شهید قربان (سعید) بورقی


شناسه


نام: قربان علی

نام مستعار: سعید

نام خانوادگی: بورقی

نام پدر: مرتضی

نام مادر: فاطمه

تاریخ تولد: ۱۳۴۹

محل تولد: کرج

تاریخ شهادت: ۶ اردیبهشت ۱۳۶۵

پدافندی فاو

محل شهادت: فاو

یگان: لشکر ۱۰ سیدالشهدا – گردان علی اکبر

مزار: کرج، گلزار شهدای بی بی سکینه

 

 


وصیتنامه


بسم الله الرحمن الرحیم

پس از حمد و ستایش خداوند تبارک و تعالی و درود بیکران بر خاتم انبیاء(ص) و سلام بر امامان معصوم(ع) و سلام بر امام مهدی(عج) منجی عالم بشریت و برپا کننده قسط و عدل و بر نائب بر حقش امام خمینی که خداوند سایه پربرکتش را بر سر همه ملل مظلوم جهان تا ظهور آقا امام زمان (عج) مستدام بدارد.  سلام بر شهدای به خون غلطان جبهه های نبرد حق علیه باطل و سلام بر خانواده معظمشان که خداوند به آنها صبر جمیل و اجر جزیل عنایت بفرماید.

انّا لله و انّا الیه راجعون: ما از خداییم و بازگشتمان به سوی اوست وامیدوارم که خداوند متعال بعد از شهادتم مرا با شهدای کربلا و با سالار شهیدان حسین بن علی(ع) محشور کند و شما ملت قهرمان و شهید پرور ایران همه دست به دست هم دهید و با اتحاد خود شرق و غرب را که مخالف اسلام هستند، نابود کنید. و تو ای برادر و خواهر عزیزم که در سنگر مدرسه، در صف نماز جمعه و در راهپیماییها به گفته امام عزیزمان در این جنگ چه پیروز شویم و چه شهید شویم، در هر حال پیروز خواهیم بود. انشاءالله.

و با سلام بر خانواده گرامی ام امیدوارم در پناه خداوند منان شکر گذار نعمت بی پایان پروردگار عزیز باشید. مجدداً در رابطه با وصایایم تأکید می کنم از همه حلالیت بطلبید و بگویید مرگ حق و حقیقت است. بالاخره باید این دنیا را وداع گفت.

دیگر عرضی نیست فقط بد رفتاری های من راببخشید.

خداحافظ همگی.

خداحافظ حضرت امام روحی الفداء

الحقیر سعید

 

پیام شهید: شما ملت غیور دست در دست هم دهید و با اتحاد خود، شرق و غرب را از بین ببرید.

 

 


زندگینامه


شهید قربانعلی (سعید) بورقی سال ۱۳۴۹ در محمدآباد کرج دیده بجهان گشود.

وی در سن شش سالگی وارد دبستان دولتی شهید محمد پرورش محمدآباد شد و تا کلاس چهارم در زادگاهش به تحصیل خود ادامه داد، ولی بعداز مدتی به علت نقل مکان به شهرک استاد مطهری وی وارد مدرسه علوی شد و سپس مرحله تحصیل راهنمائی را هم در مدرسه شهید پرورش آغاز کرد و تا سال دوم راهنمائی به تحصیل خود ادامه داد.

با آغاز حرکت ملت ایران علیه رژیم شاهنشاهی وی همگام با برادران و دوستان خود در راهپیمائیها و تظاهرات شرکت فعال داشت و از همان ابتدای تشکیل بسیج به عضویت این ارگان درآمد.

باحفظ سنگر مدرسه، سنگر دفاع از دستاوردهای اسلام و انقلاب ثابت قدم بود با اینکه ازنظر سنی چندان قادر به انجام بعضی امور نبود ولی درانجام هرکاری که ازدستش برمی آمد، کوتاهی نمی کرد و هر ماموریتی نیز به او محول می شد، همواره به نحو احسن انجام می داد.

سرانجام شور انقلابی عجیبی که در وی بود، باعث شد با وجود کمی سن، آماده اعزام به جبهه شود ولی مسئولین هربار با درخواست وی مبنی براعزام به مخالفت می کردند. وی مادرش را جهت رضایت گرفتن از مسئولین بسیج، به بسیج ناحیه برده و از طریق مادرش رضایت برادران مسئول را بدست آورد.

وی برای اولین بار درسال ۶۴ موفق شد به جبهه اعزام شود

(لازم به ذکراست که مسئولین بسیج درهنگام ملاقات با مادر شهید به وی می گویند که بعلت اینکه دو فرزند دیگر شما درجبهه می باشند ما سعی می کردیم از اعزام وی به جبهه ممانعت کنیم و مادرش نیز در جواب برادر مسئول بسیج می گوید : هرکس عاشق شد، دیگر نمی شود، جلوی او را گرفت)

سعید در لشگر ۱۹ فجر(دریگان دریائی ) مشغول به خدمت شد و پس از گذراندن ۳ماه با پایان یافتن ماموریتش به وطن خود بازگشت تااینکه بار دیــگر در اوایـل آذرماه سال ۶۴ عازم کردستان مظلوم گردیده و در این مدت که دراین خطه (سقز) مشغول خدمت بود، مدتی در قسمت بی سیم چی دوشکا بود و بعد از آن مدتی را نیز بی سیم چی گردان ضربت نبی اکرم(ص) بود.

بعد از اتمام ماموریت به کرج آمد و مدت کوتاهی رادرمحل خود گذراند.

با مطرح شدن طرح کاروانهای کربلا در نمازجمعه تهران، اولین کاروان از شهر خون و قیام (قم) آغازگر این حرکت جدید بود و بدنبال آن سیل حرکت راهیان کاروانها از سرتاسر کشور راهی جبهه های حق علیه باطل گردیدند و سعید بورقی با مشاهده حرکت عظیم کاروانهای کربلا عشق حضور در جبهه سر تا پای وجودش را فرا گرفت و پس از شش روز اقامت درکرج بعد از بازگشت ازجبهه کردستان، مجددأ برای سومین بار به ندای امام عزیز لبیک گفت و این بار در میان بدرقه گرم و پرشور برادران وخواهران حزب ا… کرج عازم جبهه های نور علیه ظلمت گردید و در گردان علی اکبر از تیپ سیدالشهدا در سِمت پیک مشغول به خدمت به اسلام گردید، تا اینکه در مورخه ششم اردیبهشت ۱۳۶۵ ساعت ۷:۴۰ دقیقه صبح ماموریت یافت که به مسئولین محورهای مربوطه در اطراف دریاچه نمک، محور فاو بصره پیامی را برساند.

او بعد از اینکه این ماموریت را انجام داد، پس از برگشت در نزدیکی سنگر خود هنگامیکه قصد داشت، گزارش کار خود را ارائه دهد و جواب پیام را نیز به مسئولین خود برساند، خمپاره ای در نیم متری او منفجر شد و او به فیض عظمای شهادت نائل گشت.

در تاریخ یازدهم اردیبهشت ۱۳۶۵ پیکر مطهرآن شهید در میان پرشورترین تشیع جنازه درحالیکه ۲برادر دیگرش درجبهه بودند، به خاک سپرده شد.

 

 


خاطرات


شهادت پسر و حال مادر…

 

 


آثار


آثار تولید شده درباره شهید سعید بورقی

 

کتاب «قربانی راه عشق» روایتی شعرگونه از زندگی نامه شهید «شهید قربانعلی (سعید) بورقی» می باشد.

  • شاعر: سیده صدیقه عظیمی نیا
  • طراح: مریم مروج زاده
  • انتشارات: طلوع فردا
  • سال انتشار: ۱۳۹۶
  • تعداد صفحات: ۱۲ صفحه مصور
  • گروه سنی: ب و ج

 

برشی از کتاب:

تفأل زدن واسه

تعیین نام، به قران

نام او را گذاشتن

هم «سعید » و هم « قربان»

روز و شبا گذشتن

تا این کودک قد کشید

قربان نام اصلیش بود

صداش می کردن سعید

همیشه از کودکی

قربان کرده عادت

نمازش را بخونه

کتاب قربانی راه عشق

 

 


تصاویر


 

Subscribe
Notify of
guest
0 دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
View all comments