گزارش یادواره مجازی شهید حسن یداللهی

  گزارش یادواره مجازی شهید حسن یداللهی تیر 1398     به دنبال برگزاری یادواره های مجازی در سایت گردان حضرت علی اکبر صورت گرفت، در تیرماه 1398 پنجمین یادواره ی مجازی نیز برگزار شد. یادواره ی مجازی پنجم برای شهید حسن یداللهی، در سالروز عملیات کربلای یک و شهادت ایشان برگزار شد.     جهت برگزاری این یادواره:   در گام اول؛ صفحه ی اختصاصی شهید بزرگوار در سایت گردان، با استفاده از جستجو در آرشیو و همچنین مراجعه به خانواده شهید، تکمیل شد و...
Read More

زیارت مجازی مزار شهید “حسن یداللهی”

  زیارتنامه شهدا   اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ‏ يا اَوْلِيآءَ اللَّهِ وَاَحِبَّائَهُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَصْفِيآءَ اللَّهِ وَاَوِدَّآئَهُ، سلام بر شما اى اوليای خدا و دوستانش. سلام بر شما اى برگزيدگان خدا و دوستدارانش. اَلسَّلامُ‏ عَلَيْكُمْ يا اَنْصارَ دينِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَنْصارَ رَسُولِ اللَّهِ، سلام برشما اى ياوران دين خدا. سلام بر شما اى ياران رسول خدا، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَنْصارَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ، اَلس...
Read More

شهیدِ زرنگ

  مصاحبه با  «آقای محمد زارع»       در خصوص  «شهید حسن یداللهی»     من و شهید حسن یداللهی در یک گروهان بودیم. بعد هم که دسته ویژه به فرماندهی شهید مسلم اسدی تشکیل شد، حسن شد پیک دسته ویژه. او خیلی معنوی بود. بیشتر هم با تبلیغات گردان، که طلبه ها بودند، رفت و آمد می کرد. ولی با همه دوست بود، می گفت، می خندید و شوخی می کرد. با وجود آنکه معنوی بود اما آدم خشکی نبود. ارتباط و رفتارش با همه خوب بود. در عین صمیمیت و خودمانی بودن، به همه احترام می گذاشت. هر کسی را می خواس...
Read More

کمرم شکست!

  شهيد آقا جواد رهبر دهقان مي‌گفت: «وقتي دلم مي‌گيره با او حرف مي‌زنم و زنده مي‌شم...» شهيد حاج علي گروسي چنان به او نگاه مي‌كرد انگار که مريدي به مرادش نگاه مي‌كند. حاج عباس رنجي (جانشين گردان علی اکبر) هر وفت او را مي‌ديد چهره جدي‌اش بشاش مي‌شد. روحاني گردان مي‌گفت: «اگر به حوزه بياید، یک شهيد بهشتي ديگر است.»   ***   كوچك بود و كم حرف، شجاع و مؤدب، محجوب و محبوب... پیدا بود که سن و سالش به 17 نمی رسید، ولی چون دروغ نمي‌گفت در مورد سنش حرف نمي‌زد. مثل نسي...
Read More

برای من از حوری نگو!

روحانی گردان داشت سخنرانی می کرد. می گفت اگر شهید شوید به بهشت می روید. آنجا چنین است و چنان است. روحانی از حوریان بهشتی می گفت که حسن بلند گفت: «حاجاقا! برای ما از بهشت و حوری ها نگو! فقط بگو ببینیم که اگه شهید شیم، اباعبدالله رو می بینیم یا نه؟» همه جا خوردند. البته از حسن بعید نبود. «حسن یداللهی» با 16 سال سن، چنان شخصیت محکمی داشت که تمام گردان را تحت تاثیر خود قرار داده بود. حسن؛ یک مرد بزرگ بود، در هیبت یک نوجوان. قلب بزرگش در جثه ی کوچکش خودنمایی می کرد. با آن سن پایین و جثه ی...
Read More