شهید علی برخورداری


شناسه


نام: علی

نام خانوادگی: برخورداری

نام پدر: عین الله

نام مادر: هادقه

ولادت: ۷ شهریور ۱۳۴۳

محل تولد: تهران

سن: ۲۱ سال

شهادت: ۲۱ بهمن ۱۳۶۴

محل شهادت: ام الرصاص

عملیات: والفجر ۸

یگان: لشکر ۱۰ سیدالشهدا – گردان علی اکبر – گروهان والعادیات

مسئولیت: مربی آموزش غواصی

رجعت و خاکسپاری: ۲۶ آذر ۱۳۸۸

مزار: کرج – امامزاده محمد

 

 


زندگینامه


شهید علی برخورداری مربی آموزش نظامی گروهان والعادیات لشکر ۱۰ بود و به نیروهای سایر گردانهای لشکر ۱۰ سیدالشهدا آموزش غواصی می داد.

وی در آخرین روزهای پیش از عملیات والفجر ۸ به گردان علی اکبر اعزام شد و در همان عملیات به شهادت رسید. وی ۲۱ ساله بود که در ۲۱ بهمن ۱۳۶۴ به شهادت رسید. پیکر پاکش در جزیره ام الرصاص جا ماند و در آذرماه ۱۳۸۸ به آغوش خانواده بازگشت و در امامزاده محمد کرج به خاک سپرده شد.

کتاب «جنگ در مرخصی» بر اساس زندگینامه این شهید بزرگوار به نگارش درآمده است.

 

 

 


خاطرات


زمستان ۱۳۶۴ در ادامه آموزشهای پیش از عملیات بزرگ والفجر ۸ ، وقتی گردان علی اکبر به کوثر رفته بود، به تازگی گروهانی در یکی دیگر از گردان های تیپ سیدالشهدا (گردان قمر بنی هاشم) شکل گرفته بود به نام “گروهان والعادیات” با هدف “آموزش غواصی”. این گروهان از گردان علی اکبر هم خواست که تعدادی نیرو جهت آموزش معرفی کند. ۲۰ نفر از بچه های گردان به منظور آموزش غواصی به این گروهان معرفی شدند، از جمله حسن یداللهی، رضایی، محمد، علی معروفخانی، اصغر قبله وردی، اصغر کریمی، رجبعلی پهلوانی، ابوذر، عباس، مسلم، سید رسول حسینی، حسین فلاح، رحمان بیرانوند، اصغر کوثری، محمد قورچیان، سید محمود اعتصامی و… داوطلب ها همه خوب و با انگیزه بودند، ولی اغلب کوچک و کم سن و سال. مسئولین آموزش، ابتدا نپذیرفتند ولی وقتی علاقه و اصرار و انگیزه ی آنها را دیدند، کوتاه آمدند.

حاج خادم؛ فرمانده گروهان والعادیات، شاکی شده بود و می گفت اینها کی اند؟!… چرا هر چی بچه بوده فرستادید؟!… غواصی که کار اینها نیست!… غواصی هیکل درشت و ورزیده و کماندو می خواهد، ولی شما هر چی بچه ی ریزه میزه و کم سن و سال بوده فرستادید! بعد هم برای آنکه حالشان را بگیرد هنوز از راه نرسیده، از مینی بوس که پیاده شدند، همانطور ساک به دست، بردشان روی پل شناور، گفت ساک هایتان را بگذارید سمت راستتان، لباس هایتان را دربیاورید بگذارید رویش و با صدای سوت من بپرید توی آب!

سوت را که زد، یک سری پریدند توی آب و یک سری هم نپریدند. آز آنهایی که پریدند، تعدادی بودند که اصلا شنا کردن هم بلد نبودند ولی برای اینکه دل مسئولشان را به دست بیاورند، پریدند. حاج خادم گفت: آنهایی که پریدند که هیچ، آنها که نپریدند، همین الان سوار شوند و برگردند.

آنهایی که ماندند، با وجود قد و قواره کوچکشان، حقیقتا بزرگ مردانی بودند که بعدها جز یکی دو نفر، همه شان به فیض شهادت نائل آمدند.

تمرینات غواصی بسیار سخت بود. ۴ ساعت صبح، ۴ ساعت بعدازظهر و ۳ ساعت هم شب، بچه ها آموزش غواصی می دیدند. یک نقطه برای شان مشخص می شد که باید از آنجا شروع می کردند و از کارون عبور می کردند و ۳ بار می رفتند و برمی گشتند. کار باید به دقت انجام می شد و در پایان به همان نقطه ی معیّن شده برمی گشتند، نه ۱ متر بالاتر و نه ۱ متر پایین تر. زمستان بود، آب؛ سرد بود، باد سرد هم می وزید و بچه ها تند تند نیاز به دستشویی پیدا می کردند ولی مربی می گفت ادرارتان را در همان لباس غواصی بریزید!

علی برخورداری قهرمان کشوری شنای قورباغه بود که به همه نیروها آموزش می داد ولی با بچه هایی که از گردان علی اکبر رفته بودند، ارتباط بیشتری داشت چون آنها نسبت به بقیه عقب تر بودند. امکانات و تجهیزات درست و حسابی هم نداشتند. روزهای اول آغاز کار، به یک نفر فین و شلوار و بالاتنه و اِشنوگل غواصی می رسید و به یک نفر نمی رسید.

تمرینات با شدت تمام ادامه داشت. یکی از تمرینات غواصی این بود که در خشکی باید با فین (کفش غواصی) باید ۳۰۰۰ تا فین می زدند (یعنی پای شان را بالا و پایین می کردند) این کار برای تقویت عضلات شکمشان بود تا توی آب کم نیاورند چون سرمای آب، احتمال گرفتگی عضلات را افزایش می داد…

… علی برخورداری در آخرین روزهای پیش از عملیات والفجر ۸ به گردان علی اکبر اعزام شد و در همان عملیات به شهادت رسید.

منبع: کتاب علی اکبرها

 

 


تصاویر


 

 

Subscribe
Notify of
guest
1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین نظرات بیشتر
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات
ناشناس
ناشناس
2 ماه پیش

روحت شاد مربی با اخلاق