عملیات بیت المقدس ۲

عملیات بیت‌المقدس۲

 

پس از اتمام دوره‌ی مرخصی، نیروهای گردان به اردوگاه امام علی (ع) سنندج بازگشته و در آنجا مستقر شدند. در این زمان برادر تقی‌زاده خود نیز به جمع رزمندگان پیوسته و فرماندهی گردان را بر عهده گرفت. همچنین پس از چندی، برادر اسماعیلی نیز به‌عنوان معاون گردان معرفی شد.

پس از چند روز اقامت، در صبح روز ۵/۹/۶۶، گردان از اردوگاه امام علی (ع) حرکت کرده و در عصر همان روز به اردوگاه قائم واقع در جاده‌ی میاندوآب-مهاباد رسید. ازآنجاکه سوله‌های اردوگاه، هنوز برای اسکان آماده نشده بود، نیروها به‌صورت موقت در تعدادی چادر مستقر شدند. در روزهای بعد، با آماده شدن سوله‌ها، گروهان‌های نصر و فجر به آنجا منتقل شدند ولی سایر واحدها در همان چادرها باقی ماندند.

در تاریخ ۱۵/۹/۶۶، نیروهای جدید به گردان معرفی شدند و بلافاصله سازمان‌دهی شدند. در این دوره گردان علی‌اکبر از ۲ گروهان نصر و فجر و ۱ دسته ویژه (صف) تشکیل شده بود. پس از جذب نیروی جدید و سازمان‌دهی آن‌ها، برنامه‌های آموزشی و انجام راهپیمایی‌های طولانی طی روزهای بعد استمرار یافت.

در این دوره، سازمان‌دهی لشکر سیدالشهدا رسماً در قالب ۶ تیپ ثارالله، عاشورا، کربلا، الزهرا، نینوا و امام صادق انجام شد. برادر تقی‌زاده به‌عنوان فرمانده تیپ عاشورا معرفی شده و کار فرماندهی گردان به برادر رضاقلی که اخیراً به گردان بازگشته بود، سپرده شد.

در تاریخ ۴/۱۰/۶۶، محل عملیات گردان در ارتفاعات قَمیش واقع در غرب شهر ماووت عراق مشخص شد و فردای آن روز حدود ساعت ۱۰ صبح کادر گردان و گروهان‌ها برای توجیه منطقه‌ی عملیات در اتاق فرمانده گردان جمع شدند.

در تاریخ ۵/۱۰/۶۶، گردان در مانور تیپ ۲ عاشورا شرکت کرد. این مانور در یکی از ارتفاعات واقع در جنوب جاده‌ی میاندوآب-مهاباد صورت گرفت. در روزهای بعد نیز، مانورهای گروهانی به‌طور محدود در اطراف اردوگاه انجام شد.

ساعت ۴ بعدازظهر ۱۲/۱۰/۶۶، راهپیمایی بزرگ و طولانی گردان آغاز شد. این راهپیمایی بیش از ده ساعت به طول انجامید و در ساعت ۲ بامداد روز ۱۳/۱۰/۶۶ به پایان رسید.

در تاریخ ۱۳/۱۰/۶۶، به علت وضعیت نامناسب هوا و طغیان رودخانه عملیات به تاخیر افتاده و عده‌ای از نیروها به‌طور پراکنده به مرخصی رفتند. در این دوره با تسویه‌حساب برخی از کادر تیپ عاشورا و گردان علی‌اکبر، برادر تقی‌زاده با حفظ سمت خود مسئولیت فرماندهی گردان را بر عهده گرفت.

در تاریخ ۲۰/۱۰/۶۶، نیروهای گردان در صبحگاه لشکر حاضر شده، فرماندهی لشکر از یک اردوی ۳ روزه خبر داد که حاکی از شروع عملیات بود. متعاقب آن ساعت ۱۱ صبح اعلام شد تا نیروها نسبت به تحویل ساک‌ها و وسایل خود به تعاون اقدام کنند.

در تاریخ ۲۱/۱۰/۶۶، تمامی نیروهای گردان پس از صرف صبحانه برای حرکت آماده و سوار اتوبوس‌ها شدند و ساعت ۱۰ صبح از اردوگاه به سمت سقز حرکت کردند. حوالی ظهر، اتوبوس‌ها به پادگان تیپ نینوای لشکر در سقز رسیده و نیروها برای تجدید وضو از اتوبوس‌ها پیاده شدند. تمامی نیروها پس از دقایقی در کامیون‌هایی که از قبل آماده‌شده سوار شدند و به‌طور مخفیانه پس از پوشاندن ماشین‌ها بدون جلب‌توجه و ایجاد سروصدا به سمت اردوگاه تاکتیکی اعزام شدند. کامیون‌ها در ساعت ۷ شب به مقر تاکتیکی گردان به نام موقعیت حضرت علی‌اکبر واقع در نزدیکی پاسگاه مرزی ماووت عراق رسیدند و در چادرهایی که از قبل در یک قبرستان محلی آماده شده بود، مستقر شدند.

از صبح روز ۲۳/۱۰/۶۶، توجیه نیروها شروع شد و افراد نسبت به چگونگی انجام عملیات آگاه شدند. در ساعت ۷ شب همان روز، حرکت گردان از مقر خود به‌سوی محل عملیات آغاز شد. این ستون‌کشی با استفاده از تاریکی شب انجام شده و تا ساعات اولیه‌ی بامداد ۲۴/۱۰/۶۶ ادامه یافت. نیروها در مسیر خود، پس از عبور از پل ایجادشده بر روی رودخانه‌ی قلعه چولان در یکی از شیارهای دامنه‌ی شرقی ارتفاع قَمیش مستقر شدند؛ این محل از دید مستقیم دشمن خارج بود.

نیروهای گردان تا نزدیکی غروب آفتاب ۲۴/۱۰/۶۶، در شیارها به استراحت پرداخته و پس‌ازآن، ستون گردان به همراه سایر نیروهای عمل‌کننده از نقطه‌ی رهایی، معروف به تپه‌ی تک درخت، به سمت ارتفاع اصلی قَمیش رهسپار شدند.

تا ساعت ۱:۱۵ بامداد ۲۵/۱۰/۶۶، نیروهای گردان به نزدیک مواضع دشمن بر روی ارتفاع قَمیش رسیدند و پس از اعلام رمز عملیات، یورش خود را برای تسخیر اهداف تعیین‌شده آغاز کردند. درگیری با نیروهای دشمن تا ساعاتی چند ادامه یافت تا آنکه در ساعت ۶ صبح گردان تمام مواضع پیش‌بینی‌شده را تصرف و پاک‌سازی کرد. از اوایل بامداد هم انتقال تدارکات و پشتیبانی با استفاده از نیروی انسانی و قاطر آغاز شد. کار تخلیه‌ی شهدا و مجروحین به دلیل صعب‌العبور بودن مسیر و سرمای هوا، با دشواری انجام می‌گرفت.

از ساعت ۱۰صبح ۲۵/۱۰/۶۶، از ارتفاعات مقابل، دشمن اقدام به اجرای آتشی سنگین بر روی مواضع تازه آزادشده کرد. متعاقب آن در ساعت ۱۱ صبح، دشمن به‌شدت شروع به پاتک نمود. برخی از گردان‌های لشکر نیز جلو آمده و همراه نیروهای گردان حضرت علی‌اکبر اقدام به دفع پاتک کردند.

در تاریخ ۲۶/۱۰/۶۶، در بعدازظهر، دسته ویژه برای انجام ماموریت جدید خود، به‌سوی خط مقدم اعزام شد، در حوالی غروب آفتاب، دسته ویژه با موافقت فرماندهی برای بازسازی به موقعیت حضرت علی‌اکبر منتقل شد.

گردان پس از ۲ روز عملیات و دفع پاتک، سرانجام در تاریخ ۲۷/۱۰/۶۶ و درحالی‌که بارش آغاز شده بود، از منطقه خارج و به موقعیت حضرت علی‌اکبر در عقبه بازگشت. پس از ۲ روز استقرار در این محل، نیروهای گردان در تاریخ ۲۹/۱۰/۶۶ با چند دستگاه اتوبوس به اردوگاه قائم واقع در میاندوآب بازگشتند.

ساعت ۱۱ روز ۴/۱۱/۶۶، صبحگاه لشکر در محل اردوگاه قائم برگزار شد و حاج علی فضلی برای نیروها سخنرانی کردند. فردای آن روز در ساعت ۱۶:۳۰ نیروهای گردان به همراه سایر نیروهای لشکر به‌وسیله‌ی ده‌ها دستگاه اتوبوس به مرخصی اعزام شدند.

اوایل صبح ۶/۱۱/۶۶، نیروهای گردان به شهر کرج رسیدند؛ از قبل مراسم استقبال پیش‌بینی شده بود و حوالی ساعت ۱۰ صبح نیروهای لشکر با استقبال مردم کرج وارد شهر شدند و پس از مراسم نیروها به محل سکونت خود رفتند.

اگرچه مرخصی نیروها در تاریخ ۱۷/۱۱/۶۶ به پایان رسیده بود ولی پس از ۲ بار تمدید، درنهایت روز ۲۴/۱۱/۶۶ به‌عنوان پایان مرخصی اعلام شد. در این روز، در حوالی ساعت ۱۳:۳۰ نیروها در پادگان ولیعصر جمع شدند و به سمت اردوگاه جدید واقع در اندیمشک اعزام شدند.

 

Subscribe
Notify of
guest
2 دیدگاه‌ها
جدیدترین
قدیمی‌ترین نظرات بیشتر
Inline Feedbacks
View all comments
غلامرضا دیهیم
غلامرضا دیهیم
1 سال پیش

من از مشهد مقدس اعزام شدم.درهمان تاریخ با کامیون چادر کشیده بغل کامیون نوشته شده بود.کمک های مردم حزب الله به جبهه های حق علیه باطل خیلی سختی از جهت سرمای شدید زمستان برف و باران گل ولای کشیدم چون بچه سال بودم. شب تو یک سوله همه بالای همدیگه جا کم بود همه ناراضی بودن یادم فرمانده به ما گفت بچه‌ها خدا میداند فردا چندنفر از شما شهید بشین بعدش افسوس می خورید که چرا بحث کردم. با این کلمه همه ساکت شدند و هماگونه هم شد… اگریادم باشه ازیک کوهی بنام گردرش که پائین کوه رود ی بود… بیشتر »

admin2
مدیر
1 سال پیش

برادر غلامرضا
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات
بسیار متشکریم که خاطرات ناب خود از آن دوران طلایی را با ما به اشتراک گذاشتید.
مطلب بسیار جذاب و خوبی بود و حتما از آن استفاده خواهد شد.
منتظر مطالب بعدی شما هستیم.
یا علی
التماس دعا