مادران درود بر شما که صبر و استقامتتان دشمن را ناتوان ساخته..

خواهران و برادران خوبم! شما باید افتخار کنید که برادرتان در راه خدا شهید شده، اصلا به خود غم راه ندهید و برایم دعا کنید. دست از این انقلاب و امام بر ندارید و راه مرا ادامه دهید. نمازهایتان را سر وقت بخوانید و قران خواندن را فراموش نکنید.

از برادران بسیجیم تقاضا دارم که سنگر خویش را خالی نگذارید و نگذارند که دشمن در بینشان نفوذ کند و تفرقه بیافکند. امام و رزمندگان را تنها نگذارند و در دعاهای کمیل و توسل شرکت کنند و راه مرا ادامه دهند.

نکته ای چند با منافقین کوردل : ای کوردلان! چرا چشم حقیقت باز نمی کنید و حقایق را درک نمی کنید تا کی باید در خواب غفلت بسر برید. آیا ندیدید انها که دم از قلدری می زدند اخر کارشان به کجا انجامید؟!

ایا اینها برای شما درس عبرت نیست؟! آیا به عاقبت کار خویش فکر کرده اید؟! چگونه خواهید مرد و چه توشه ای برای آخرت خویش فراهم کرده اید؟! بیایید لحظه ای دست از این جهالت بردارید و از کرده خود پشیمان شوید و توبه کنید که خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و بخشنده و مهربان است.

مپندارید که شهیدان راه خدا مردگانند بلکه زنده به حیات ابدی هستند و در نزد پروردگار خویش متنعم خواهند بود.

در پایان از کلیه دوستان و اشنایان تقاضا دارم که مرا حلال کنند تا با خاطری آسوده به سوی پروردگار خویش بروم.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار

 

 


تصاویر


 

 

Subscribe
Notify of
guest
0 دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
View all comments