پُشتک زدن روی مین!

مصاحبه  «مصطفی بیات»

درباره شهید مسلم اسدی

 

مصطفی بیات

عملیات کربلای ۸ در شُرُف آغاز شدن بود. محل عملیات؛ همانجا بود که برای اولین بار آقا مسلم را دیده بودم؛ همان محل عملیات تکمیلی کربلای ۵ که منجر به دفع پاتک عراق شده بود.

 

همراه بقیه نیروهای گردان، از اوایل صبح هفدهم فروردین ۱۳۶۶ به منطقه آمده و در سنگرهایی که در خط مقدم قرار داشت، مستقر شدیم. با تاریک شدن هوا، نیروها به تدریج برای شرکت در عملیات آماده شدند.

وقتی به نقطه رهایی رسیدیم، با آمدن استخبارات عراق (که از منافقین هم در شنودهایشان استفاده میکردند) بر روی فرکانس بیسیم آقا مسلم، صدای «رضا-رضا-مسلم» شنیده شد!

آقا مسلم که متوجه شده بود شنود عراق است و میخواهد اطلاعات بدست بیاورد، گفت: «مسلم به‌گوشم! تو که رضا نیستی ولی من همان مسلمی هستم که تو شلحه سوار بابات شدم!…»

مسلم که متوجه شد دشمن آگاه شده، گفت آماده حرکت بشید.

 

من و آسید مجتبی محمدی که سر ستون دسته (علی اصغر کوثری) بودیم، آماده عبور از خط خودی بودیم که ناگهان منوّری با روشنایی خیره کننده از طرف عراقی ها منطقه جلو و بالای سرمان را مثل روز روشن کرد! مقابلمان زمینی پر از مین بود و معبری باز نشده بود.

مسلم در آن لحظه با دیدن آن صحنه فریاد زد: «بیایید پایین!»

بعد هم منتظر بچه های تخریبچی ماند که اژدربنگال بیاورند برای پاکسازی مسیر از مین، تا بتواند نیروهایش را حرکت دهد.

 

در همین حین، سر و کله‌ی مسئول محور پیدا شد که گفت: «با همین شرایط، به خط بزندید!» آقا مسلم هم که در طلایی ترین فرصت حمله، نیروهایش را پایین کشیده بود، زیر بار نرفت!

(در جبهه گاهی پیش می آمد که در انتخاب تصمیم بهتر، بین برخی از فرماندهان، درگیری لفظی هم پیش می آمد. اما حالا این اختلاف نظر، نه در اتاق فرماندهی! که در نقطه رهایی با حضور نیروها پشت خاکریز بود!)

مسلم که به فکر نیروهایش بود و زیر بار نمی رفت آنها را وارد میدان مین کند، برای آن که به مسئول محور نشان دهد خودش ترسی ندارد، بلند گفت: «من ترسی ندارم. من روی این مین ها پشتک میزنم!»

بعد هم دست به دگمه های پیراهنش برد که آن را از تن به در کند و به میدان مین بزند که سریع پریدیم دست و پایش را گرفتیم و مانعش شدیم. این؛ استوارترین پایی بود که می توان در آغوش کشید. همه می دانستند که مسلم با ترس بیگانه است…

فضا با رفتن مسئول محور آرام شد.

 

 

 

* اژدر بنگال یک خرج انفجاری است که در انتهای یک تیوب با طول زیاد تعیبه شده است. این ابزار توسط واحدهای مهندسی رزمی به منظور پاکسازی موانعی از قبیل مین و سیم خاردار به کار می رود.

 

 

 

Subscribe
Notify of
guest
1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین نظرات بیشتر
Inline Feedbacks
View all comments
حسین .
حسین .
7 ماه پیش

شهید مسلم اسدی اسوه شجاعت و دلاوری و نترسی بود…