پدربزرگ‌های خالی‌بند!

خاطره سید حسن قاسمی فرد درباره شهید مسلم اسدی     در اردوگاه کوثر که بودیم؛ مقابل چادر مخابرات، محوطه‌ای را با چوب، محصور کرده بودیم و بعضی شب‌ها که فرصتی دست می‌داد، آتشی در وسط آن درست می‌کردیم، می نشستیم گرداگردش و از هر دری سخنی... به این ترتیب، هم زمان می‌گذشت، هم از طریق صحبت با دوستان، بار دلتنگی خانواده از روی دلمان سبک‌تر می‌شد.   یادم می‌آید یک شب شهید مسلم اسدی می‌گفت: «بچه ها! شاید زمانی برسد که برای نوه‌هایمان تعریف کنیم این جنگ را... و بگوییم با تیر و آ...
Read More

خوش آن روزی که نوبت بر من آید…

خاطره حاج سید حسن قاسمی فرد درباره شهید حسن هادی پور   مرحله سوم عملیات بزرگ کربلای 5 بود... من و هادی پور؛ بیسیمچیِ شهید محمدباقر آقایی بودیم و داشتیم با تویوتا به طرف خط می‌رفتیم. ناگهان یک گلوله در طرف راست ماشین، به زمین خورد و به دنبال آن، آقایی و هادی پور مجروح شدند. شهید آقایی که ترکش به پایش خورده بود، ناچار شد برود عقب، اما هادی پور را نتوانستیم راضی کنیم برگردد. او با همان جراحت، همراهمان آمد و به وسیلۀ یک آمبولانس، به طرف خط رفتیم. مقداری دیگر رفتیم تا به نقطه...
Read More

مصاحبه با حاج سید حسن قاسمی فرد

این مصاحبه به صورت مجازی و به همت "جانباز گرانقدر علیرضا نوروزی" انجام شده است.   با سلام و احترام خدمت دوستان عزیز. ضمن گرامیداشت ایام چهلمین سالروز هفته دفاع مقدس، یاد می‌کنم از رفقای شهیدم که به آرزوی خود رسیدند و امیدوارم به شفاعت آن عزیزان. همچنین آرزوی توفیق دارم برای تمامی جانبازان و شهدای زنده و عاقبت بخیری همۀ آنهایی که به ندای پیر خمین، لبیک گفتند را از خداوند متعال، خواستارم. اینجانب سید حسن قاسمی فرد (سید قاسم) متولد 19 دیماه ۱۳۴۷ هستم. پیش از آن که در جبهه حضور یا...
Read More