حمام عمومی؛ جایی برای شناخت افراد خالص!

خاطره ای از جانباز مجید رضاییان

درباره شهید سید حسن کلانتر

دکتر حاج مجید رضاییان

 

 

یک روز جمعه، مرخصی کوتاهی به ما داده شد. با تعدادی از بچه ها تصمیم گرفتیم چند ساعتی را برویم اهواز.

با توجه به آنکه چند روز بود استحمام نکرده بودیم، برنامه ریزی کردیم اول برویم حمام.

حمام عمومی بود. همه جور آدم آنجا بود، از سربازها و ارتشی ها و بسیجی ها و پاسدارها تا مردم عادی.

کمی برایمان سخت بود بخصوص جلوی بچه های گردان خودمان، اما چاره ای نبود.

 

 

چیزی که برایم جالب بود این بود که ما همیشه در گردان، بچه ها را با لباس دیده بودیم و خبر از بدن های مجروح پنهان شده زیر لباسها نداشتیم. آن روز تازه فهمیدم که برخی در عملیاتهای مختلف چقدر تیر و ترکش خورده بودند و آثارش روی بدنهایشان مانده بود.

حمام عمومی فرصتی شده بود برای شناخت بیشتر بچه های پاک و خالص، کسانی که بارها مجروح شده بودند و هرگز بروز نداده بودند.

یکی از برادرانی که توجهم را جلب کرد، شهید سید حسن کلانتر بود. جای جای بدن سید حسن، آثار ترکش وجود داشت و من حقیقتا متعجب شده بودم. هرگز فکر نمی کردم این نوجوان اینقدر مجروحیت داشته باشد.

شهید سید حسن کلانتر

 

 

 

 

 

 

(خاطراتتان از دوران حضور در گردان حضرت علی اکبر را با ما به اشتراک بگذارید)

Subscribe
Notify of
guest
0 دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
View all comments