مستِ بوی شلغم!

  خاطره کاظم بصیر از  عملیات کربلای 4     بوی سیر و شلغمی که توی قابلمه روی چراغ والر بود، فضای چادر را برداشته بود... هیچوقت فکر نمی کردم یک روزی اینچنین مست بوی شلغم شوم! دو تا پخته اش را جدا کردم، زدم بر بدن! و ماجرا را پرسیدم...   تعریف کردند که: چون بچه ها در سرمای پاییز، شبانه روز توی آبهای سرد، مشغول آموزش و تمرین شنا هستند، برادران مسئول آموزش تیپ فرات دستور دادند شلغم تهیه شود که تا حدودی از ابتلا به سرماخوردگی و دردهای مفصلی و رماتیسم، جلوگیر...
Read More

بصیرت

خاطره برادر کاظم بصیر از عملیات کربلای 4     تاریک شب و سکوت وحشتناکی کل منطقه را فرا گرفته بود... هر کسی را که می دیدی در حال یافتن چراغ یا شمع و کبریتی بود برای روشن کردن اتاق ویرانی که در آن مستقر بود... شرایط خبر از آرامش قبل از طوفان می داد. دیگر همه فهمیده بودیم که امشب؛ شب عملیات است... شب سه شنبه بود... به اتفاق روحانی معظم گردان؛ حاج آقا قاسم پور و برادر یوسفی، دعای روحبخش توسل با شور و حالی وصف ناشدنی برگزار شد. همه اشک می ریختند و حالت تضرع به درگاه خداوند داشت...
Read More