شهید حسین اجاقی به روایتِ فرمانده گردان علی اکبر

شهید حسین اجاقی به روایتِ سردار حمید تقی زاده:

 

حمید تقی زاده

شهید اجاقی از فرماندهان تیپ نبی اکرم بود. او از بچه های قدیمی کرمانشاه در عرصه جبهه و جنگ بود که در مقطعی به لشکر ۱۰ سیدالشهدا آمد.

به طور کلی بچه های کرج با بچه های کرمانشاه آشنا بودند، چون مدتی را بچه های کرج در گیلانغرب و بعد هم قصر شیرین حضور داشتند و جنگیدند. محل استقرارمان در گیلانغرب، معروف شده بود به تپه ی کرجی ها.

بعدها هم در چند مقطع، بچه های کرمانشاه به لشکر سیدالشهدا آمدند و جنگیدند، مثل حاج طالبی که در عملیات والفجر ۸ از کرمانشاه به گردان ما (گردان حضرت علی اکبر) آمد.

بچه های کرمانشاه، همگی قَدَر بودند و باتجربه و از کهنه کارانِ جنگ، چون شهرشان از همان ابتدا با جنگ درگیر بود. کرمانشاه سرداران و فرماندهان زیادی دارد.

در یک مقطع دیگر هم حدود ۱۰ نفر از بچه های تیپ نبی اکرم کرمانشاه، به لشکر ۱۰ سیدالشهدا آمدند، ازجمله حسین اجاقی، شهاب خالصی و محسن آریان پور. آن زمان عرف بود که وقتی کسی از یگانی به یگان دیگر می رفت، مسئولیت نمی گرفت. ما که می دانستیم آنها نیروهای قوی و خیلی خوبی هستند، به زور توانستیم راضی شان کنیم و بهشان مسئولیت بدهیم. اجاقی با آنکه در کرمانشاه فرمانده گردان بود، اینجا به عنوان معاون دوم ایستاد.

جمع بچه هایی که از کرمانشاه آمده بودند، جمع خاصی بود. همه با اخلاق و باتقوا و خودساخته. همه را تحت تأثیر خود قرار می دادند. هیمنه و هیبت خاصی داشتند. مثلا حسین اجاقی فقط ۲۰ روز در گردان علی اکبر بود ولی به اندازه ی دو سال بر روی بچه های ما تأثیر گذاشت. انسان کم حرفی بود ولی پخته و دقیق. بسیار دلنشین بود. ستون کشی که کار خیلی سختی هم بود و جمع کردن و سامان دادن آنهمه آدم، مهارت بسیار زیادی را می طلبید، به عهده ی حسین بود.

شهید حسین اجاقی واقعا آدم عجیبی بود. پاک و مخلص. انسان برجسته ای بود هم به لحاظ دانش جنگی و هم به لحاظ شخصیتی و رفتاری.

او خیلی کم پیش ما بود ولی تا سالها حرفش بود و در ذهن و دل بچه های گردان علی اکبر جای گرفته بود. هنوز هم بعد از گذشت اینهمه سال، هر وقت با بچه ها صحبت از او می شود، ابعاد جدیدی از شخصیت بزرگش نمایان می شود.

 

 

 

روحش شاد و یادش گرامی

Subscribe
Notify of
guest
0 دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
View all comments