نماز جماعت

خاطره از محمد حسن شاکری

درباره  «شهید مسلم اسدی»

تاریخ مصاحبه: ۱۲ آذر ۱۳۶۶

 

شهید مسلم اسدی اهمیت زیادی برای نماز جماعت قائل بود:

 

یکی دو روزی بود به دلایلی، در اردوگاه اعلام شده بود که «نماز جماعت برقرار نمی باشد.»

در حسینیه گردان نشسته بودیم که مسلم وارد شد و دید که یکی از بچه ها در حال خواندن نماز است. بلند گفت: «بچه ها همه پشت سر برادر …. »

همه سریع رفتند صف بستند و مشغول نماز جماعت شدند.

بعد از اتمام نماز، آن برادر از خجالت بدون این که حرفی بزند از حسینیه خارج شد و رفت.

مسلم هم به شوخی گفت: «نماز ظهرمان را به جماعت خواندیم. می گردیم یک نفر را پیدا کنیم که نماز عصرمان را هم به جماعت بخوانیم.» در همین حین، برادر دیگری در گوشه حسینیه در حال خواندن نماز بود که مسلم باز گفت: «برادرها! نماز جماعت برقرار است.»

دوباره بچه ها جمع شدند و نماز را به جماعت خواندند.

 

 

 

Subscribe
Notify of
guest
0 دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات