یادگار نوروز ۱۳۶۵

خاطره حاج اکبر اسماعیلی     نوروز سال 1365 بود. بچه های گردان به مرخصی رفته بودند و فقط چند نفر مانده بودیم. از جمله: مهدی زمانیان، علی یونسی، جمشید شاه محمدی (راننده تدارکات گردان)، مسلم اسدی، من و چند نفر دیگر... بچه ها آمدند به چادر اصلی گردان و پیشنهاد  کردند که "بیایید ما هم همین جا عید بگیریم" اول قبول کردیم، ولی کمی که فکر کردیم و سری به اینطرف و آنطرف چرخاندیم، دیدیم هیچ چیز از وسایل مربوط به عید را نداریم. بی خیال شدیم و گفتیم "ولش کنید، ما که چیزی ند...
Read More

نوروز در گردان علی اکبر (ع)

خاطرات نوروزیِ گردان:   به دنبال فراخوان اعلام شده در سایت مبنی بر به اشتراک گذاردن خاطرات نوروز در گردان، یکی از همرزمان متن و عکسهای مرتبط خود را ارسال نمودند. ضمن تشکر صمیمانه از جناب "ر.داوودآبادی" خاطره ی ایشان در ذیل آورده می شود:     روز پنج شنبه 64/12/29 (قبل از رفتن به خط پدافندی فاو) فرمانده دسته شهیدابوالقاسم کشمیری و شهیدمسلم اسدی به بچه ها پیشنهاد دادند تا ناهار روز عید را بیرون از محوطه گردان در کنار هم همراه با کادر گردان بخوریم. صبح اولین روز ...
Read More