به همین سادگی!

از خنکای باد کولر تا گرمای 50 درجۀ جبهه خاطره از مجید ایزدیار درباره شهید حسین عبدالمالکی     حسین عبدالمالکی سرباز ارتش بود. او تلفنچی بود. صبح می رفت تهران و ظهر برمی گشت کرج. به همین راحتی، دورۀ سربازی اش را می گذراند!...   یکروز دیدم آمده به جبهه، گردان علی اکبر! خیلی تعجب کردم! گفتم: تو کجا؟!... اینجا کجا؟!...   تعریف کرد... گفت: یکروز مثل همیشه نشسته بودم زیر باد کولر، هوا خنک و مطبوع بود... آب خنک و شربت هم کنار دستم بود... یکهو برق رفت...
Read More