بصیرت عدنان

گفتگو با حاج حمید پارسا درباره مرحوم عدنان اوغر   من و عدنان هر دو در گردان حضرت علی اکبر علیه السلام بودیم، اما هیچوقت با هم در یک گروهان نبودیم. لذا شناخت نزدیکی از او نداشتم، اما دورادور متوجه حُسن خلق و شخصیت محجوبش بودم. هم محجوب و هم محبوب بود.   عدنان اوغری شخصیت مقاومی داشت و از سال 1364 که به جبهه آمد، تا پایان جنگ، ماند و جنگید. او در ایمان و اعتقاداتش، ثبات قدم داشت. او نگاه با بصیرتی داشت. با آنکه عراقی بود و جبهه مقابل ما، هموطنانش بودند، اما آنها را بر حق ن...
Read More

دعایی که شهید اصغر کریمی را ناراحت کرد!

خاطره حاج حمید پارسا درباره شهید اصغر کریمی   شهید اصغر کریمی؛ بینی کشیده و بلندی داشت... او خیلی کباب کوبیده دوست داشت. هروقت می‌رفت شهر و برمی‌گشت، شروع می کرد به تعریف کردن: یک کبابی دیدم، عجب کبابی داشت! جایت خالی! دو پرس خوردم و دلی از عزا درآوردم... او می گفت و من هم فقط گوش می کردم!   یکبار وقتی اصغر داشت تعریف میکرد، گفتم: تو هم می‌روی میخوری و فقط تعریفش را برای من می آوری! دفعه بعد، اصغر وقتی از شهر آمد، دو پرس چلوکباب هم خریده بود و همراه خودش آورده بود و ...
Read More

شجاعت شهید محسن ایوبی

  عملیات والفجر 8 در حال انجام بود. تعدادی از گردان های لشکر 10 سیدالشهدا به فاو رفته بودند و تعدادی هم به جزیره ام الرصاص. گردان علی اکبر از اروندرود رد شده و مشغول عملیاتی سنگین در ام الرصاص بود. بچه های گروهان جهاد، در قسمتی از کانال، در حال پاکسازی بودند که یکدفعه دود و آتش بلند شد. آنها از حرکت ایستادند. فرمانده شان، حمید پارسا، آمد حرکت کند برود ببیند چه شده که محسن ایوبی رفت جلوی او را گرفت. پارسا در حالی که سعی می کرد محسن را کنار بزند، گفت: چیه؟ -         کجا می خوای بری؟ ...
Read More

ماجرای پدر شدنِ فرمانده گروهان

  اوایل زمستان سال 1364 بود... رزمندگان گردان علی اکبر که مهیّای عملیات والفجر 8 بودند، بعد از مدتها آموزش سخت، به مرخصی رفته بودند.   ساعت 11 صبح آخرین روز مرخصی بود که اولین فرزند حمید پارسا (فرمانده گروهان جهاد) به دنیا آمد. ساعت 16 همان روز، گردان قرار حرکت داشت به سمت جنوب. پارسا دخترش را در بیمارستان دید، با همسرش خداحافظی کرد، ساکش را برداشت و به سمت راه آهن راه افتاد. شهید محسن ایوبی همرزم و هم محل پدر همسر پارسا بود، رفته بود دنبال او که با هم بروند ایستگاه ...
Read More

ماجرای پدر شدنِ فرمانده گروهان

اوایل زمستان سال 1364 بود... رزمندگان گردان علی اکبر که مهیّای عملیات والفجر 8 بودند، بعد از مدتها آموزش سخت، به مرخصی رفته بودند.   ساعت 11 صبح آخرین روز مرخصی بود که اولین فرزند حمید پارسا (فرمانده گروهان جهاد) به دنیا آمد. ساعت 16 همان روز، گردان قرار حرکت داشت به سمت جنوب. پارسا دخترش را در بیمارستان دید، با همسرش خداحافظی کرد، ساکش را برداشت و به سمت راه آهن راه افتاد. شهید محسن ایوبی همرزم و هم محل پدر همسر پارسا بود، رفته بود دنبال او که با هم بروند ایستگاه راه آهن و قضیۀ بچ...
Read More