آرزویی که محقق نشد!…

خاطرات جانباز مجید رضاییان درباره مرحوم عدنان اوغر   عدنان در طول زندگی اش، همواره با سختی های بسیاری مواجه بود. پیش از جنگ و حین آن، به دلیل داشتن اصالت ایرانی، توسط صدام از عراق اخراج شده و از مادر و خواهرانش دور افتاده بود. *** بعد از جنگ، به دنبال کار بود، اما با توجه به وضعیتی که داشت، به سختی برایش کار پیدا می شد. یکبار تمام مراحل استخدام را هم طی کرد، اما چون مدارک شناسایی اش کامل نبود، در نهایت جور نشد. پس از مدتی، بالاخره توانست به دعوت یکی از آشنایانش، در محلی مشغول ...
Read More

آرزوهایی که جا ماند…

در مصاحبه ای که با شهید مسلم اسدی انجام شده بود، مصاحبه کننده می پرسد: بزرگترین آرزویتان چیست؟ شهید مسلم اسدی جواب می دهد: ما وقتی پا به اینجا گذاشتیم، با تمام آرزوهایمان خداحافظی کردیم... آری! شهدا پشت پا زدند به دنیا... آنها به حقیقتی رسیده بودند که توانسته بودند بگذرند از متعلقاتشان...       عبد خالص مسلم؛ عشق و علاقه عجیبی به اهل بیت(ع) داشت. او از بنیانگذاران هیئت متوسلین به فاطمه زهرا (س) در گردان علی اکبر بود. این شیر صف‌شکن، بعد از نمازها، چونان ...
Read More