شجاعت شهید محسن ایوبی

  عملیات والفجر 8 در حال انجام بود. تعدادی از گردان های لشکر 10 سیدالشهدا به فاو رفته بودند و تعدادی هم به جزیره ام الرصاص. گردان علی اکبر از اروندرود رد شده و مشغول عملیاتی سنگین در ام الرصاص بود. بچه های گروهان جهاد، در قسمتی از کانال، در حال پاکسازی بودند که یکدفعه دود و آتش بلند شد. آنها از حرکت ایستادند. فرمانده شان، حمید پارسا، آمد حرکت کند برود ببیند چه شده که محسن ایوبی رفت جلوی او را گرفت. پارسا در حالی که سعی می کرد محسن را کنار بزند، گفت: چیه؟ -         کجا می خوای بری؟ ...
Read More

شهره به شجاعت

خاطراتی از «مجید رضاییان»، «ابوالفضل محمدی» و «حسین اخلاقی» درباره شجاعت شهید مسلم اسدی       مسلم؛ در شجاعت، شهره بود. من در جبهه افراد شجاع بسیاری را دیدم، اما به جرأت می توانم بگویم که مثل مسلم را ندیدم. او حقیقتا دشمن را کوچک و ناچیز به حساب می آورد و وقتی یورش می برد به سمت دشمنی که به انواع سلاحها و تیربارها مجهز بود، ذره ای ترس نداشت.           در عملیات کربلای 8 ، اولین کسی که از خاکریز رد شد و رفت جلو؛ مسلم بود. شرایط...
Read More

پُشتک زدن روی مین!

مصاحبه  «مصطفی بیات» درباره شهید مسلم اسدی   عملیات کربلای 8 در شُرُف آغاز شدن بود. محل عملیات؛ همانجا بود که برای اولین بار آقا مسلم را دیده بودم؛ همان محل عملیات تکمیلی کربلای 5 که منجر به دفع پاتک عراق شده بود.   همراه بقیه نیروهای گردان، از اوایل صبح هفدهم فروردین 1366 به منطقه آمده و در سنگرهایی که در خط مقدم قرار داشت، مستقر شدیم. با تاریک شدن هوا، نیروها به تدریج برای شرکت در عملیات آماده شدند. وقتی به نقطه رهایی رسیدیم، با آمدن استخبارات عراق (که از منافقین هم...
Read More