فرمانده‌ی فرمان‌پذیر!

    شهید جواد رهبر دهقان به روایتِ مهدی زمانیان   یالِ کرج به قول کرجی‌ها، آقا جواد یالِ کرج بود (یعنی فرزند کرج بود). او در سپاه کرج مشغول خدمت بود و با وجود جثه‌ی کوچکش، بدن قوی و پراستقامتی داشت، و روحی که از جسمش هم قوی‌تر بود. بسیار شوخ طبع بود و تمام گفتمان‌هایش‌آمیزه‌ای از شوخی و جدی بود. با گشاده‌رویی و شوخ طبعی‌‌ منحصربفردی که داشت، هر کسی را به وجد می‌آورد و روحیه زندگی همراه با استقامت را به دیگران تزریق می‌کرد.   جواد رهبر دهقان از نخست...
Read More

فکر بکر

شهید جواد رهبر دهقان به روایتِ مهدی زمانیان   در پدافندی فاو، چند روز اول که مستقر شده بودیم، مشغول سنگرسازی و‌ آماده کردن خط بودیم. کار سختی بود و چند روز طول کشیده بود. بچه‌ها دیگر خسته شده بودند. تا اینکه آقا جواد فکری کرد و طرحی ریخت که خستگی را از جسم و روح بچه‌ها بزداید...   او در سه راهی نزدیک محل استقرارمان، یک ایستگاه صلواتی راه انداخت و هر روز غروب از بچه‌ها دعوت می‌کرد تا به آنجا بروند، هم برای نوشیدن چای و هم برای گپ و گفت با دوستان... خودش هم می‌شد معرکه ...
Read More