فرماندهی با محوریت “دوستی”، نه “دستور”!

خاطره علی عیسایی درباره شهید جواد رهبر دهقان   شهید جواد رهبر دهقان، با رفتارش به ما درس می داد، نه با زبانش. او فرمانده بود، اما ارتباطش با نیروها، صمیمانه و دوستانه بود. همه دوستش داشتند و پروانه وار، گِردش می چرخیدند... فرماندهی او با محوریت دوستی بود نه دستور. در جوار او که بودیم، از کیلومترها دویدن و عرق ریختن و آموزش های سخت هم لذت می بردیم!     جواد رهبر دهقان جزء آن دسته از فرماندهانی بود که در قلب نیروهایش جای داشت. همیشه به یادش هستیم خدا...
Read More

پیشقدم

خاطره   عـلی عیسـایی درباره   شهید حسین جامد     خاص و خواستنی من و شهید حسین جامد چند سالی با هم بودیم و در طول این مدت، درسهای زیادی از او گرفتم. ما با هم در گردان قمر بنی هاشم بودیم؛ در یک دسته و یک گروهان. وقتی که گردان قمر برای مدتی منحل شد، من و حسین جامد و تعدادی دیگر از بچه ها که حدودا یک دسته می شدیم، به گردان علی اکبر رفتیم. جو گردان قمر بنی هاشم، داش مشدی و پهلوانی و لوطی گری بود و در گردان علی اکبر، جو معنوی غالب بود. و حسین که هم آن را داشت و هم این ر...
Read More

یک بغل گل…

بعضی ها آنقدر خوبند که در وصف نمی گنجد نمونه اش؛  «علی عیسایی» بی منت و بی مزد مهر می ورزد و عشق و خوبی را میان همرزمان و دوستانش می پراکند...     حاج علی عیسایی، بی آنکه کسی از او بخواهد، 30 سال است که با یک بغل گل، میهمان مراسم سالگرد شهدای گردان علی اکبر می شود و میهمان می کند همه را به شاخه ای گل به محبتی عمیق و مهری ماندگار...   تمام گل های زیبای عالم تقدیم تو باد مرد مهربان
Read More