مرثیه

شعری که فرزند یکی از رزمندگان قدیمی گردان علی اکبر به مناسبت شهادت امام حسن عسکری سروده است   سامرا در دل خود داغ فراوان دارد هر شبش منظره شام غریبان دارد با خودش ماتم آن خانه و زندان دارد یک طرف خاطرۀ گنبد ویران دارد سامرا شهر عجیبی ست خدا می داند سامرا مهد غریبی ست خدا می داند تو کریمی و به پیش تو جهان مفلس بود شد طلا از نفست هر که ز جنس مس بود حج تو دیدن رخسار گل نرگس بود پرورش یافته ات ماه دو صد مجلس بود قسمت این بود جهان تار و مه آلود شود بعد تو منتظر مهدی موعود شود عاشقی...
Read More

عقابِ آسمانِ عشق

دلنوشته یکی از دوستان شهید مسلم اسدی     گلویم را کنون بغضی به سختی می فشارد و پتکی از غم و دردش به فرقم ضربه می کوبد و تیغ هجرانش چو شمشیری به قلب داغدارم می نشیند زبانم را توان نبود که شرحش را بگویم باز .....خبر آورد پیکی جانب یاران که ای یاران چراغ بزممان خاموش گشت و مرد بلی مسلم ز جمع ما جدا گردید و هجرت کرد صدای ناله ها برخواست نوای عاشقان سرشد و صورتها به اشک دیدگان تر شد ..... زمان بگذشت .... اذان ظهر را گفتند ولی جایش ...
Read More