عاشق

    سنی نداشت که شور رفتن به جبهه به دلش افتاده بود. اما هر بار که می رفت برای ثبت نام، به درِ بسته می خورد. مسئولین هر بار با اعزام او مخالفت می کردند.   دست آخر، دست مادرش را گرفت و با همبه بسیج ناحیه رفتند. مادر، کار خودش را کرد! مسئول بسیج به مادر سعید گفت: مادر! پسرتان 15 سال بیشتر ندارد. ضمن اینکه دو پسر دیگرتان هم در جبهه هستند. برای همین است که ما می خواهیم مانعش شویم. مادر گفت: کسی که عاشق شد، ديگر نمي شود جلوي او را گرفت.   مسئولان وقتی...
Read More

شهید قربان امین پور

شناسه نام: قربان نام خانوادگی: امین پور نام پدر: صادق ولادت: 7 آذر 1330 محل تولد: ساوجبلاغ سن: 34 سال شهادت: 21 بهمن 1364 محل شهادت: جزیره ام الرصاص عملیات: والفجر 8 یگان: لشکر 10 سیدالشهدا - گردان علی اکبر رجعت و خاکسپاری: 13 سال بعد - 5 مهر 1376 مزار: گلسار - سیف آباد خالصه     خاطرات https://www.ali-akbar.ir/15028/%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d9%86%d9%87/   تصاویر  
Read More

گزارش یادواره مجازی شهدای گردان (سی‌امین سالگرد)

  گزارش یادواره مجازی شهدای گردان حضرت علی اکبر علیه السلام اسفند 1398   سال 1398 برخلاف روال سالهای گذشته، مراسم سالگرد شهدای گردان علی اکبر برگزار نشد. این مراسم که قرار بود جمعه 16 اسفند 1398 در جماران برگزار شود، به دلیل شیوع ویروس منحوس "کرونا" لغو گردید. به پیشنهاد فرمانده گردان حاج حمید تقی زاده، با توجه به بستر مناسب فضای مجازی و استفاده از ظرفیت سایت قرار شد این برنامه به صورت مجازی در سایت گردان علی اکبر علیه السلام با فراخوان قبلی جهت حضور و مشارکت همرزمان برگزا...
Read More

شهیدی که خودش در را به رویمان باز کرد!

خاطره مجید رضاییان     در سال 1377 که مقارن با دهمین سالگرد شهدای گردان علی اکبر بود، حاج حمید تقی زاده به دنبال آن بود که مراسم سالگرد شهدا در آن سال، کمی ویژه تر از سالهای قبل باشد؛ خانواده های بیشتری به مراسم دعوت شوند و مراسم باشکوه تری برگزار گردد. به همین جهت، مواردی پیش بینی شد. از جمله اینکه: قرار شد کار بزرگی شروع و انجام شود مبنی بر اینکه تمام خانواده های شهدای گردان علی اکبر، یک به یک، شناسایی شوند و ضمن دعوت از ایشان جهت حضور در مراسم، لوح یادبودی نیز خدمتش...
Read More

تقارن ارتحال فرزند “پیر جماران” با مراسم گردان در “جماران”

خاطره مجید رضاییان   روزهای آخر اسفند 1373 بود. من به همراه مرحوم پدرم و یکنفر دیگر، در راه جماران بودیم برای شرکت در مراسم سالگرد شهدای گردان علی اکبر. کمی دیر شده بود. باران شدیدی هم می بارید. در مسیر، یکی از همرزمان به نام برادر محسن آریاپور را هم دیدیم. ایشان هم با ما همراه شدند.   نزدیک حسینیه شدیم، از مقابل بیمارستان بقیه الله شماره 2 که داشتیم رد می شدیم، احساس کردیم شرایط متفاوت است. رفت و آمدها عادی نبود. اتومبیلی مقابل بیمارستان پارک شد که آقای ناطق نوری ب...
Read More