لباسی به قیمت ۵۰۰۰ صلوات

خاطرات برادر  کاظم بصیر درباره  «شهید  عباس روزبهانی»   عباس روزبهانی از رزمندگان قدیمی گردان علی اکبر بود. شخصیتی بسیار متین و با نزاکت داشت. اغلب اوقات، ساکت بود؛ مخلص بود و با صفا. متواضع بود و با گذشت... *** مدتی بود که عباس در حال شمردن صلوات بود. پرسیدیم: قضیه این صلواتها چیست؟ گفت: از آقا محسن، بچه های بنام گردان حضرت قمربني هاشم عليه السلام، بادگير درجه يكي گرفته ام که بهای آن؛ فرستادن 5 هزار صلوات بر حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفی(ص) و خاندان مطهر ايشان است. اللهم صل ...
بیشتر

قاطر دردسرساز!

خاطره ارسالی برادر سید حسن موسوی نژاد (لشکر ویژه شهدا) برای سایت گردان علی اکبر   در یکی از عملیاتها؛ به دلیل کوهستانی بودن منطقه عملیات و عدم امکان استفاده از خودرو جهت تردد نیرو و حمل مجروح و مهمات، عمده کار حمل و نقل، به وسیله قاطرها انجام می شد. خوب به خاطر دارم که یکی از قاطرها که ناتوان بود از حمل باری که بر پشتش گذاشته شده بود، نشسته بود و تکان نمی خورد. یکی از رزمنده ها به نام برادر برقعی جلو رفت تا ببیند می تواند قاطر را بلند کند یا نه. اما قاطر خسته، لگدی حواله ی چشم برادر...
بیشتر

دیدار یار

خاطره از: محمدجواد کولیوند؛ برادر جانباز شهید حسن کولیوند   حاج حسن، قطع نخاع گردن بود و پاها و دستهایش توانایی حرکت نداشتند. برای جابجا شدن، حتما باید دو نفر کمک می کردند. برای همین، در سفر مکه اش، من و پدر مرحومم او را همراهی کردیم. آن 15 روزی که در مکه بودیم، همراه با کاروان جانبازان، سخت ولی بسیار شیرین بود. حاج حسن هم، تلافی کرد. یک روز صبح زود تماس گرفت. خوشحالی عجیبی در صدایش بود... گفت: «داریم می رویم خدمت مقام معظم رهبری. دیدار خصوصی است. 30 نفر بیشتر نیستیم...
بیشتر

نوری در نیمه شب

خاطره ابوالفضل محمدی   در طول مدت حضورم در جبهه و گردان علی اکبر، با انسانهای نورانی و باصفایی دمخور بودم که همیشه خدا را از این بابت شاکرم و این را برای خود، توفیقی بزرگ می دانم. از میان آن انسانهای انتخاب شده، برخی بودند که نسبت به سایرین متمایزتر بودند و می شد نور خدا را در چهره هایشان دید. یکی از آنها؛ شهید سید حمید دهقان بود که در عملیات کربلای 1 در مهران به شهادت رسید و یکی دیگر؛ شهید مسلم اسدی که در عملیات کربلای 8 در شلمچه به دیدار خدا رفت. دیگری؛ شهید رضا مصطفی بود...
بیشتر